به گزارش اکوایران؛ هر دو خواستهای که آقای نیکزاد به آن پرداخته غیرمنطقی است. در مورد برگزاری جلسات علنی خوب است او به این پرسش پاسخ دهد که: مگر شما نماینده مردم نیستید؟ خب، از طریق یک نظرسنجی از جامعه سؤال کنید آیا بود و نبود جلسات علنی مشکل جامعه است؟ و اگر مجازی یا واقعی باشد دردی از آنها دوا میکند؟
آقای نیکزاد خوب میداند حتی۵درصد شرکتکنندگان در یک نظرسنجی علمی به نظر او رای نمیدهند. بعلاوه کسانی که پوست خربزه زیر پای وی میگذارند که از این ایده دفاع کند، شان و جایگاه مجلس برایشان هیچ اهمیتی ندارد و دنبال هیاهو و جنجال هستند و متاسفانه سادگی جناب نایبرئیس این مجال را برای آنها ایجاد کرده که حرفشان را از زبان نایبرئیس مجلس بیان کنند. شورایعالی امنیت ملی و شخص آقای قالیباف در این باره به تصمیم درستی رسیدهاند.
آقای نیکزاد در باره قانون عفاف و حجاب با ذکر مقدمهای میگوید: وضعیت بهگونهای است که ما اکنون در برخی سفرها دچار تردید میشویم که آیا مقصد پرواز همانجایی است که اعلام شده است یا خیر؛ چرا که با دیدن وضعیت ظاهری افراد شک میکنیم و پس از تحقیق، متأسفانه به حقیقت پی میبریم و متاثر میشویم.
بله حرف آقای نیکزاد در باره نامناسببودن وضعیت حجاب درست است. البته چون ایشان فقط هوایی سفر میکند وضعیت را بدتر هم میبیند اما روی زمین هم وضع حجاب خیلی بهتر از آسمان نیست و واقعاً نهفقط برای متدینین که برای بسیاری از خانوادههایی که اخلاقیات را رعایت میکنند ناراحتکننده است، بااینحال راهحلی که او پیشنهاد میکند سادهلوحانه است.
بهزعم نایبرئیس مجلس، اگر قانون عفاف و حجاب ابلاغ شود ظرف چندروز مملکت گلوبلبل میشود. به نظر میرسد او حتی یکبار این قانون را نخوانده. نکته اصلی این قانون که یواشکی و در کمیسیون فرهنگی به تصویب رسید رودررو قراردادن نیروی انتظامی با مردم است. بلکه صحیحتر آن است که بگوییم تقابل بخشی از جامعه با کلیت نظام است. رئیسجمهور و شورایعالی امنیت ملی فهم درستی از ماهیت نابسامان این قانون داشتند که توقف اجرای آن را تدبیر کردند.
قضیه کاملاً روشن است. بنا به دلایلی، بخش قابلاعتنایی از زنان و دختران جامعه زیر بار حجاب نمیروند. یکی از دلایل اصلیاش متوقف کردن فعالیت فرهنگی و تبلیغی آن هم بر مدار روش پیامبر، امامان و علمای بزرگ است. یک پدیده فرهنگی اجتماعی را فقط باید با روشهای تربیتی سامان داد. بگیر و ببند و گشت ارشاد و نظایر آن محصولش همان شد که در پاییز ۱۴۰۱ دیدیم و کار به جایی رسید که در دولت شهید رئیسی تقابل با بیحجابی متوقف شد. (به لحاظ تاریخی این نکته مهم است که کدام دولت مقابله با این پدیده را کنار گذاشت)
امروز نیز تقریباً هیچ مسئولی دغدغهاش حفظ حجاب شرعی نیست چون درصد افرادی که آن را رعایت نمیکنند نه در پایتخت و کلانشهرها که در شهرهای متوسط و کوچک نیز عدد بالایی را نشان میدهد. اکنون دغدغه اصلی، نیمه برهنگی آن هم نه به شکل گسترده است که باید تأکید کرد با قانون عفاف و حجاب فقط گره را کورتر خواهند کرد. با قانون، هیچ بیحجابی محجبه نمیشود و هیچ پدیده ناهنجاری کنار نمیرود. مثال آشکارش مقررات برچیدن دیش ماهواره است.
اگر اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس همین مقدار وقت و زحمت را که برای این قانون گذاشتند صرف توجیه جامعه میکردند نفعش قطعاً بیشتر بود. خدا هم به کار آنها برکت میداد. اما وقتی حجاب را به حربهای برای بازی سیاسی تبدیل کردند نتیجهاش همین است که میبینیم. مثلاً همین آقای آقاتهرانی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس را یادمان هست که چه منبرها و سخنرانیهای تأثیرگذاری داشت. اما وقتی دامن به سیاست آلوده کرد و خود را با احمدینژاد هم پرونده ساخت، هم تأثیر سخنانش به صفر رسید و هم با ورود به مجلس، نقش فرهنگی تبلیغی خود را به توفان فنا سپرد. درست است که الان برای او و امثال او دیر شده اما همچنان بازگشت به عرضه فرهنگ دینی، ثواب اخروی و نتیجه دنیوی بیشتری نصیب خواهد کرد. انشاءالله.
در باره حجاب این نکته نیز مغفول نماند. پوشش درصدی از بانوان حتماً نهفقط با شرع که با عرف جامعه سازگاری ندارد. بانوان زیادی هستند که روسری نمیپوشند، اما با برهنگی مخالفند. بهترین و مؤثرترین راه این است که همین بیحجابها برای توجیه هنجارشکنها توجیه شوند که در مواردی نیز چنین رفتاری مشاهده شده. بهغلط ناگزیریم بخشی از بدپوششی مثلاً در حد حجاب سر را بپذیریم (که عملاً پذیرفتهایم). در آن صورت جامعه هدفی که با آن مواجه خواهیم شد بسیار کوچک خواهد بود و درصد بزرگی از بیحجابها نیز مواجهه با ساختارشکنی را به این دلیل که به نفع خودشان است قبول خواهند کرد و جامعه بیآنکه به سمت هیجان و اضطراب و تشنج برود، بیحجابی غیرعرفی را غیرقابلتحمل خواهد دانست. در این فضا فعالیت فرهنگی نیز احتمالاً جواب خواهد داد.
انتشار خبرهایی مانند اینکه فلان مقدار پول به زنان داده شده تا برهنگی پیشه کنند، حتی اگر واقعیت داشته باشد هیچ دردی را دوا نمیکند و باورپذیر هم نیست. طبیعی است که دشمن علاوه بر توطئههای نظامی و امنیتی و اقتصادی، هر کاری از دستش برآید برای فروپاشی اجتماعی فروگذار نمیکند و برای مقابله با آن باید طراحی مناسب صورت گیرد اما اگر اتفاقی مانند شارژ پول رخداده باشد کشف آن توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی کار سختی نیست. برخورد با این افراد قلیل هم راحت است. وقتی راههای رسیدن پول و افراد دریافتکننده شناسایی شوند قضیه بدون نیاز به فعالیت تبلیغاتی جمع و جور میشود.
کوتاهسخن آنکه نسخهای که آقای نایبرئیس مجلس میپیچد، علاوه بر سادهلوحانه بودن بدجوری بوی فتنه میدهد. این فتنه ازآنجهت خطرناکتر است که دشمن تجربه ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را هم در انبان خود دارد. دو دبیر پبشین شورایعالی امنیت ملی،سردار احمدیان و شهید دکتر علی لاریجانی به درستی تصمیم گرفتند و بازی مدعیان خحاب را به هیچ گرفتند. رجاءواثق دارم که سردار محسن رضایی نیز همان خواهد کرد.