کوروش احمدی، کارشناس مسائل بین‌الملل، در برنامه مناظره سیاسی «باشگاه سیاستمداران» گفت:یکی از امتیازات این کنوانسیون این است که بستر بسیار مناسبی برای چانه‌زنی و مذاکره ایجاد کرده است. آقای بهمنی هم به موضوع چانه‌زنی اشاره کردند که کاملاً درست است. این کنوانسیون بستری فراهم کرده تا ما بتوانیم درباره تعیین حدود و تحدید حدود با طرف‌های دیگر مذاکره کنیم.

در ماده یک کنوانسیون، که به تعاریف اختصاص دارد، موضوع «خط مبنای عادی» مطرح شده، در حالی که خط مبنای عادی در محدوده دریای خزر اساساً موضوعیت ندارد. در این دریا، خط مبنای مستقیم مبنای کار است؛ همان‌طور که در خلیج فارس نیز خط مبنای مستقیم مبنای عمل ایران بوده است.

کنوانسیون تصریح می‌کند که روش تعیین خطوط مبنای مستقیم باید در موافقتنامه‌ای جداگانه میان همه طرف‌ها مشخص شود. این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا برای هرگونه تعیین حدود دریای سرزمینی، منطقه ماهیگیری و همچنین تعیین حدود بستر و زیربستر، ابتدا باید خط مبنا مشخص باشد.

برای مثال، وقتی گفته می‌شود ۱۵ مایل دریایی، باید مشخص باشد که اندازه‌گیری این ۱۵ مایل از کجا آغاز می‌شود. اگر خط مبنا مشخص شود، محدوده آب‌های داخلی نیز تعیین خواهد شد و از خط مبنا، اندازه‌گیری دریای سرزمینی آغاز می‌شود. به همین ترتیب، می‌توان محدوده منطقه اختصاصی ماهیگیری و در بحث بستر و زیربستر نیز محدوده‌های مربوط را مشخص کرد.

بنابراین، ما زمانی می‌توانیم به‌طور جدی درباره تعیین حدود دریای سرزمینی، بستر و زیربستر مذاکره کنیم که ابتدا روش تعیین خط مبنای مستقیم در یک توافق میان همه طرف‌ها مشخص شده باشد. این کنوانسیون از این جهت، یک چارچوب و بستر حقوقی برای ادامه مذاکرات فراهم کرده است.