به گزارش اکوایران- اختلال در کشتیرانی تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶، به یکی از مهمترین نقاط عطف در بازتعریف ساختار تجارت جهانی و زنجیره تأمین انرژی تبدیل شده است که بهعنوان حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان شناخته میشود.
تنگه هرمز به صورت روزانه حدود ۲۱ تا ۲۲ میلیون بشکه نفت را در شرایط عادی منتقل میکند. اما تنشهای ژئوپلیتیکی اخیر، بهویژه در ماه آوریل، موجب شد حجم عبور کشتیها به حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد کاهش یابد، اتفاقی که پیامدهای آن فراتر از بازار حملونقل دریایی، کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.
بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، حدود یکسوم تجارت دریابرد نفت و ۲۰ درصد تجارت گاز طبیعی مایع از گلوگاههای دریایی عبور میکند. این تمرکز بالا، باعث شده هرگونه اختلال در این مسیرها به سرعت به شوک عرضه در بازارهای انرژی منجر شود. در همین راستا، جنگ و ناامنی در منطقه خلیج فارس نهتنها هزینه حملونقل را افزایش داده، بلکه ساختار تصمیمگیری شرکتهای کشتیرانی و انرژی را نیز بهطور بنیادین تغییر داده است.
در شرایط جدید، شرکتهای کشتیرانی بهجای تمرکز بر کاهش هزینه، «قابلیت پیشبینی» و امنیت مسیر را در اولویت قرار دادهاند. این تغییر رویکرد، خود را در افزایش نرخ حمل، طولانیتر شدن مسیرها و کاهش بهرهوری ناوگان نشان داده است. همزمان، بازار بیمه نیز با افزایش قابل توجه حق بیمه ریسک جنگ مواجه شده و هزینهها در برخی موارد تا ۳۰ درصد افزایش یافته است. این روند بهویژه برای نفتکشها و کشتیهای حامل LNG شدیدتر بوده است.
از سوی دیگر، پیامدهای اقتصادی این اختلال بهصورت نامتوازن در جهان توزیع شده است. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد صادرات نفت خلیج فارس به چین اختصاص دارد؛ بنابراین اقتصادهای وابسته به واردات انرژی، بیشترین آسیب را از این بحران متحمل میشوند. این وضعیت، کشورها را به سمت بازنگری در استراتژیهای تأمین انرژی و توسعه مسیرهای جایگزین سوق داده است.
در همین چارچوب، سرمایهگذاری در زیرساختهای جایگزین بهطور قابل توجهی افزایش یافته است. برای نمونه، خطوط لوله شرق به غرب عربستان و پایانههای دریای سرخ، که پیشتر نقش پشتیبان داشتند، اکنون به گزینههای اصلی انتقال انرژی تبدیل شدهاند. این تحول نشاندهنده تغییر پارادایم از «کارایی اقتصادی» به «تابآوری ژئوپلیتیکی» است.
در سطح کلان، تحلیلگران معتقدند بازار کشتیرانی حتی در صورت کاهش تنشها نیز به شرایط پیشین بازنخواهد گشت. تجربه اختلالات اخیر، باعث شده مدلهای ارزیابی ریسک، سیاستهای سرمایهگذاری و حتی ساختار قراردادهای حملونقل بهطور دائمی تغییر کند. در این میان، توسعه فناوریهای نوین مانند سیستمهای پیشبینی ریسک مبتنی بر هوش مصنوعی و افزایش تنوع جغرافیایی ناوگان، به ابزارهای کلیدی مدیریت بحران تبدیل شدهاند.
در مجموع، بحران تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ نهتنها یک اختلال مقطعی، بلکه نقطه آغاز شکلگیری نظم جدیدی در تجارت جهانی محسوب میشود؛ نظمی که در آن امنیت، انعطافپذیری و تنوع مسیرها، جایگزین بهینهسازی صرف هزینه شدهاند.