اکوایران: چین کشوری است که بیش از هر کشور دیگری به امنیت انرژی و کشتیرانی در خاورمیانه علاقه‌مند است، زیرا بزرگ‌ترین واردکننده نفت این منطقه محسوب می‌شود.

به گزارش اکوایران، رؤسای‌جمهور چین و روسیه قرار است برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، همراه با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در اجلاس سازمان همکاری شانگهای که از روز دوشنبه در قرقیزستان آغاز می‌شود، گرد هم بیایند.

آزمون بلوک‌ غیرغربی

به نوشته بلومبرگ، کارزار اقتصادی فزاینده دونالد ترامپ علیه ایران، محدودیت‌های گروه امنیتی‌ای را که شی جین‌پینگ و ولادیمیر پوتین طی سال‌ها برای ایجاد وزنه‌ای در برابر قدرت آمریکا گسترش داده‌اند، به آزمون گذاشته است.

سازمان همکاری شانگهای در ابتدا در غرب به‌عنوان رقیبی شرقی برای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، تلقی می‌شد. اعضای این سازمان، از جمله روسیه، چین و ایران، در سال‌های اخیر رزمایش‌های نظامی مشترک بیشتری برگزار کرده‌اند. بااین‌حال، این سازمان حتی در ایجاد یک بانک توسعه، سازوکارهای پرداخت مشترک و ابتدایی‌ترین شکل‌های یکپارچگی اقتصادی نیز با مشکل مواجه شده است.

به گفته تمور عمراف، پژوهشگر مرکز کارنگی روسیه اوراسیا: «رهبران سازمان همکاری شانگهای تلاش خواهند کرد این اجلاس را بسیار مهم جلوه دهند تا دونالد ترامپ متوجه شود که در آن سوی این نظم جهانی نیز قدرتی وجود دارد.» بااین‌حال، او افزود که غرب «چیزهای بسیار زیادی را به سازمان همکاری شانگهای نسبت می‌دهد که در واقع وجود ندارند.»

هنری وانگ هویائو، بنیان‌گذار مرکز پژوهش‌های چین و جهانی‌شدن در پکن، می‌گوید: «پیام هر سال روشن‌تر و بلندتر می‌شود که یک بلوک امنیتی تازه در حال شکل‌گیری است.» به گفته او، جهان تک‌قطبی تحت سلطه آمریکا «دیگر وجود ندارد.»

بااین‌حال، در شرایطی که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، تهدید کرده است برای مجازات ایران و حامیان آن، مجموعه‌ای از اقدامات موسوم به «روز دی اقتصادی» را به اجرا بگذارد، رویارویی تهران با ترامپ ممکن است ناتوانی سازمان همکاری شانگهای در اقدام هماهنگ را آشکار کند.

اگرچه این بلوک در سال‌های اخیر به‌طور قابل‌توجهی گسترش یافته است، رقابت میان اعضا باعث شده جاه‌طلبی ژئوپلیتیکی آن تا حد زیادی به سازوکارهای عملی و مشخص برای اقدام در عرصه جهانی تبدیل نشود. احتمالاً همین مسئله باعث خواهد شد رهبران این سازمان در اجلاس بیشکک صرفاً حمایت نمادین خود را از تهران اعلام کنند. نه شی و نه پوتین آمادگی خود را برای حمایت نظامی از ایران نشان داده‌اند و حمایت اقتصادی آنها نیز محدود بوده است. احتمال اعمال تحریم‌های بیشتر آمریکا، برای گروهی که تلاش کرده نظم جهانی تحت سلطه غرب را به چالش بکشد، اهمیت این مسئله را دوچندان کرده است.

جرمی چان، تحلیلگر ارشد چین و شمال شرق آسیا در گروه اوراسیا، گفت: «می‌توان انتظار داشت محکومیت لفظی آمریکا مطابق با رویه معمول تبلیغات چینی صورت بگیرد.» اما به گفته او، پکن ممکن است همزمان تمایلی نداشته باشد توجه‌ها را به این واقعیت جلب کند که سازمان همکاری شانگهای در حفاظت از امنیت یکی از کشورهای عضو خود تا چه اندازه ناکارآمد بوده است.

بستری برای اعلام رهبری جهانی

نیکی آسیا هم در این رابطه نوشت، رهبران کشورهای اوراسیا در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، برای اجلاس سازمان همکاری شانگهای به رهبری چین گرد هم می‌آیند و این نشست در سایه تحریم‌های جدید ایالات متحده علیه یکی از جدیدترین اعضای این گروه، یعنی ایران، برگزار می‌شود. به گفته اوا سیورت، تحلیلگر ارشد موسسه مطالعات چین مرکاتور: «سازمان همکاری شانگهای به یک گروه بسیار گسترده‌تر با وزن ژئوپلیتیکی و نمادین قابل توجه تبدیل شده است». سیورت، نویسنده کتاب «سازمان همکاری شانگهای و دیدگاه چین در روابط بین‌الملل»، گفت: «برای چین، این سازمان بستری مفید فراهم می‌کند تا خود را به عنوان یک قدرت بزرگ و رهبر گروه وسیع‌تری از کشورهای در حال توسعه جنوب جهان معرفی کند.» 

c0fdb14f8b2eef0bea2a5d522c3d3e7cee0386f0

 

یک شکارچی قرقیز با عقاب طلایی در مراسم استقبال از شی و همسرش پنگ لی‌یوان توسط سدیر جاپاروف، رئیس جمهور قرقیزستان  پس از ورود به بیشکک برای شرکت در اجلاس سازمان همکاری شانگهای، در 30 آگوست 2026/ عکس از آسوشیتدپرس

انتظار می‌رود گردهمایی بیشکک در مورد نقاط داغ جهانی و همچنین ابتکارات همکاری منطقه‌ای از تجارت و سرمایه‌گذاری گرفته تا اتصال، هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال بحث کند. انتظار می‌رود در بحبوحه تعرفه‌های جدید واشنگتن بر ده‌ها کشور و عدم قطعیت ناشی از  جنگ ایران، مذاکرات امسال بر دیدگاه پکن در مورد نظم جهانی چندقطبی تأکید کند.  به گفته سیورت، پکن احتمالاً تعامل اقتصادی خود با ایران را حفظ خواهد کرد، اما همچنین با احتیاط گام برمی‌دارد تا از رویارویی غیرضروری با ایالات متحده جلوگیری کند، زیرا انتظار می‌رود شی جین‌پینگ در پایان ماه سپتامبر با ترامپ در واشنگتن دیدار کند. او گفت: «شی جین‌پینگ احتمالاً به طور کلی از موضع فعلی چین پیروی خواهد کرد که حملات نظامی علیه تهران را محکوم می‌کند و با دولت و مردم ایران ابراز همبستگی می‌کند، در عین حال از همه طرف‌ها می‌خواهد که تنش‌زدایی کنند و به دنبال یک توافق دیپلماتیک باشند». 

به گفته یونس شریفلی، محقق دکترا در دانشگاه استانبول، چنین رویکرد متعادلی منعکس کننده استراتژی منطقه‌ای پکن برای حفظ روابط اقتصادی و سیاسی با همه بازیگران اصلی در خاورمیانه است. بنابراین، پزشکیان احتمالاً در سازمان همکاری شانگهای از حمایت دیپلماتیک و کلامی برخوردار خواهد شد، اما از حمایت مادی قابل توجهی برخوردار نخواهد شد. این حمایت نه چندان گرم، محدودیت‌های سازمان همکاری شانگهای را برجسته می‌کند. شریفلی با اشاره به اینکه اعضای سازمان همکاری شانگهای به دلیل تنش‌های دوجانبه در داخل این گروه محدود شده‌اند، گفت: «با افزایش عضویت، یافتن یک مسیر مشترک برای این سازمان به طور فزاینده‌ای دشوار می‌شود. هند و پاکستان اختلافات دیرینه‌ای دارند، در حالی که هند و چین همچنان اختلافات استراتژیک خود را دارند.»

چین میان خلیج فارس و ایران

در همین رابطه، الشرق‌الوسط هم نوشت تنها عامل مشترک میان عربستان سعودی و ایران، چین است. چین به‌عنوان بزرگ‌ترین خریدار نفت خام هر دو کشور، خود نیز از پیامدهای اقتصادی جنگ، به‌دلیل اختلال در عرضه نفت و آثار گسترده‌تر آن، آسیب دیده است. درحالی‌که قیمت بنزین در داخل چین نزدیک به یک‌سوم افزایش یافته و صادرات چین به بازارهای عربی کاهش پیدا کرده، اقتصاد این کشور همچنان به رشد خود ادامه می‌دهد.

چین عربستان

دیدار محمد بن سلمان و شی جین‌پینگ، در ریاض، عربستان سعودی/عکس از خبرگزاری دولتی عربستان سعودی

چین کشوری است که بیش از هر کشور دیگری به امنیت انرژی و کشتیرانی در خاورمیانه علاقه‌مند است، زیرا بزرگ‌ترین واردکننده نفت این منطقه محسوب می‌شود. این وضعیت تفاوت چشمگیری با ایالات متحده دارد؛ کشوری که دیگر نفت خلیج فارس را خریداری نمی‌کند و در عوض به بزرگ‌ترین تولیدکننده و صادرکننده نفت جهان تبدیل شده است. با وجود ابعاد عظیم منافع چین در منطقه، پکن سیاستی کاملاً متفاوت با آمریکا دنبال می‌کند؛ سیاستی که گاهی درک آن برای ما دشوار است.

ایالات متحده مدت‌هاست سیاستی مشخص و تعریف‌شده در قبال منطقه دارد؛ سیاستی که به‌ویژه از زمان خروج بریتانیا از منطقه «شرق سوئز» با منافع خود آمریکا، حفاظت از جریان انرژی و مقابله با گسترش کمونیسم همسو بوده است. ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا، راهبردی را در پیش گرفت که بر حمایت منطقه‌ای هم‌زمان از ایران و عربستان سعودی استوار بود. پس از آن نیز دکترین معروف کارتر شکل گرفت که تعهد آمریکا به استفاده از نیروی نظامی برای حفاظت از خلیج فارس را تثبیت کرد.

بااین‌حال، خاورمیانه برای چین نیز اهمیت حیاتی دارد، اما پکن هنوز برای حفاظت از منافع خود در این منطقه وارد عمل نمی‌شود. چین با وجود در اختیار داشتن بزرگ‌ترین ناوگان نفتکش جهان، شاهد آن است که کشتی‌هایش در خارج از تنگه هرمز منتظر مانده‌اند. به همین ترتیب، درحالی‌که چین در نزدیکی مناطق تحت کنترل انصارالله یمن، در خلیج عدن، حضور دریایی دارد، نیروهای چینی با وجود حملات مستمر، از درگیری با انصارالله خودداری کرده‌اند و نفتکش‌های این کشور همچنان در اقیانوس منتظر مانده‌اند.

سیاست خارجی ظاهراً متناقض چین

احتمالاً سیاستمداران چینی ترجیح می‌دهند از ورود به درگیری میان آمریکا و ایران اجتناب کنند و ممکن است تضعیف دولت ترامپ از طریق خودداری از مداخله علیه ایران را به نفع خود بدانند. تهران در حال حاضر تصمیم گرفته است به برخی کشتی‌های چینی اجازه عبور از تنگه هرمز را بدهد، اما این امتیاز دیرهنگام ارائه شد؛ چراکه آمریکایی‌ها پیش‌تر یک کریدور دریایی در آب‌های عمان ایجاد کرده بودند که آسیب‌پذیری بسیار کمتری در برابر حملات ایران دارد.

پاکستان چین

شی جین‌پینگ، در تالار بزرگ خلق در پکن، پایتخت چین، با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، که برای یک سفر رسمی در چین به سر می‌برد، دیدار می‌کند؛ ۲۵ مه ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری شینهوا

چه جنگ اکنون پایان یابد و چه یک سال دیگر ادامه پیدا کند، چین در بلندمدت همان راهبردی را در پیش خواهد گرفت که قدرت‌های بزرگ جهانی مانند بریتانیا و آمریکا در گذشته برای دفاع از منافع خود به کار گرفتند: ساخت ناوگان بزرگ‌تر، ایجاد پایگاه‌های نظامی بیشتر، انعقاد پیمان‌های دفاعی و دنبال کردن سیاست خارجی هماهنگ‌تر و همسو‌تر.

بااین‌حال، این اتفاق در آینده نزدیک رخ نخواهد داد. چین امروز در کنار هژمونی آمریکا به فعالیت خود ادامه می‌دهد؛ نخست به این دلیل که از جریان تضمین‌شده و مستمر نفت سود می‌برد و دوم به این دلیل که اولویت‌های ژئوپلیتیکی چین در مناطق دیگری قرار دارند؛ به‌ویژه تایوان، دریای چین جنوبی و شرقی، و اقیانوس‌های آرام و هند. به همین دلیل بود که باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا، چین را به‌طور مشهور یک «سواری مجانی‌گیر» (free rider) توصیف کرد، زیرا چین از حفاظت آمریکا از خطوط کشتیرانی بین‌المللی بهره می‌برد.

در خاورمیانه و آفریقا، پکن با همه «دوست» است؛ سیاستی که از یک سو کار کردن با چین را آسان می‌کند، اما از سوی دیگر درک آن را دشوار می‌سازد. چین ظاهراً رفتاری متناقض دارد: این کشور بزرگ‌ترین خریدار نفت از کشورهای درگیر جنگ در منطقه خلیج فارس است و بزرگ‌ترین شریک تجاری هم عربستان سعودی و هم ایران محسوب می‌شود. علاوه بر این، چین دومین شریک تجاری بزرگ اسرائیل است، اما هم‌زمان از آرمان فلسطین نیز حمایت می‌کند.

«امپراتوری اژدها»

بی‌طرفی خسته‌کننده و ملال‌آور چین که امروز شاهد آن هستیم، احتمالاً با گسترش منافع این کشور و بروز تعارض میان آنها به‌تدریج کاهش خواهد یافت. جنگ علیه ایران سیاست پکن را در معرض یک آزمون جدی قرار داده است. تاکنون چین مجبور نشده بی‌طرفی علنی خود را کنار بگذارد، اما اگر دامنه جنگ گسترده‌تر و طولانی‌تر شود، ممکن است چنین اتفاقی رخ دهد.

پایگاه پشتیبانی ارتش آزادی‌بخش خلق چین در جیبوتی، از ۲۶ تا ۲۸ اکتبر ۲۰۲۴، یک رزمایش مشترک سه‌روزه با ارتش جیبوتی با عنوان «همکاری-۲۰۲۴.۱۰. FAD» برگزار کرد/عکس از China Military Online

این واقعیت را نیز نمی‌توان انکار کرد که پکن در حال حاضر به‌صورت مخفیانه و تا حدی محدود به ایران کمک می‌کند، بدون آنکه مستقیماً با محاصره آمریکا مقابله کند. پکن خواهان شکست ترامپ است، اما هم‌زمان می‌داند که رژیم تهران ذاتاً موجب ایجاد بی‌ثباتی و هرج‌ومرجی می‌شود که به منافع چین آسیب می‌زند.

از سوی دیگر، ایران چین را تنها متحد واقعی خود می‌داند و به دنبال حمایت پکن است، درحالی‌که روسیه را دوستی موقت و مبتنی بر مصلحت تلقی می‌کند؛ رویکردی که ریشه در کینه‌ها و بی‌اعتمادی‌های تاریخی عمیق دارد.

در همین حال، کشورهای عربی، به‌ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، روابط گسترده‌ای مبتنی بر منافع متقابل با چین ایجاد کرده‌اند و تلاش می‌کنند پکن را به سمت خود جلب کنند یا دست‌کم موضع آن را خنثی نگه دارند؛ راهبردی که تا حدی نیز موفق بوده است.

چین می‌گوید «نمی‌خواهد به آمریکای دیگری تبدیل شود؛» یعنی نمی‌خواهد یک قدرت هژمونیک باشد. پکن بارها این موضع را اعلام کرده است، اما نشانه‌های فراوانی وجود دارد که «امپراتوری اژدها» در حال قدرت گرفتن و صعود است. چین نخستین پایگاه نظامی خود را در منطقه، در جیبوتی و در جنوب دریای سرخ، ایجاد کرده و ناوهای جنگی خود را در ورودی دریای سرخ مستقر کرده است؛ ناوهایی که پیش‌تر در مبارزه با دزدان دریایی سومالی نقش داشتند. در پی عقب‌نشینی آمریکا، پکن ناگزیر خواهد شد خلأ ایجادشده را پر کند.

چرا نظم پسا-آمریکایی منطقه نظم چینی نخواهد بود؟

در رابطه با همین موضوع وبگاه ساوث چاینا مورنینگ پست در گزارشی می‌نویسد، با ورود جنگ ایران به ششمین ماه خود، کشورهای خلیج فارس در حال یک چرخش راهبردی هستند؛ اما ناظران هشدار می‌دهند که حرکت آنها به سمت ایجاد شبکه‌های دفاعی متکی بر خود می‌تواند راهبرد «مداخله بدون تعهد» چین در منطقه را به چالش بکشد.

شی جین‌پینگ، در کنار پادشاه بحرین (چپ)، رئیس‌جمهور مصر (مرکز-چپ)، رئیس‌جمهور امارات متحده عربی (مرکز-راست) و رئیس‌جمهور تونس (راست) و دیگر مقام‌های چینی و عرب، در دهمین نشست وزیران مجمع همکاری چین و کشورهای عربی، ۳۰ مه ۲۰۲۴، پکن، چین/عکس از گتی ایمجز

جنگ، رهبران کشورهای خلیج فارس را وادار کرده با این واقعیت روبه‌رو شوند که نه ایالات متحده و نه چین قادر نیستند آنها را در برابر حملات ایران محافظت کنند. ارتش ایران روز چهارشنبه هشدار داد که هر «جنگ احتمالی در آینده» با ایالات متحده می‌تواند در سراسر منطقه گسترش یابد و زیرساخت‌های انرژی و ارتباطات را هدف قرار دهد. در برابر چنین تهدیدهایی، کشورهای خلیج فارس به دنبال شرکای دفاعی جدید بوده‌اند.

کویت روز پنجشنبه یک توافق همکاری نظامی با پاکستان امضا کرد که بر اساس آن پاکستان متعهد شد آموزش نیروهای کویتی را فراهم کند و ظرفیت دفاعی این کشور-شهر را افزایش دهد. این توافق پس از آن صورت گرفت که عربستان سعودی یک پیمان سه‌جانبه با ترکیه و پاکستان امضا کرد؛ پیمانی که شامل بندی مشابه ماده ۵ ناتو بود و بر اساس آن، حمله به یکی از اعضا حمله به همه اعضا تلقی می‌شود.

تحلیلگران گفته‌اند این توافق می‌تواند الگویی برای دیگر کشورهای همسو با آمریکا باشد که به دنبال استقلال راهبردی بیشتر هستند. ژو ژائویی، مدیر اجرایی مؤسسه مطالعات خاورمیانه در مؤسسه تحقیقاتی پانگوال در پکن، گفت جنگ ایران «شتاب‌دهنده‌ای اجتناب‌ناپذیر» بوده که کشورهای همسایه را وادار کرده موضع خود را مورد بازنگری قرار دهند. او گفت: «در طول دهه گذشته، سلطه آمریکا بر خاورمیانه به‌طور پیوسته تضعیف شده است؛ بااین‌حال، همچنان عدم اطمینان قابل‌توجهی درباره اینکه نظم منطقه‌ای پساآمریکایی چگونه خواهد بود، وجود دارد.»

«مداخله بدون تعهد» تا کجا ممکن است؟

هنگامی که آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه حمله خود به ایران را آغاز کردند، کشورهای خلیج فارس در ابتدا امیدوار بودند چین که یکی از شرکای اصلی دیپلماتیک و اقتصادی ایران است، از نفوذ خود برای هدایت تهران به سمت یک راه‌حل مذاکره‌شده استفاده کند.

کویت پاکستان

عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان در کنار شیخ جراح جابر الاحمد الصباح، وزیر امور خارجه کویت، در دیداری در راولپندی، پاکستان/عکس از خبرگزاری فرانسه

وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، مجموعه‌ای از فعالیت‌های دیپلماتیک فشرده را آغاز کرد و با همتایان خود در هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس و همچنین وزیران خارجه ایران، اسرائیل، مصر و ترکیه گفت‌وگو کرد. در ماه آوریل نیز شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، هنگام دیدار با شیخ خالد بن محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی، در پکن، یک طرح صلح چهار ماده‌ای را ارائه کرد.

اما با وجود این تلاش‌ها، ایران همچنان به حملات خود علیه کشورهای خلیج فارس ادامه داد. ناصر التمیمی، تحلیلگر سیاسی مستقر در بریتانیا و بنیان‌گذار مؤسسه مشاوره MidEast Strategia که در زمینه ژئو‌استراتژی، سیاست انرژی و روابط چین با کشورهای خلیج فارس تخصص دارد، گفت: «این جنگ شکاف میان نفوذ و قدرت چین را آشکار کرد.»

او افزود: «پکن اهرم اقتصادی قابل‌توجهی بر ایران و دسترسی سیاسی ممتازی به تهران دارد، اما تصمیم‌گیری ایران را کنترل نمی‌کند... چین نیز آمادگی ندارد سرمایه سیاسی، اقتصادی یا نظامی قابل‌توجهی را برای مهار ایران به نفع کشورهای خلیج فارس هزینه کند؛ به‌ویژه زمانی که تهران احساس می‌کند بقای نظامش در معرض خطر است.»

او گفت پکن کشورهای خلیج فارس را شرکای مهمی در زمینه انرژی، تجارت و سرمایه‌گذاری می‌داند، اما منافع حیاتی چین در این ماجرا در معرض خطر نیست و این کشور همچنان از سیاست عدم مداخله پیروی می‌کند. او گفت: «چین در حال کم‌اهمیت‌تر شدن نیست؛ بلکه نقش آن در حال روشن‌تر شدن است.»

احمد عبودو، پژوهشگر مؤسسه چتم هاوس و رئیس واحد مطالعات چین در مرکز سیاست‌گذاری امارات در ابوظبی، گفت چین رویکردی مبتنی بر «مداخله بدون تعهد» اتخاذ کرده است. او گفت: «این موضع به‌عنوان نوعی بیمه برای کاهش ریسک طراحی شده بود، نه یک تهاجم دیپلماتیک با هدف کسب نفوذ بیشتر.»