به گزارش اکوایران، در شرایطی که مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد بدون دستیابی به توافق نهایی به پایان رسید، فیروز دولتآبادی، سفیر پیشین ایران در ترکیه در گفتوگو با اکوایران با نگاهی تحلیلی به این روند، تأکید کرد که انتظار حصول نتیجه در نخستین دور گفتوگوها، با توجه به سابقه طولانی تنش و وقوع دو جنگ، واقعبینانه نیست.

به گفته دولتآبادی، در چنین شرایطی، دور نخست مذاکرات بیش از آنکه به توافق منجر شود، کارکردی ارزیابیمحور دارد؛ به این معنا که طرفین در این مرحله، میزان آمادگی یکدیگر برای امتیازدهی و رسیدن به یک توافق قابل قبول را میسنجند. او تصریح کرد که حتی اگر هر دو طرف از غیرمنطقی بودن برخی مطالبات آگاه باشند، باز هم گفتوگوها را ادامه میدهند، چرا که هدف اصلی در این مرحله، شناخت دقیقتر از مواضع و خطوط قرمز طرف مقابل است.
او با اشاره به فضای حاکم بر مذاکرات اسلامآباد، معتقد است که نشانههای روشنی از عدم آمادگی طرف آمریکایی برای پذیرش خواستههای ایران وجود داشته است. به باور او، ایالات متحده که در تحولات اخیر به اهداف خود دست نیافته، تلاش کرده است از پذیرش توافقی که ممکن است بهنوعی عقبنشینی تلقی شود، پرهیز کند و از اینرو، از نهایی شدن توافق در این مرحله طفره رفته است.
با این حال، دولتآبادی این وضعیت را بهمعنای بسته شدن مسیر دیپلماسی نمیداند، بلکه برعکس، معتقد است همین روند میتواند زمینه را برای ادامه گفتوگوها در هفتههای آینده فراهم کند.
او تأکید کرد که نتیجه اصلی این دور از مذاکرات برای طرفین، درک متقابل از جدیت مواضع بوده است. بهگفته وی، طرف مقابل به این جمعبندی رسیده که ایران نه خواستههای غیرمنطقی دارد و نه آماده عقبنشینی از اصول خود است. از این منظر، این دور از مذاکرات میتواند مقدمهای برای شکلگیری دورهای بعدی و پیشرفت تدریجی در مسیر توافق باشد.
دیپلمات پیشین کشورمان در عین حال به برخی خطاهای محاسباتی در روند گذشته اشاره کرد و معتقد است که در جریان جنگ، میشد برخی موضوعات -از جمله پرونده هستهای، مسائل پادمانی و توان موشکی- را بهطور کامل از دستور کار مذاکرات خارج کرد. به اعتقاد او، طرح مجدد برخی پیشنهادها مانند محدودیتهای درصدی در غنیسازی، میتواند به ارسال «سیگنالهای نادرست» به طرف مقابل منجر شده باشد و در شکلگیری وضعیت فعلی بیتأثیر نبوده است.
او همچنین به رفتار آمریکا در ترک ناگهانی میز مذاکره در گذشته و آغاز حمله نظامی با همراهی اسرائیل اشاره کرد و این اقدام را نشانهای از نارضایتی واشنگتن از نتایج مذاکرات پیشین دانست. به گفته او، آمریکا در جنگ نیز نتوانست به اهداف خود دست یابد و در نتیجه، دستاوردهای پیشین خود در میز مذاکره را نیز از دست داد.
«در سیاست خارجی، هیچ سناریویی را نمیتوان منتفی دانست»
در بخش دیگری از این تحلیل، دولتآبادی به تهدیدهای اخیر مطرحشده از سوی ایالات متحده، از جمله موضوع محاصره دریایی ایران پرداخت. او این تهدیدها را چندان عملیاتی ندانست و تأکید کرد که نه آمریکا و نه اسرائیل، در شرایط کنونی آمادگی ورود به یک جنگ گسترده دیگر را ندارند. بهویژه با توجه به تجربه اخیر، آغاز دوباره درگیریهایی در سطح تبادل گسترده موشکی -که میتواند روزانه صدها موشک را شامل شود- از نظر او بعید به نظر میرسد.
با این حال، دولتآبادی احتمال برخی اقدامات محدود یا تاکتیکی از سوی آمریکا را رد نکرد و معتقد است ممکن است چنین اقداماتی با هدف سنجش میزان آمادگی و واکنش ایران صورت گیرد و در نهایت به بازگشت طرفین به میز مذاکره منجر شود.
او در عین حال تأکید کرد که در عرصه سیاست خارجی، هیچ سناریویی را نمیتوان کاملاً منتفی دانست و لازم است برای هرگونه تحول احتمالی آمادگی وجود داشته باشد.
تنگه هرمز، اهرم ایران در معادلات منطقهای
یکی از محورهای مهم در تحلیل این دیپلمات پیشین، نقش تنگه هرمز در معادلات جدید است. او با اشاره به پیشینه تاریخی این منطقه، تأکید کرد که ایران از دیرباز در این گذرگاه نقش داشت و دریافت عوارض از کشتیهای عبوری، ریشهای تاریخی دارد. به گفته او، این موضوع از منظر حقوقی نیز قابل دفاع است و ایران میتواند در چارچوب هزینههایی که برای تأمین امنیت این مسیر حیاتی متحمل میشود، نسبت به اخذ این عوارض اقدام کند.
دولتآبادی بر این باور است که حتی اگر در دورههایی ایران از این حق صرفنظر کرده باشد، این بهمعنای از دست رفتن آن نیست و همچنان میتواند بهعنوان یک اهرم در معادلات منطقهای مورد استفاده قرار گیرد. او همچنین به توافقات موجود با برخی کشورهای منطقه، از جمله عمان، در زمینه مدیریت منافع مرتبط با این آبراه اشاره کرد.
در ادامه، او به رفتار کشورهای جنوب خلیج فارس پرداخته و با انتقاد از مواضع برخی از این کشورها در جریان تحولات اخیر، تأکید میکند که ایران با وجود این رفتارها، همچنان خویشتنداری نشان داده است. به گفته او، این کشورها با اتخاذ سیاستهایی که به تشدید تنشها منجر شده، عملاً خود را در معرض پیامدهای ناخواسته قرار دادهاند.
دیپلمات پیشین کشورمان همچنین بر ضرورت مطالبه غرامتهای جنگی تأکید کرد و معتقد است ایران باید هزینههای سنگین ناشی از حملات نظامی را از طرفهای مسئول مطالبه کند. او با اشاره به نمونههایی در نظام بینالملل، از جمله پرداخت هزینههای جنگ توسط برخی کشورها در دهههای گذشته، این موضوع را یک حق مشروع برای ایران میداند.
در جمعبندی، سفیر پیشین ایران در ترکیه معتقد است که مسیر پیشرو، بیش از هر چیز به تداوم دیپلماسی در کنار حفظ اهرمهای قدرت وابسته است. از نگاه او، مذاکرات اسلامآباد اگرچه به توافق منجر نشد، اما راه را برای ادامه گفتوگوها باز گذاشته و میتواند بهعنوان نقطه شروعی برای یک فرآیند طولانی اما ضروری در جهت مدیریت تنشها و دستیابی به توافقی پایدار تلقی شود.