اکوایران: تهران می‌خواهد خروج آمریکا از عراق نه به‌عنوان یک تحول دوجانبه و منفرد، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از فرسایش و کاهش نقش ساختار امنیتی آمریکا در سراسر خاورمیانه تفسیر شود.

به گزارش اکوایران، خروج نظامی ایالات متحده از عراق تا 30 ماه سپتامبر 2026 تکمیل شد و اکنون که دولت علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، با مسئله انحصار سلاح مواجه است، این پرسش در برابر ناظران قرار دارد که وضعیت موازنه قوا در آن کشور چگونه خواهد شد.

آیا خروج آمریکا از عراق به‌معنی پایان نفوذ واشنگتن است؟

به نوشته  المانیتور، پس از خروج آمریکا، ایران در عراق فضای بیشتری پیدا می‌کند و با معادله دشوارتری برای موازنه روبه‌رو می‌شود. برای ایران، بیرون راندن واشنگتن شاید بخش آسان‌تر کار بوده باشد؛ اما اکنون ممکن است تهران برای تبدیل این خلأ به نفوذی پایدار و احیای نیروهای متحد خود، بدون ایجاد بی‌ثباتی، با دشواری روبه‌رو شود.

تهران پایان مأموریت نظامی آمریکا را صرفاً یک مسئله مربوط به حاکمیت عراق نمی‌داند. از نگاه ایران، این خروج بخشی از رقابت عمیق‌تر منطقه‌ای است که در جریان آن ایالات متحده به‌طور مستمر تحت فشار ایران و گروه‌های مسلح متحد آن قرار داشته است. زمان‌بندی این تحول نیز اهمیت نمادین آن را بیشتر می‌کند. خروج آمریکا در ۳۰ سپتامبر تکمیل شد و پس از بیش از ۱۲ سال به مأموریت نظامی آمریکا در چارچوب عملیات «عزم راسخ» در عراق پایان داد؛ اما این خروج پس از یک سال ویرانگر جنگ میان ایران، اسرائیل و آمریکا اتفاق افتاد.

از دیدگاه تهران، عراق اهمیت راهبردی فزاینده‌ای پیدا کرده است، زیرا نفوذ تهران در این کشور همچنان عمیق و ریشه‌دار است؛ حتی در شرایطی که حفظ دیگر اجزای راهبرد منطقه‌ای ایران دشوارتر شده است. بااین‌حال، اگرچه خروج نظامی آمریکا واقعی است، اما لزوماً به معنای ناپدید شدن نفوذ آمریکا نیست. واشنگتن و بغداد توافق کرده‌اند که روابط نظامی خود را تغییر دهند. ایالات متحده همچنین از طریق نظام مالی بین‌المللی اهرم اقتصادی قابل توجهی را حفظ کرده است. درآمدهای نفتی عراق همچنان به حسابی در بانک فدرال رزرو نیویورک مرتبط است؛ سازوکاری که به واشنگتن نفوذ قابل توجهی بر دسترسی عراق به دلار و معاملات بین‌المللی می‌دهد. نفت حدود ۹۰ درصد بودجه دولت عراق را تشکیل می‌دهد.

فضای بیشتر برای مانور ایران

بااین‌همه، منفعت راهبردی فوری این تحول برای تهران قابل توجه است. عراق از مدت‌ها پیش پل جغرافیایی میان ایران و جهان عرب و عرصه‌ای حیاتی برای رقابت تهران با واشنگتن بوده است. گروه‌های مورد حمایت ایران از زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، نفوذ نظامی، سیاسی و اقتصادی قابل توجهی ایجاد کرده‌اند. برخی از قدرتمندترین این گروه‌ها توانمندی‌هایی دارند که با توان بخش‌هایی از خود دولت عراق برابری می‌کند.

022d758a5ce5c5b21104163714f9102d1ebf1b32

اعضای نیروهای حشد الشعبی عراق در جریان یک گردهمایی انتخاباتی برای جنبش «عصائب اهل الحق» در پایتخت، بغداد، در ۷ اکتبر ۲۰۲۱ نگهبانی می‌دهند/عکس از خبرگزاری فرانسه

خروج آمریکا مهم‌ترین نیروی نظامی خارجیِ موازنه‌کننده در برابر این گروه‌ها را از میان برمی‌دارد. این موضوع با توجه به جنگ اخیر اهمیت ویژه‌ای دارد. در جریان جنگ، گروه‌های غیردولتی عراقی همسو با ایران وارد حملات علیه اهداف آمریکایی و دیگر اهداف منطقه‌ای شدند و واشنگتن نیز بر بغداد فشار وارد کرد تا این گروه‌های مسلح را بیشتر تحت کنترل دولت قرار دهد. این مسئله پیش از خروج آمریکا به یکی از آزمون‌های اصلی حاکمیت عراق تبدیل شده بود.

نخست‌وزیر عراق، علی الزیدی، تلاش کرده جریان‌های مسلح غیردولتی قدرتمند را به خلع سلاح و پذیرش کنترل دولت سوق دهد و مهلت ۳۰ سپتامبر برای خروج آمریکا در ابتدا با تلاش‌ها برای خلع سلاح این گروه‌ها مرتبط شده بود. الزیدی در ۲۱ سپتامبر، مهلت خلع سلاح جریان‌های مسلح غیردولتی را تا ژوئن ۲۰۲۷ تمدید کرد؛ اما دولت در متقاعد کردن این گروه‌ها برای تحویل سلاح‌هایشان، پس از آنکه آنها در جریان جنگ منطقه‌ای از تهران حمایت کردند، با موانعی روبه‌رو شده است.

از سوی دیگر، ایران همچنان باید اطمینان حاصل کند که شرکای عراقی‌اش آن‌قدر قدرتمند نشوند که دولت عراق را بی‌ثبات کنند یا موجب ایجاد تنش‌های تازه شوند. خود جریان‌های مسلح غیردولتی نیز یک بلوک واحد نیستند و رابطه آنها با تهران در همه موارد یکسان نیست.

همین مسئله باعث می‌شود فضای پس از خروج آمریکا پیچیده‌تر از یک پیروزی ساده ایران باشد. حضور نظامی آمریکا برای ایران یک دشمن خارجی مشخص ایجاد کرده بود و به متحدان عراقی تهران نیز توجیهی برای حفظ سلاح‌هایشان می‌داد. اکنون با خروج نیروهای آمریکایی، بغداد می‌تواند استدلال کند که دلیل اولیه مقاومت مسلحانه دیگر از بین رفته است؛ موضوعی که بحث‌هایی را درباره اینکه پس از خروج آمریکا چه کسی باید کنترل سلاح‌ها و امنیت داخل عراق را در دست داشته باشد، به راه خواهد انداخت.

این مسئله برای تهران نیز به همان اندازه دشوار است. ایران دهه‌ها برای ایجاد نفوذ در همسایه غربی خود از طریق احزاب سیاسی، شبکه‌های مذهبی، تجارت، روابط انرژی و گروه‌های مسلح تلاش کرده است. خروج آمریکا بالقوه این اکوسیستم را تقویت می‌کند، اما همزمان تناقضات درونی آن را نیز آشکار می‌سازد. تهران خواهان دولتی دوست و متحدان قدرتمند در بغداد است، اما همزمان علاقه‌مند است از بی‌ثبات شدن عراق جلوگیری کند؛ زیرا یک عراق بی‌ثبات می‌تواند به یک تهدید امنیتی تبدیل شود یا زمینه را برای مداخله خارجی جدید فراهم کند.

آزمونی برای منطقه گسترده‌تر

موضوع دیگری که مطرح است، ملی‌گرایی عراقی است. پایان حضور نظامی آمریکا برای بسیاری از عراقی‌ها محبوب است، دقیقاً به این دلیل که آن را بازگشت حاکمیت کشور خود می‌دانند؛ اما این احساس نباید به‌طور خودکار به معنای حمایت از نفوذ ایران تلقی شود. برای بسیاری از عراقی‌ها، نتیجه مطلوب نه سلطه آمریکا و نه سلطه ایران، بلکه استقلال و اختیار بیشتر در برابر هر دو کشور است.

GettyImages-2297194981

یک هواپیمای ترابری نظامی نیروی هوایی ایالات متحده در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶، خود را برای برخاستن از کمپ ویکتوری در حومه فرودگاه بین‌المللی بغداد آماده می‌کند/عکس از خبرگزاری فرانسه

این شاید بزرگ‌ترین محدودیت برای روایت تهران از پیروزی خود باشد؛ بااین‌حال، ایران خروج آمریکا را از دریچه جنگ گسترده‌تر منطقه‌ای تفسیر کرده است؛ بنابراین، تهران می‌خواهد خروج آمریکا از عراق نه به‌عنوان یک تحول دوجانبه و منفرد، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از فرسایش و کاهش نقش ساختار امنیتی آمریکا در سراسر خاورمیانه تفسیر شود؛ اما تصویر منطقه‌ای پیچیده‌تر از چیزی است که چنین روایتی نشان می‌دهد.

ایران از جنگ با چالش‌های جدی برای شبکه سنتی نفوذ خود خارج شده است. توانایی تهران برای اتکا به گروه‌های متحد خود به‌عنوان اجزای یک بازدارندگی منطقه‌ای منسجم مورد آزمون قرار گرفته است. همزمان، جنگ اهمیت مداوم جغرافیا را نیز نشان داد: عراق همچنان تنها کشور بزرگ عربی است که مستقیماً با ایران مرز مشترک دارد و روابط اقتصادی، مذهبی، سیاسی و امنیتی گسترده‌ای با تهران دارد.

خروج آمریکا فرصت‌های بیشتری برای گسترش حضور ایران فراهم می‌کند، اما به تهران اختیار نامحدود نمی‌دهد. واشنگتن همچنان ابزارهای مالی و دیپلماتیک در اختیار دارد و کشورهای عربی خلیج فارس نیز همچنان حضور و نقش عمیقی در عراق دارند. بنابراین، مسئله برای ایران این نیست که آیا خروج آمریکا یک پیروزی محسوب می‌شود یا نه. تهران از قبل تصمیم خود را گرفته و آن را پیروزی می‌داند. مسئله مهم‌تر این است که تهران با فضای ایجادشده پس از این پیروزی چه خواهد کرد.

اگر ایران بتواند به حفظ یک نظم سیاسی دوست در عراق کمک کند، شرکای مسلح خود را در ساختار سیاسی کشور ادغام‌شده نگه دارد و مانع تبدیل عراق به سکویی برای اعمال فشار نظامی دوباره آمریکا شود، خروج آمریکا می‌تواند پس از جنگ، یک دستاورد راهبردی مهم برای تهران باشد؛ اما اگر رقابت میان جناح‌های عراقی شدت بگیرد، خلع سلاح جریان‌های مسلح غیردولتی می‌تواند پس از خروج آمریکا به رویارویی منجر شود و همان خلأیی که اکنون فرصتی برای ایران ایجاد کرده است، به یک بار سنگین برای تهران تبدیل شود.

مهلت 90 روزه الزیدی

در همین رابطه، به نوشته میدل‌ایست آی، با خروج نیروهای آمریکایی از خاک عراق، این کشور در حال حرکت به سمت آن است که گروه‌های قدرتمند مسلح غیردولتی خود را بیشتر تحت کنترل دولت قرار دهد؛ روندی که مستلزم مدیریت منافع متعارض میان این گروه‌ها، بغداد و واشنگتن خواهد بود. علی الزیدی، نخست‌وزیر عراق، اکنون مهلت ۳۰ ژوئن ۲۰۲۷ را برای تکمیل این روند تعیین کرده است. موفقیت این روند به توانایی بغداد در مدیریت خواسته‌های گروه‌های مسلح، آمادگی آنها برای پذیرفتن محدودیت‌هایی بر استقلال خود و مهم‌تر از همه، این موضوع بستگی خواهد داشت که آیا بازیگران خارجی از اقداماتی که می‌تواند این روند را تضعیف کند خودداری می‌کنند یا نه.

iraq-popular-mobilisation-forces-baghdad-1oct-2026-afp.jpg

نیروهای حشد الشعبی در جریان یک مراسم تشییع نمادین به مناسبت خروج ائتلاف به رهبری آمریکا از عراق، در بغداد در ۱ اکتبر ۲۰۲۶ نگهبانی می‌دهند/عکس از خبرگزاری فرانسه

در هفته‌های اخیر، چارچوبی برای اعمال کنترل دولت بر گروه‌های مسلح غیردولتی عراق در حال شکل‌گیری بوده است. به گفته الزیدی، بغداد قصد دارد این روند را در چند مرحله اجرا کند که نخستین مرحله آن با یک دوره ۹۰ روزه توقف فعالیت‌های نظامی آغاز می‌شود. این دوره از ۳۰ سپتامبر، یعنی همان روزی که ائتلاف به رهبری آمریکا، که این گروه‌ها سال‌ها به آن حمله کرده بودند، رسماً از عراق خارج شد، آغاز شده است. در مقابل، آمریکا از انجام حملات نظامی علیه گروه‌های مسلح در عراق خودداری خواهد کرد.

پس از پایان دوره سه‌ماهه، گروه‌های مسلح غیردولتی که بسیاری از آنها پیش‌تر تحت حشد الشعبی فعالیت می‌کردند و هم‌اکنون نیز در ساختار دولت ادغام شده‌اند، روند قرار دادن تسلیحات خود تحت کنترل دولت را آغاز خواهند کرد. اینکه این روند در عمل به چه معنا خواهد بود، همچنان روشن نیست.

نوری المالکی، رهبر ائتلاف دولت قانون و نخست‌وزیر پیشین عراق، در اظهاراتی در ۲ سپتامبر گفت این روند به معنای خلع سلاح به معنای سنتی آن نیست، بلکه به معنای مهار و کنترل تسلیحات توسط دولت است. المالکی همچنین اشاره کرد که این روند ممکن است شامل همه انواع سلاح‌ها نشود و احتمالاً تمرکز آن بر تسلیحاتی خواهد بود که می‌توان از آنها برای انجام حملات علیه «اهداف خارجی و داخلی» استفاده کرد.

به نظر می‌رسد بغداد همچنین در تلاش است نیروهای برخی از جریان‌های مسلح غیردولتی را که خارج از حشد الشعبی فعالیت می‌کنند، به‌صورت فردی در ساختارهای خود ادغام کند، نه اینکه ساختارهای فرماندهی فعلی آنها را حفظ کند. الزیدی بدون نام بردن از گروه‌های مشخص، در مصاحبه‌ای در اواخر سپتامبر گفت هدف او «پایان دادن به موجودیت این گروه‌ها به‌عنوان نهادهای مستقل» است؛ بااین‌حال، برای بسیاری از این گروه‌ها، پذیرفتن پیشنهادی که توانایی آنها برای انجام حملات نظامی و فعالیت مستقل را محدود کند، مستلزم دریافت تضمین‌هایی خواهد بود که بغداد حاضر باشد از منافع آنها محافظت کند.

خواسته جریان‌های مسلح غیردولتی از بغداد چیست؟

مجموعه گروه‌های مسلح غیردولتی عراق که نزدیکی آنها به ایران درجات متفاوتی دارد، از سطوح متفاوتی از نفوذ سیاسی و اقتصادی برخوردارند. این روندها احتمالاً بر روند چانه‌زنی میان این گروه‌ها و بغداد تأثیر خواهد گذاشت.

KH_IRAQ_AFP.jpg

اعضای کتائب حزب‌الله عراق، در ۸ آوریل ۲۰۲۶ در بصره در یک دسته عزاداری برای یکی از همرزمان خود گرد هم می‌آیند/عکس از خبرگزاری فرانسه

برخی گروه‌ها، مانند عصائب اهل الحق و کتائب امام علی، در ماه ژوئن اعلام کردند که تسلیحات خود را تحت کنترل دولت قرار خواهند داد. بااین‌حال، برای عصائب اهل الحق، ادامه این آمادگی احتمالاً به توانایی آن برای حفظ نفوذ اقتصادی خود و کرسی‌های پارلمانی متعلق به ائتلاف سیاسی وابسته به آن، یعنی بلوک صادقون، بستگی دارد.

در آن زمان، گروه‌های رادیکال‌تری مانند حرکت حزب‌الله النجباء و کتائب حزب‌الله که در قالب «مقاومت اسلامی عراق» در حملات اخیر به منافع آمریکا در منطقه مشارکت داشتند، از خلع سلاح خودداری کردند. این گروه‌ها از جمله به ادامه حضور آمریکا در عراق به‌عنوان یکی از دلایل حفظ تسلیحات خود اشاره کرده‌اند.

بااین‌حال، در اواخر ماه آگوست، این گروه‌ها شروط خود را برای قرار دادن تسلیحاتشان تحت کنترل دولت اعلام کردند. در روز خروج ائتلاف به رهبری آمریکا از عراق، کتائب حزب‌الله اعلام کرد که تمام فعالیت‌های نظامی خود را به جز اقدام علیه هواپیماهای متخاصم، متوقف خواهد کرد. این اقدام در مجموع با تلاش‌های الزیدی برای کاهش تنش‌ها پیش از قرار دادن این گروه‌ها تحت کنترل شدیدتر دولت همسو است.

در مورد برخی از خواسته‌های اصلی این گروه‌ها پیشرفت‌هایی حاصل شده است. در اول اکتبر، آنکارا اعلام کرد که اردوگاه نظامی باشیقه ـ زلیکان در نزدیکی موصل، طبق یک سازوکار و جدول زمانی مورد توافق، به دولت عراق واگذار خواهد شد؛ اقدامی که یکی از خواسته‌های اصلی گروه‌های مسلح، یعنی خروج نیروهای ترکیه از شمال عراق، را برآورده می‌کند.

هم‌زمان، تلاش‌هایی برای خارج کردن حزب کارگران کردستان یا پ‌ک‌ک، از این منطقه در جریان است؛ این نیز یکی دیگر از خواسته‌های مطرح‌شده از سوی این گروه‌هاست؛ بااین‌حال، ممکن است بغداد در برآورده کردن همه خواسته‌های آنها با دشواری مواجه شود. در ماه آگوست، مقاومت اسلامی عراق خواستار آزادسازی تصمیم‌گیری سیاسی و اقتصادی عراق از «هژمونی» آمریکا شد. گروه‌های مسلح وابسته به مقاومت اسلامی عراق پیش‌تر کنترل آمریکا بر درآمدهای نفتی عراق را به‌عنوان نمونه‌ای از این وضعیت مطرح کرده بودند. از سال ۲۰۰۳، درآمدهای نفتی عراق در بانک فدرال رزرو نیویورک نگهداری شده و هر ماه به‌صورت دلار آمریکا به عراق منتقل شده است.

نکته قابل توجه این است که گروه‌هایی از جمله کتائب حزب‌الله، کتائب سیدالشهدا، حرکت النجباء و انصارالله الاوفیاء در ماه‌های اخیر خواستار تقویت پدافند هوایی عراق و جلوگیری از استفاده هواپیماهای خارجی از حریم هوایی عراق برای حمله به کشورهای همسایه، از جمله ایران، شده‌اند؛ بنابراین هرگونه حمله مجدد آمریکا به ایران، به‌ویژه در طول دوره ۹۰ روزه، می‌تواند تلاش‌ها برای ادغام برخی گروه‌های مسلح عراقی را تضعیف کند و خطر درگیری میان این گروه‌ها و بغداد را افزایش دهد.

موازنه دشوار و بازگشت به معادله سابق

نخست‌وزیر عراق تنها در صورتی می‌تواند تسلیحات جریان‌های مسلح را تحت کنترل دولت قرار دهد که بتواند میان منافع این گروه‌ها و منافع واشنگتن موازنه برقرار کند. میزان کنترل دولت، اینکه دولت تا چه اندازه برای برچیدن ساختارهای فرماندهی مستقل پیش خواهد رفت و اینکه این گروه‌ها در نهایت چه جایگاهی در ساختارهای دولتی عراق خواهند داشت، همچنان موضوع بحث است؛ بنابراین اجرای این طرح به این بستگی خواهد داشت که آیا همه طرف‌های اصلی حاضر هستند از مواضع حداکثری‌ای که می‌تواند روند را متوقف کند، پرهیز کنند یا خیر.

iraq-prime-minister-ali-zaidi-2026-10-01-reuters_0

علی الزیدی در ۱ اکتبر ۲۰۲۶ در کنفرانس «روز حاکمیت» به مناسبت خروج نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا از عراق، در بغداد سخنرانی می‌کند/عکس از دفتر رسانه‌ای نخست‌وزیر عراق

مصطفی السَرای، مدیر پژوهش در مرکز مطالعات راهبردی بیان، یک اندیشکده مستقر در عراق، به میدل‌ایست آی گفت: «واشنگتن موضع مخالفی در قبال پیشنهاد فعلی الزیدی یا خواسته‌های جریان‌های مسلح ابراز نکرده است؛ اما برای پیش رفتن این روند، لازم است خطوط قرمز واشنگتن به‌روشنی مشخص شود. به همین ترتیب، اگرچه به نظر می‌رسد بیشتر این گروه‌ها از طرح الزیدی استقبال می‌کنند، اما همیشه این احتمال وجود دارد که تهران با این روند مخالفت کند و این موضوع نیز روند مذاکرات در عراق را تغییر خواهد داد.»

اگر الزیدی نتواند منافع متعارض در بغداد و واشنگتن را مدیریت کند، گروه‌های مسلح غیردولتی عراق ممکن است علیه نخست‌وزیر جدید موضع بگیرند؛ نخست‌وزیری که در ماه مه و پس از آنکه آمریکا عملاً نامزد مورد حمایت آنها را وتو کرد، به قدرت رسید. السَرای گفت: «خطر واقعی این وجود دارد که عراق به معادله پیش از سال ۲۰۲۲ بازگردد؛ دوره‌ای که جریان‌های مسلح غیردولتی نخست‌وزیران را مستقیماً مسئول اقدامات بین‌المللی علیه خود می‌دانستند.»