به گزارش اکوایران، در پی تشدید درگیریها در منطقه، مناقشه لفظی تند میان ایران و اردن، نگرانی فزاینده در منطقه را برجسته کرده است؛ این در حالی است که تهران میگوید عملیاتهایش تنها پایگاههای نظامی آمریکا را هدف قرار میدهند.
موقعیت زمانی مناسب برای فشار به واشنگتن؟
به نوشته نشریه پولیتیکو، حملات ازسرگرفتهشده ایران علیه کشورهای عربی، مخاطرات قدرتهای منطقهای افزایش داده است. برخی از این کشورها میگویند امید خود را به یافتن راهی برای خروج از جنگ از دست میدهند و معتقدند اوضاع پیش از انتخابات ماه نوامبر بدتر خواهد شد.
نگرانی این است که ایران در مقطع کنونی انگیزه ویژهای برای افزایش حملات داشته باشد؛ یعنی پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا و این امر احتمال گسترش درگیری منطقهای را بیشتر کند.
یکی از دیپلماتهای عرب در این رابطه گفت: «ایران مایل است این وضعیت تشدید و تلافیِ کنترلشده را تا زمان انتخابات میاندورهای ادامه دهد.» او استدلال کرد که تهران فرصتی دارد تا با وارد کردن هزینه سیاسی به دونالد ترامپ و حزب او، به آنها آسیب بزند.
به گفته حمیدرضا عزیزی از گروه بینالمللی بحران که با دیپلماتهای فعلی و سابق ایران در ارتباط است، تهران این وضعیت را راهی برای تحت فشار قرار دادن ترامپ در مقطعی آسیبپذیر میبیند؛ بهویژه با توجه به افزایش قیمت نفت و محبوب نبودن جنگ در میان رأیدهندگان آمریکایی. او توضیح داد: «اگر ایران بخواهد تنش را تشدید کند، باید این کار را در هفتههای آینده انجام دهد تا ترامپ تحت فشار قرار بگیرد و بخواهد کاری مانند بازگشت به دیپلماسی انجام دهد.»
اوضاع منطقه به جای آرامش بیشتر، متشنجتر میشود
این وضعیت باعث افزایش احساس ناامیدی در سراسر منطقه شده است، زیرا کشورها خود را برای بدتر شدن اوضاع آماده میکنند.
یک هواپیمای امارات در حال آمادهسازی برای فرود، درحالیکه دود ناشی از آتشسوزی در نزدیکی فرودگاه بینالمللی دبی در ماه مارس به آسمان برمیخیزد/عکس از خبرگزاری فرانسه
دیپلمات عرب مذکور گفت: «آخر کار چیست؟ حجم افزایش توان نظامی از افزایش فعالیتهای دیپلماتیک بیشتر است. به نظر من قرار است شاهد تشدید بیشتر تنش باشیم.» به گفته یک دیپلمات دیگر، ایران به نوعی، چارهای جز افزایش حملات ندارد. وی گفت: «احساس میکند فشار اقتصادی در کنار حملات نظامی گسترده ممکن است باعث شود اهرم فشار خود را از دست بدهد؛ بنابراین تلاش میکند وضعیت را تغییر دهد تا هزینه و درد بیشتری ایجاد کند.»
موج حملات از روز یکشنبه شدت گرفته است؛ زمانی که نیروهای آمریکایی به پرتابگرهای موشکی ایران در جزیرهای در تنگه هرمز حمله کردند. روز چهارشنبه، ایران اعلام کرد که به مواضع و تجهیزات آمریکا در بحرین، اردن، عراق و کویت حمله کرده است. همچنین یک نفتکش با پرچم عربستان سعودی روز چهارشنبه هدف حمله قرار گرفت و در این حمله دو خدمه فیلیپینی کشته شدند. روز پنجشنبه، ارتش کویت ادعا کرد که «تهدیدهای خصمانه موشکی و پهپادی» از سوی ایران را رهگیری کرده است.
انصارالله مورد حمایت ایران نیز حملات خود را در نزدیکی تنگه بابالمندب که مسیر دسترسی به دریای سرخ را کنترل میکند، افزایش دادهاند.
آخرین مواضع ونس پیرامون تحولات منطقه
ترامپ تأکید کرده است که اجازه نخواهد داد محاسبات سیاسی بر تصمیمات او درباره ایران تأثیر بگذارد، اما محبوب نبودن این درگیری در میان رأیدهندگان و قیمت بالای بنزین، جمهوریخواهان را در موضع دفاعی قرار داده است.
جیدی ونس پیش از نشست میان ایالات متحده، ایران، پاکستان و قطر در دریاچه لوسرن، سوئیس، در تاریخ ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری فرانسه
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور ایالات متحده، روز پنجشنبه از بهکار بردن واژه «جنگ» برای توصیف این درگیری خودداری کرد و تلاش آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز را خدمتی به بازارهای جهانی انرژی توصیف کرد که مستلزم پذیرفتن برخی هزینهها خواهد بود.
او گفت: «ما واقعاً دو گزینه داریم: میتوانیم از آنجا خارج شویم که در این صورت وضعیت کل جهان بسیار بدتر خواهد شد، زیرا دسترسی تضمینشدهای به نفت و گاز وجود نخواهد داشت؛ ضمناً کشورهای عربی خلیج فارس به ما میگویند که این بدترین اتفاق ممکن خواهد بود؛ یا میتوانیم بپذیریم که ایرانیها بیپروا به کشتیها شلیک خواهند کرد و ما نیز برای اطمینان از اینکه اقدامات آنها به یک بحران جهانی انرژی منجر نمیشود، هر کاری را که لازم باشد انجام دهیم.»
او برای کشورهایی که بیشترین پیامدهای این رویکرد را متحمل خواهند شد، دلگرمی چندانی فراهم نکرد و تأثیر حملات اخیر را کماهمیت جلوه داد. ونس گفت: «در حال حاضر هیچ تیراندازی فعالی وجود ندارد.» او افزود: «میدانم که در برخی نقاط، درگیری شدت گرفته است.»
نگرانی کشورهای منطقه
میانجیهای منطقهای مانند عمان، پاکستان و قطر همچنان تلاش میکنند مذاکرات را از سر بگیرند، اما مشخص نیست دولت ترامپ دلیلی برای کاهش فشارهای دوگانه اقتصادی و نظامی خود بر ایران میبیند یا خیر.
مقامات کویتی که پس از حمله روز چهارشنبه، خسارات وارده به یک ترمینال در فرودگاه بینالمللی کویت را بازرسی میکنند/عکس از خبرگزاری کویت
بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، روز پنجشنبه در مقالهای در فایننشالتایمز از تلاش کشورش برای دستیابی به توافقی با ایران بر سر تنگه هرمز دفاع کرد و از گرایش برخی رهبران جهان انتقاد کرد که «تصمیم میگیرند خودشان، بدون دیپلماتها، دیپلماسی کنند.» برخی دیگر میگویند هرگونه بازگشت به مذاکرات باید هدفی روشن داشته باشد. انور قرقاش، مقام اماراتی، روز یکشنبه خواستار «رویکردی واقعبینانهتر شد که فراتر از تفاهمنامهای برود که نتوانست یک نقشه راه عملی و قابل قبول ارائه کند.»
به گفته تریتا پارسی، معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی، بر اساس گفتوگوهایش با مقامهای کشورهای خلیج فارس، «آنها بهشدت نگران هستند و در حال حاضر انتظار در منطقه این است که درست پیش از انتخابات میاندورهای یا بلافاصله پس از آن، دور سوم بزرگی از جنگ آغاز شود.» او افزود: «برداشت من این است که در این کاخ سفید اساساً هیچ آمادگی و تمایلی برای پذیرش استدلالهای مربوط به دیپلماسی وجود ندارد.»
زیانهای جبرانناپذیر
بااینحال، نگرانی از شکلگیری یک چرخه تشدید تنش در سراسر منطقه وجود ندارد.
داگ سیلیمن که در نخستین دولت ترامپ سفیر آمریکا در عراق بود و همچنان با افرادی در منطقه در ارتباط است، گفت: «من از سوی دولتهای خلیج فارس نگرانی خاصی درباره تشدید تنش احساس نکردهام، چون این تشدید بیشتر در سطح لفاظی است تا اقدام نظامی. برداشتی که من دارم این است که فعلاً کار تمام شده است.»
دود ناشی از حمله پهپادی گزارششده در روز چهارشنبه، از فرودگاه بینالمللی کویت به آسمان برمیخیزد/عکس از خبرگزاری فرانسه
الکس وطنخواه که تحولات ایران را در مؤسسه خاورمیانه دنبال میکند، وضعیت را برای قدرتهای منطقهای یک فاجعه توصیف کرد. او گفت: «اینکه بگوییم همه اقتصادهای خلیج فارس، صرفنظر از نتیجه این جنگ، برای آینده قابل پیشبینی گروگان ایران هستند، اغراق نیست.»
تشدید تنش لفظی میان تهران و امان
در همین حال، به نوشته المانیتور، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، روز جمعه در واکنش به اظهارات همتای اردنی خود، ایمن الصفدی که موضع تهران درباره اقدام تلافیجویانه مستقیم را رد کرده بود، گفت حملاتی که ظرف چند ساعت پس از اقدام اولیه آمریکا اردن و کشورهای همسایه را هدف قرار میدهند، فراتر از دفاع صرف از خود هستند.
نیروهای آمریکایی و اردنی در سال ۲۰۲۲ در رزمایشهای نظامی چندملیتی که توسط اردن میزبانی شد، شرکت کردند/عکس از جوردن پیکس
عراقچی در پستی به زبان عربی در شبکه اجتماعی ایکس پرسید: «وزیر خارجه اردن تا چه زمانی دیگر تصور میکند ایران باید منتظر بماند تا در برابر متجاوزی که نه به حاکمیت کشورهای عربی و نه به حاکمیت ایران احترام میگذارد، واکنش نشان دهد؟»
تهران بر این موضع است که میزبانی از تأسیسات نظامی آمریکا که در عملیات علیه ایران مورد استفاده قرار میگیرند، این تأسیسات را به اهداف مشروع برای حملات تلافیجویانه تبدیل میکند. مقامهای ایرانی تأکید دارند که عملیاتهایشان زیرساختهای آمریکا را هدف قرار میدهد، نه کشورهای میزبان مانند اردن، کویت، قطر یا امارات متحده عربی.
بااینحال، این تمایز برای دولتهای منطقه که امنیت، قلمرو و ثبات اقتصادیشان همچنان در برابر پیامدهای ناخواسته آسیبپذیر است، اطمینان چندانی ایجاد نمیکند. موضع اردن شکاف فزاینده را بهخوبی نشان میدهد. الصفدی تأکید کرده است که اردن کشوری مستقل است و «طرف این جنگ نبوده است.» او همچنین توصیف نیروهای آمریکایی مستقر در اردن بهعنوان پایگاههای مستقل آمریکا را رد کرده و گفته است این نیروها در چارچوب توافقهای دفاعی دوجانبه دیرینه، در تأسیسات اردن مستقر هستند.
موضع سختتر خلیج فارس
آخرین حملات ایران به کویت موجب تشدید بیسابقه لحن دیپلماتیک در سراسر منطقه خلیج فارس شده است. کویت این حملات را رویکردی خصمانه و «تضعیف نظاممند» دیپلماسی خواند؛ موضعی که بهطور محسوسی تندتر از رویکرد سنتاً محتاطانهتر این کشور بود.
یک ساختمان آسیبدیده در حمله پهپادی گزارششده ایران، در جریان درگیری آمریکا و اسرائیل با ایران، در سیف، منامه، بحرین، ۱۰ مارس ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری رویترز
شرکای منطقهای نیز با لحنی نامعمول و قاطع از کویت حمایت کردند: قطر این حمله را «تشدید خطرناک» خواند، در حالی که امارات متحده عربی آن را «نقض آشکار» حاکمیت توصیف کرد و بحرین خواستار اقدام قاطع بینالمللی شد. کویت نیز در واکنش اعلام کرد حق دارد اقدامات لازم را برای دفاع از قلمرو و زیرساختهای حیاتی خود اتخاذ کند.
تهران، از سوی خود، تلاش میکند خطی روشن میان این دو ترسیم کند: نیروهای آمریکایی اهداف مشروع هستند، اما کشورهای عربی میزبان آنها هدف مشروع نیستند. اما این تمایز در سراسر منطقه در حال از بین رفتن است.
از دید پایتختهای کشورهای خلیج فارس، حاکمیت یک کشور در محدوده پیرامونی یک پایگاه متوقف نمیشود. حتی حملات دقیق به سایتهای نظامی مستلزم استفاده از حریم هوایی خارجی، فعال شدن سامانههای پدافند هوایی، مختل شدن هوانوردی غیرنظامی و به خطر افتادن زیرساختهای حیاتی است. در نهایت، دولتهای میزبان هستند که باید پیامدهای سیاسی و فیزیکی عملیاتهایی را تحمل کنند که خودشان آنها را درخواست نکردهاند.
پیمان مکه و چرخه بازخورد خطرناک
این وضعیت خطر ایجاد یک چرخه بازخورد خطرناک را به همراه دارد: تهران تأسیسات آمریکایی در منطقه را پایگاههای عملیاتی فعال برای حمله به ایران میبیند، درحالیکه پایتختهای کشورهای خلیج فارس حملات تلافیجویانه ایران را حملهای مستقیم به حاکمیت خود تلقی میکنند.
مراسم امضای پیمان مکه در تاریخ ۷ آگوست ۲۰۲۶ در مکه، عربستان سعودی/عکس از خبرگزاری فرانسه
به نظر میرسد هرچه تهران حملات بیشتری در سراسر منطقه انجام دهد، فشار در پایتختهای عربی برای ایجاد چارچوبهای امنیتی جمعی عمیقتر بیشتر خواهد شد؛ موضوعی که توافقنامهای را که اخیراً در مکه امضا شده، بیش از پیش در کانون توجه قرار میدهد.
اگرچه در این پیمان صراحتاً نامی از ایران بهعنوان دشمن برده نشده و عضویت سایر کشورهای منطقه نیز در آن باز گذاشته شده است، زمانبندی آن معنادار است. نشست اواخر ماه آگوست کمیته راهبردی سیاسی و دفاعی این پیمان نشان داد که هماهنگی نهادی میان اعضا از هماکنون آغاز شده است.
واکنش رسمی تهران به این توافق بهطور محسوسی محتاطانهتر از اظهارنظرهای تهاجمی مطرحشده در رسانههای همسو با حکومت ایران بوده است. بااینحال، رسانههای رسانههای محافظهکار از وجود بحثی عمیقتر در داخل ایران پرده برداشتند.
رسانههای رادیکال این توافق را «نمایشی مضحک» برای مهار ایران توصیف کردند و همزمان پرسیدند آیا عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان میتوانند بر اختلاف منافع خود غلبه کنند یا خیر. برخی دیگر از نشریات محافظهکار این پیمان را از زاویهای متفاوت تحلیل کردند و گفتند این توافق بازتاب کاهش فزاینده اعتماد ریاض به واشنگتن است.
این بحث ممکن است از نگاه بعضی دولتهای منطقه یک تناقض اساسی در محاسبات راهبردی تهران را آشکار کند. ایران مدتهاست تأکید کرده که امنیت منطقه باید بهجای قدرتهای خارجی، توسط بازیگران محلی مدیریت شود؛ اصلی که توافق مکه ادعا میکند بازتابدهنده همان دیدگاه است.
خطرات بازدارندگی
در نهایت، بحران کمتر به این موضوع بستگی دارد که آیا ایران واقعاً قصد حمله به دولتهای عربی را دارد یا نه، و بیشتر به این بستگی دارد که آیا این پایتختها میتوانند در شرایطی که خاکشان به صحنه رویارویی ایران و آمریکا تبدیل شده است، بیطرف بمانند یا خیر.
اگرچه هدف قرار دادن تأسیسات آمریکا با محاسبات تهران درباره بازدارندگی و تحمیل هزینه سازگار است، اما ایران با قانون بازده نزولی شدیدی مواجه است: هر حمله خطر آن را افزایش میدهد که کشورهای میزبانِ مردد را به مشارکتکنندگان فعال در یک دفاع جمعی علیه ایران تبدیل کند.
توافق مکه نقطه عطف این تغییر وضعیت را بهخوبی نشان میدهد. این توافق اگرچه هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد و از عمق عملیاتی یک ائتلاف در حد ناتو برخوردار نیست، اما چارچوبی برای دفاع جمعی ارائه میدهد. اگر کشورهای خلیج فارس به این نتیجه برسند که تضمینهای دیپلماتیک تهران چندان موثری نیست، انگیزه آنها برای تبدیل چنین سازوکارهایی به واقعیتی عملی و قدرتمند، بیش از پیش افزایش خواهد یافت.