اکوایران: در حالی که مذاکرات فشرده ایران و آمریکا در اسلام‌آباد بدون دستیابی به توافقی نهایی به پایان رسید، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد این گفت‌وگوها بیش از آنکه یک شکست تلقی شوند، نشانه‌ای از ورود دو طرف به مرحله‌ای تازه از تقابل و تعامل هم‌زمان است؛ مرحله‌ای محمود صادقی، نماینده ادوار مجلس در گفت‌وگو با اکوایران معتقد است که در آن، از یک‌سو دیپلماسی مستقیم پس از دهه‌ها احیا شده و از سوی دیگر، گره‌های پیچیده‌ای چون برنامه هسته‌ای، توان موشکی و تنگه هرمز همچنان سایه سنگینی بر آینده مذاکرات انداخته‌اند.

به گزارش اکوایران، در حالی که مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در اسلام‌آباد پس از ۲۱ ساعت گفت‌وگوی فشرده بدون دستیابی به توافق نهایی پایان یافت، محمود صادقی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با اکوایران، این دور از گفت‌وگوها را از منظر تاریخی و راهبردی واجد اهمیت ویژه‌ای دانست و معتقد است این مذاکرات می‌تواند سرآغاز مرحله‌ای جدید در روابط دو کشور باشد.

محمود صادقی

صادقی با اشاره به سابقه بیش از چهار دهه تنش میان تهران و واشنگتن تأکید کرد که این نخستین‌بار پس از حدود ۴۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی است که مقامات عالی‌رتبه دو کشور به‌طور مستقیم و در سطحی بالا پشت میز مذاکره می‌نشینند. به گفته او، این مذاکرات که در قالب یک ماراتن ۲۱ ساعته -با احتساب گفت‌وگوهای مقدماتی با مقامات پاکستانی- برگزار شد، از حیث شکل و سطح حضور طرفین، نقطه عطفی در روند تعاملات دو کشور محسوب می‌شود.

او با مقایسه این دور از مذاکرات با نمونه‌های پیشین، از جمله گفت‌وگوهای منتهی به بیانیه الجزایر و آزادسازی گروگان‌های آمریکایی در پی تسخیر لانه جاسوسی، سفارت‌آمریکا در تهران، مذاکرات هسته‌ای برجام و رایزنی‌های پیش از جنگ اخیر، تاکید کرد که در اغلب موارد گذشته، سطح مذاکرات پایین‌تر بوده و یا گفت‌وگوها به‌صورت غیرمستقیم و با میانجی‌گری کشورهایی مانند عمان انجام می‌شد. این در حالی است که در اسلام‌آباد، گفت‌وگوها به‌صورت مستقیم و با حضور مقامات عالی‌رتبه و البته با نقش‌آفرینی یک میانجی برگزار شد.

هشدار صادقی نسبت به خوش‌بینی درباره نتایج فوری

به اعتقاد این نماینده پیشین مجلس، یکی از ویژگی‌های متمایز این دور از مذاکرات، اختیار بالای تیم مذاکره‌کننده ایرانی بود؛ موضوعی که در مذاکرات پیشین کمتر مشاهده می‌شد. او توضیح داد که در مذاکراتی مانند برجام، مذاکره‌کنندگان برای اتخاذ تصمیمات کلیدی ناگزیر از هماهنگی با تهران بودند و همین مساله گاه موجب توقف یا تعویق روند گفت‌وگوها می‌شد. اما در مذاکرات اسلام‌آباد، به نظر می‌رسد هیأت ایرانی با ترکیبی از مقامات سیاسی، نظامی و دیپلماتیک و با اختیارات گسترده‌تری در محل مذاکره حضور یافت؛ موضوعی که از نگاه او، نشانه‌ای از جدیت در تلاش برای حل‌وفصل اختلافات تلقی می‌شود.

صادقی همچنین به ترکیب و ابعاد هیأت ایرانی اشاره کرد و حضور یک تیم حدوداً ۷۰ نفره با ساختارهای کمیته‌ای را نشانه‌ای از وجود پیش‌زمینه‌هایی برای توافق دانست. به گفته او، چنین سطحی از آمادگی نشان می‌دهد که مذاکرات اسلام‌آباد صرفاً یک گفت‌وگوی مقطعی نبوده و احتمالاً ادامه‌دار خواهد بود.

با این حال، او نسبت به خوش‌بینی بیش از حد درباره نتایج فوری این مذاکرات هشدار داد و تأکید کرد که حل اختلافات عمیق میان دو کشوری که دهه‌ها در وضعیت تقابل قرار داشته‌اند، با یک یا چند دور مذاکره امکان‌پذیر نیست. از نظر او، همین طولانی بودن مذاکرات و ورود طرفین به جزئیات فنی و کارشناسی، نشان‌دهنده وجود اراده‌ای واقعی برای بررسی مسائل و تلاش برای رسیدن به تفاهم است، هرچند که اختلافات اصلی همچنان پابرجاست.

در تحلیل صادقی، مهم‌ترین گره‌های مذاکراتی شامل موضوعاتی چون سطح و سرنوشت اورانیوم‌های غنی‌شده، حق غنی‌سازی ایران، توان موشکی و نیز مساله جدید کنترل تنگه هرمز بود. او با اشاره به برخی شواهد غیررسمی، از وجود درجاتی از تفاهم در این حوزه‌ها خبر داد، اما تأکید کرد که این توافقات نتوانسته انتظارات و سطح اعتماد موردنظر ایران را تأمین کند. او همچنین به نقش جریان‌های ملی‌گرای آمریکایی نیز در محدود کردن فضای توافق اشاره کرد.

صادقی در ادامه، با استناد به اظهارات منتشرشده از سوی مقامات دو طرف، از جمله مواضع پس از مذاکرات، معتقد است که روند گفت‌وگوها متوقف نشده و احتمال برگزاری دورهای بعدی همچنان وجود دارد. به گفته او، عدم برگزاری نشست خبری رسمی و بسنده کردن به پیام‌های کوتاه، خود نشانه‌ای از باز بودن مسیر دیپلماسی و ادامه رایزنی‌هاست. او این وضعیت را «روزنه‌ای برای امید به حل‌وفصل دیپلماتیک» توصیف کرد.

نماینده ادوار مجلس همچنین به عدم برگزاری نشست خبری توسط قالیباف یا عراقچی، پس از اتمام مذاکرات نیز اشاره کرد و گفت: کاش مذاکره‌کنندگان ارشد ایران نیز مانند جی.دی.ونس در یک مصاحبه رسانه‌ای یا نشست خبری جزئیات گفت‌وگو را بیان می‌کردند و صرفا به بیان چند توئیت اکتفا نمی‌کردند.

آتش‌بس موجود شکننده است

در بخش دیگری از این تحلیل،  استاد حقوق دانشگاه تربیت مدرس به تهدیدهای مطرح‌شده از سوی دولت آمریکا، از جمله بحث محاصره دریایی ایران، پرداخت و آن را بیشتر در چارچوب فشارهای روانی و تاکتیک‌های چانه‌زنی ارزیابی کرد. به اعتقاد او، دولت دونالد ترامپ با ورود به جنگ اخیر به‌دنبال تحقق اهداف مشخصی بود، اما نه‌تنها به این اهداف دست نیافت، بلکه با شرایط جدیدی مواجه شد که یکی از مهم‌ترین آنها، افزایش نقش و اهرم ایران در تنگه هرمز است.

صادقی محدودسازی تردد کشتی‌ها در این آبراه را یک «کارت جدید» برای ایران دانست که در نتیجه تحولات اخیر به دست آمده و موقعیت واشنگتن را پیچیده‌تر کرده است. از این منظر، تهدید به محاصره دریایی، بیش از آنکه یک راهکار عملیاتی باشد، نوعی اقدام واکنشی و حتی پرریسک تلقی می‌شود که می‌تواند تبعات گسترده‌ای برای بازار جهانی انرژی به‌همراه داشته باشد.

نماینده ادوار مجلس با انتقاد از این رویکرد، آن را اقدامی بالقوه «تنش‌زا» دانست که در صورت تحقق، نه‌تنها به تشدید محدودیت‌های تردد دریایی منجر خواهد شد، بلکه نوعی «محاصره مضاعف» ایجاد می‌کند که پیامدهای آن فراتر از منطقه خواهد بود. او همچنین به واکنش متقابل ایران اشاره کرد و از آمادگی برای پاسخ به هرگونه اقدام احتمالی آمریکا سخن گفت.

با این حال، این تحلیلگر سیاسی در جمع‌بندی، احتمال بازگشت به درگیری گسترده نظامی را بالا ارزیابی نمی‌کند. به گفته او، اگرچه آتش‌بس موجود شکننده است و شرایط منطقه حساس باقی مانده، اما تهدیدهای اخیر آمریکا بیشتر به «اولتیماتوم‌های قبلی» شباهت دارد که هدف اصلی آنها اعمال فشار در میز مذاکره است، نه آغاز یک جنگ جدید.

در مجموع، از نگاه محمود صادقی، مذاکرات اسلام‌آباد را باید در چارچوب یک فرآیند تدریجی و پیچیده تحلیل کرد؛ فرآیندی که اگرچه هنوز به نتیجه نرسیده، اما با گشودن کانال‌های مستقیم گفت‌وگو، ایجاد اختیارات بیشتر برای مذاکره‌کنندگان و ورود به جزئیات اختلافات، می‌تواند زمینه‌ساز تحولات مهم‌تری در آینده روابط ایران و آمریکا باشد، تحولاتی که تحقق آنها، بیش از هر چیز، به تداوم دیپلماسی و مدیریت تنش‌ها در میدان بستگی دارد.