اکوایران: بازگشایی تنگه هرمز در واپسین روزهای آتش‌بس و در آستانه دور جدید گفت‌وگوهای واشنگتن و تهران، تنها یک تصمیم فنی در حوزه کشتیرانی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تغییر رویکرد در مدیریت نظم منطقه است. نشانه‌ها حاکی از آن است که این آبراه راهبردی، به‌تدریج از یک اهرم فشار نظامی به یک ابزار دیپلماتیک در معادلات منطقه‌ای تبدیل می‌شود.

به گزارش اکوایران، در حالی‌ که شمارش معکوس برای پایان آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و ایالات متحده به روزهای پایانی خود نزدیک می‌شود، تحولات هم‌زمان در میدان و دیپلماسی، از شکل‌گیری یک نقطه عطف در معادلات منطقه‌ای خبر می‌دهد. در این میان، بازگشایی تردد کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز، بیش از آنکه یک تصمیم اجرایی باشد، به‌عنوان یک سیگنال راهبردی از سوی تهران قابل تفسیر است؛ سیگنالی که هم بازارهای جهانی انرژی را هدف گرفته و هم میز مذاکرات را.

اعلام رسمی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران مبنی بر آزادسازی کامل تردد کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز تا پایان دوره آتش‌بس، در شرایطی صورت گرفت که این آبراه طی هفته‌های گذشته به یکی از مهم‌ترین نقاط تنش در تقابل تهران و واشنگتن تبدیل شده بود. این تصمیم بلافاصله با واکنش مثبت دونالد ترامپ همراه شد و حتی در بازارهای جهانی نیز بازتاب یافت؛ به‌طوری که گزارش‌ها از کاهش قابل توجه قیمت نفت پس از اعلام این خبر حکایت دارد.

عراقچی طی توئیتی نوشت: در راستای آتش‌بس در لبنان، عبور و مرور تمام کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز برای مدت باقی‌مانده از آتش‌بس، در مسیر هماهنگ‌شده‌ای که قبلاً توسط سازمان بنادر و دریانوردی جمهوری اسلامی ایران اعلام شده است، کاملاً باز اعلام می‌شود.

photo_2026-04-18_09-45-02

این چرخش، نشان‌دهنده نوعی «مدیریت تنش» در واپسین روزهای آتش‌بس است؛ جایی که هر دو طرف تلاش می‌کنند ضمن حفظ اهرم‌های فشار، مسیر رسیدن به یک توافق حداقلی یا حتی جامع را هموار کنند. تنگه هرمز در این میان، نه‌فقط یک مسیر انرژی، بلکه به یک کارت بازی در دیپلماسی تبدیل شده است.

هم‌زمان با این تحول، افزایش تحرکات اسلام‌آباد برای میانجی‌گری، نقش مهمی در پیشبرد این روند ایفا کرده است. پاکستان که پیش‌تر نیز میزبان دور نخست گفت‌وگوها بود، اکنون در تلاش است زمینه برگزاری دور جدید مذاکرات را فراهم کند. همزمان صبح امروز -29 فروردین- یک مقام ارشد ایرانی به سی‌ان‌ان گفت که اسلام‌آباد دوشنبه میزبان دور دیگری از مذاکرات تهران و واشنگتن خواهد بود‌.

نکته قابل توجه، پیوند خوردن این روند با آتش‌بس ۱۰ روزه میان لبنان و اسرائیل است؛ آتش‌بسی که به‌عنوان یکی از شروط ایران برای ادامه مذاکرات مطرح شده بود. این هم‌زمانی نشان می‌دهد که معادله هرمز دیگر صرفاً یک موضوع دوجانبه میان ایران و آمریکا نیست، بلکه به شبکه‌ای از تحولات منطقه‌ای گره خورده است.

هرمز در مرکز بازآرایی دیپلماتیک

تحولات اخیر نشان می‌دهد که تنگه هرمز بار دیگر به کانون تعاملات ژئوپلیتیک تبدیل شده است. از یک سو، ایران با بازگشایی تردد، تلاش می‌کند تصویر یک بازیگر مسئول در امنیت انرژی را تقویت کند؛ و از سوی دیگر، بازیگران بین‌المللی نیز در حال طراحی سازوکارهایی برای مدیریت این آبراه هستند.

گزارش‌ها از تلاش کشورهای اروپایی برای ایجاد یک مأموریت دریایی در منطقه، با تأکید بر هماهنگی با ایران نشان می‌دهد که حتی در سناریوهای پساجنگ نیز نقش تهران در هرمز قابل حذف نیست. این تحول، به‌نوعی بازگشت «جغرافیا» به مرکز سیاست جهانی است.

در عین حال، داده‌های میدانی نیز نشان می‌دهد که حتی در اوج تنش‌ها، جریان صادرات انرژی ایران به‌طور کامل متوقف نشده است. انتقال میلیون‌ها بشکه نفت از مخازن شناور، آن هم در شرایط محاصره دریایی اعلام‌شده از سوی آمریکا، نشان‌دهنده انعطاف‌پذیری عملیاتی تهران در استفاده از این گلوگاه راهبردی است.

بازگشایی رسمی تنگه، این روند را تسهیل کرده و می‌تواند به کاهش فشارهای اقتصادی و روانی در بازار جهانی کمک کند؛ موضوعی که اهمیت آن در شرایط افزایش قیمت انرژی دوچندان است.

همزمان وال استریت ژورنال نیز نوشت: ایران به میانجیگران گفته است که همچنان تعداد کشتی‌های مجاز به عبور از تنگه هرمز را محدود خواهد کرد و برای مدت باقی‌مانده از آتش‌بس عوارض دریافت خواهد کرد.

photo_2026-04-18_10-21-05

هشدار یک دیپلمات؛ هرمز، فرصت یا تهدید؟

در این میان، نگاه‌های کارشناسی نیز نسبت به نحوه مدیریت آینده تنگه هرمز هشدار می‌دهند. کوروش احمدی، دیپلمات پیشین در گفت‌وگو با اکوایران تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران در شرایط جنگی و در پاسخ به حملات نظامی، از منظر حقوق بین‌الملل می‌تواند اقداماتی برای کنترل تردد در این آبراه انجام دهد. به گفته او، چنین اقداماتی در چارچوب دفاع مشروع و ضرورت تعلیق موقت رژیم حقوقی مستقر شده قابل توجیه است.

کوروش احمدی

با این حال، به گفته احمدی ممکن است برخی میان شرایط جنگی و شرایط صلح تمایز قائل شوند. او هشدار ‌داد که تداوم محدودیت‌ها در شرایط صلح، می‌تواند تبعات حقوقی و سیاسی داشته باشد. به گفته او، رژیم حقوقی تنگه‌ها در حقوق بین‌الملل، مبتنی بر عرفی چندصدساله است و هرگونه تغییر در آن، نیازمند بررسی دقیق پیامدهای بین‌المللی است و ممکن است ضروری باشد از کانال های چند جانبه و جلب رضایت کشورهای بی شماری که از آن استفاده می کنند باشد..

این دیپلمات پیشین همچنین به ابعاد سیاسی موضوع اشاره کرد و گفت: تصمیم‌گیری درباره اعمال محدودیت در تنگه هرمز، صرفاً یک مسئله حقوقی نیست، بلکه واکنش بازیگران مختلف، از کشورهای خلیج فارس گرفته تا قدرت‌های اقتصادی شرق آسیا و اروپا، را نیز در پی خواهد داشت. به باور او، این خطر وجود دارد که در صورت حل یک بحران (پرونده هسته‌ای)، موضوع تنگه هرمز خود به یک منبع جدید تنش تبدیل شود.

با این حال، احمدی تأکید کرد که در ارتباط با خطر بروز مجدد درگیری نظامی، تنگه هرمز می‌تواند به‌عنوان یک اهرم بازدارنده مؤثر عمل کند و نقش مهمی در معادلات امنیتی منطقه ایفا کند.

دیپلمات پیشین ایران در سازمان ملل در یادداشتی در روزنامه دنیای اقتصاد نیز تأکید کرد که ایران در یک «نقطه عطف تاریخی» قرار دارد؛ نقطه‌ای که تصمیمات امروز می‌تواند برای سال‌ها آینده، موقعیت ژئوپلیتیک کشور را تقویت یا تضعیف کند.

او همچنین بر یک واقعیت مهم تأکید دارد: تنگه هرمز یک آبراه مشترک با عمان است و هرگونه تصمیم‌گیری کلان درباره آن، بدون هماهنگی با این کشور عملاً امکان‌پذیر نیست. علاوه بر این، قواعد حقوق بین‌الملل، به‌ویژه اصل «عبور غیرقابل تعلیق»، نقش مهمی در تنظیم رفتار کشورها در این تنگه دارد.

او با اشاره به بحث دریافت «عوارض عبور» گفت: برخی افراد درآمد‌های نجومی تا ۸۰۰‌میلیارد دلار در سال برای ایران را نیز اعلام کرده‌اند. (درحالی‌که کل تجارت کشورهای عربی خلیج‌فارس حداکثر ۱۶۰۰‌میلیارد دلار است). حتی اگر یک دلار در ازای یک بشکه نفت عبوری از تنگه را نیز ملاک قرار دهیم، مبلغ مربوطه حداکثر ۷‌میلیارد دلار در سال می‌شود که نصف آن نیز به عمان تعلق می‌گیرد. به هر حال، قواعد عرفی و معاهداتی از جمله کنوانسیون ۱۹۸۲ که عمان عضو آن است، دریافت عوارض عبور در تنگه‌های طبیعی را رد کرده و وزیر حمل‌ونقل عمان نیز بعد از ملاقات با معاون وزارت خارجه ایران اعلام کرد که با اخذ عوارض عبور مخالف است. البته کشورها می‌توانند مبالغی را تحت عنوان ارائه خدمات یا بازیافت هزینه‌ها مطالبه کنند، اما خدمات باید مورد تقاضا باشد و هزینه‌ها ضروری و قابل توجیه.

دیپلمات پیشین ایران، ایجاد یک رژیم حقوقی جدید برای تنگه هرمز را تنها از طریق تفاهم با دیگر کشورهای جهان ممکن دانست و ادامه داد: اقدامات یک‌جانبه، از جمله در مورد دریافت عوارض، تنها از طریق زور ممکن خواهد بود و موجب خساراتی بسیار بیشتر از مبلغ عوارض فرضی خواهد شد؛ خساراتی ناشی از تنش نظامی و امنیتی دائمی، تحریم شورای امنیت، اختلال در روابط با کشورهای دوست مانند چین و اکثر مناطق دنیا، بیمه بالا برای کشتی‌های عازم ایران، هزینه‌های عملیاتی بالا، تلاش کشورها برای یافتن مسیرهای جایگزین و...

تنگه هرمز با نظمی جدید

جمع‌بندی تحولات اخیر نشان می‌دهد که تنگه هرمز در حال گذار از یک «نقطه تنش» به یک «ابزار تنظیم‌گر» در معادلات منطقه‌ای است. ایران در شرایط جنگی نشان داده که توانایی استفاده از این اهرم را دارد؛ اما در شرایط کنونی، به‌نظر می‌رسد راهبرد غالب، استفاده از هرمز برای مدیریت بحران و تقویت دیپلماسی است.

همان‌طور که احمدی نیز تأکید کرد، مزیت اصلی این آبراه در نقش آن به‌عنوان «تنگه صلح» نهفته است؛ جایی که ایران می‌تواند به‌جای ایجاد اختلال، نقش تضمین‌کننده امنیت کشتیرانی را ایفا کند.

در چنین چارچوبی، بازگشایی اخیر تنگه هرمز را باید نه پایان یک بحران، بلکه آغاز مرحله‌ای جدید دانست؛ مرحله‌ای که در آن، سرنوشت این آبراه حیاتی بیش از هر زمان دیگری به کیفیت تصمیمات سیاسی و دیپلماتیک گره خورده است.