در میانه بحران‌های اخیر منطقه، یک پرسش مهم‌تر از همیشه مطرح شده است: آیا کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌توانند وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهند؟

پاسخ کوتاه این است: جایگزینی کامل، فعلاً ممکن نیست؛ اما کاهش اهمیت هرمز امکان‌پذیر است.

برخی مسیرهای جایگزین از سال‌ها قبل وجود داشته‌اند. خط لوله «پترولاین» عربستان، نفت را از منطقه شرقی این کشور به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند و ظرفیت انتقال آن به حدود ۷ میلیون بشکه در روز می‌رسد. خط لوله کرکوک–جیهان نیز نفت عراق را به ساحل مدیترانه می‌رساند و طرح‌هایی برای توسعه مسیرهای جایگزین در منطقه مطرح شده است.

اما این مسیرها محدودیت‌های جدی دارند. نخست اینکه خط لوله نمی‌تواند جایگزین مسیر دریایی برای انتقال LNG شود؛ موضوعی که برای قطر اهمیت ویژه‌ای دارد. دوم، ظرفیت خطوط لوله و بنادر با حجم عظیم تجارت دریایی قابل مقایسه نیست. پیش از جنگ ۳۹روزه، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد.

در کنار محدودیت‌های فنی، مانع بزرگ‌تر شاید سیاسی باشد. مسیرهای جایگزین می‌توانند وابستگی جدیدی میان کشورهای منطقه ایجاد کنند؛ کشورهایی که برای انتقال انرژی یا کالا ناچار به استفاده از زیرساخت‌های یکدیگر خواهند شد.

از سوی دیگر، هماهنگی گمرکی، حمل‌ونقل، ریلی و جاده‌ای و سرمایه‌گذاری مشترک، سطح بالایی از همکاری سیاسی را می‌طلبد؛ چیزی که میان بسیاری از کشورهای منطقه هنوز شکل نگرفته است.

بنابراین هرمز احتمالاً حذف‌شدنی نیست، اما انحصار آن بر مسیر انرژی منطقه می‌تواند به‌تدریج کاهش پیدا کند.