به گزارش اکوایران، گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی و داخلی نشان میدهد که مذاکرات اسلامآباد، اگرچه بدون دستاورد ملموس پایان یافت، اما نه به معنای پایان دیپلماسی، بلکه آغاز مرحلهای پیچیدهتر از تقابل سیاسی، امنیتی و اقتصادی میان تهران و واشنگتن است؛ مرحلهای که در آن، گزینههای پیشروی طرفین بیش از هر زمان دیگری پرهزینه و محدود شدهاند.
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، بنبست بهوجودآمده در مذاکرات، بهویژه ناکامی جی.دی.ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا در کسب امتیازات موردنظر آمریکا از ایران، چندان غیرمنتظره نبود. با این حال، آنچه اکنون اهمیت دارد، وضعیت پسابنبست است؛ جایی که دولت دونالد ترامپ با انتخابهایی دشوار مواجه شده است: ورود به یک مسیر فرسایشی از مذاکرات طولانیمدت یا بازگشت به تقابل نظامی که پیشتر یکی از بزرگترین اختلالات انرژی در دوران مدرن را رقم زده است.
در این گزارش آمده است که گزینه نظامی، اگرچه همچنان بهعنوان اهرم فشار در دست واشنگتن باقی مانده، اما بهلحاظ سیاسی و اقتصادی برای ترامپ پرهزینه است. تجربه جنگ ۴۰روزه اخیر که بنا به اعلام پنتاگون بیش از ۱۳ هزار هدف را در ایران دربر گرفت، نشان داد که تهران نهتنها عقبنشینی نکرد، بلکه بر مواضع خود پافشاری بیشتری نشان داد. در همین چارچوب، تهدید به ازسرگیری جنگ، بهویژه در شرایطی که بازارهای جهانی نسبت به هرگونه توافق، واکنش مثبت نشان دادهاند، میتواند تبعاتی چون افزایش تورم، اختلال در زنجیره تأمین و جهش قیمت انرژی را بهدنبال داشته باشد.
یکی از محورهای کلیدی این مرحله، مساله تنگه هرمز است؛ آبراهی که اکنون بهگفته منابع ایرانی، در صدر دستورکار مذاکرات قرار گرفته است. وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد که موضوعاتی چون تنگه هرمز، برنامه هستهای، لغو تحریمها و دریافت غرامت جنگی، از جمله محورهای اصلی گفتوگوها بودهاند. به نوشته نیویورکتایمز، پیوند خوردن کنترل این گذرگاه حیاتی با سایر مطالبات ایران، معادلات ژئوپلیتیکی را پیچیدهتر کرده است.
در مقابل، تحلیل منتشرشده در الجزیره تصویری متفاوت ارائه میدهد. این رسانه معتقد است که مذاکرات اسلامآباد را نباید یک شکست کامل تلقی کرد، بلکه باید آن را بخشی از روندی طولانی در دیپلماسی میان ایران و آمریکا دانست. الجزیره با اشاره به تجربه مذاکرات برجام تأکید کرد که چنین فرآیندهایی ذاتاً زمانبر هستند و حتی پیشرفتهای محدود نیز میتواند زمینهساز توافقهای آینده باشد.
در این تحلیل، به نقش بازیگران کلیدی آمریکایی از جمله استیو ویتکاف و جرد کوشنر نیز اشاره شد و بیاعتمادی نسبت به هماهنگی آنها با روند دیپلماتیک، یکی از موانع پیشرفت مذاکرات عنوان شده است. در عین حال، پاکستان بهعنوان میزبان مذاکرات اعلام کرده که کانالهای ارتباطی همچنان باز خواهد ماند و احتمال ادامه گفتوگوها وجود دارد.
در تکمیل تصویر پیچیدهای که از بنبست مذاکرات اسلامآباد ترسیم شد، گزارش تازه والاستریت ژورنال ابعاد میدانی و اقتصادی این بحران را بهگونهای عینیتر به نمایش میگذارد؛ جایی که تنگه هرمز دیگر فقط یک موضوع چانهزنی دیپلماتیک نیست، بلکه به صحنه اعمال قدرت مستقیم و بازتعریف قواعد تجارت جهانی تبدیل شده است.
بر اساس این گزارش، همزمان با اعلام آتشبس مشروط از سوی ترامپ، هزاران دریانورد و صدها کشتی تجاری در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفتند؛ وضعیتی که در آن، مقامات ایرانی بهصراحت اعلام کردند کنترل عبور و مرور در تنگه هرمز در اختیار تهران است و این ایران است که تعیین میکند چه کشتیهایی، تحت چه شرایطی و با چه هزینهای اجازه عبور خواهند داشت. به تعبیر والاستریت ژورنال، نوعی «ایستگاه عوارض» در یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان شکل گرفته است؛ پدیدهای که بهمعنای عقبنشینی عملی نظم دریایی مورد حمایت ایالات متحده تلقی میشود.
در این میان، بیش از ۷۰۰ کشتی حامل دهها میلیارد دلار کالا، در نزدیکی آبهای ایران متوقف شدهاند و کاپیتانها و مالکان کشتیها در تلاشاند تا با قواعد متغیر و بعضاً مبهم جدید سازگار شوند. هشدار صریح نیروهای ایرانی مبنی بر اینکه هرگونه عبور بدون مجوز میتواند با واکنش نظامی مواجه شود، بر سطح نااطمینانی افزوده و تنگه هرمز را به نقطهای پرریسک برای تجارت جهانی بدل کرده است.
پیامدهای این وضعیت، بهسرعت در اقتصاد جهانی قابل مشاهده است. تحلیلگران اقتصادی هشدار میدهند که در صورت تداوم دریافت عوارض از نفتکشها یا تشدید محدودیتها، قیمت سوخت بهویژه بنزین افزایش خواهد یافت و زنجیرههای تأمین جهانی با اختلال بیشتری مواجه میشوند. افزون بر این، افزایش هزینههای بیمه جنگی و حملونقل، مالکان کشتیها را نسبت به بازگشت به این مسیر حیاتی محتاطتر کرده است.
در مجموع، آنچه گزارش والاستریت ژورنال به روایت کلی بحران میافزاید، این است که بنبست دیپلماتیک در اسلامآباد، صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست، بلکه به بازتعریف عملی قواعد قدرت در یکی از مهمترین گلوگاههای اقتصادی جهان منجر شده است؛ جایی که از این پس، نهتنها سرنوشت مذاکرات، بلکه آینده نظم تجارت جهانی نیز در گرو تحولات آن خواهد بود.
دستور ترامپ برای محاصره دریایی و واکنش سپاه پاسداران
همه اینها در حالی است که با دستور ترامپ، سنتکام اعلام کرد که از غروب دوشنبه نیروهایش محاصره تنگه هرمز را آغاز میکنند. در بیانیه سنتکام آمده است: «این محاصره بهصورت بیطرفانه علیه کشتیهای همه کشورها که وارد یا خارج از بنادر و مناطق ساحلی ایران میشوند اجرا خواهد شد، از جمله تمام بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان.»
نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز اعلام کرد، برخلاف ادعاهای کذب بعضی مقامات دشمن تنگه هرمز تحت کنترل و مدیریت هوشمند، با رعایت ضوابط خاص مربوط برای عبور بیضرر شناورهای غیرنظامی باز است و برای شناورهای نظامی که تحت هر عنوان و هر بهانه، قصد نزدیک شدن به تنگه هرمز را داشته باشند، نقض آتشبس تلقی میشود و با شدت با آن برخورد سخت خواهد شد.
رسانههای داخلی چه واکنشی داشتند؟
در سطح داخلی ایران، واکنشها به این مذاکرات، ترکیبی از حمایت، انتقاد و تحلیل بود.
رضا امیری مقدم، سفیر ایران در پاکستان نیز امروز طی توئیتی نوشت: مذاکرات اسلام آباد «نه یک رویداد، بلکه یک فرآیند» است. مذاکرات اسلام آباد پایه و اساس یک فرآیند دیپلماتیک را بنا نهاد که در صورت تقویت اعتماد و اراده، میتواند چارچوبی پایدار برای منافع همه طرفها ایجاد کند.
با تلاشهای خستگیناپذیر همه بخشهای پاکستان، از جمله دولت، ارتش، پلیس و نیروهای امنیتی برای تسهیل و مدیریت مذاکرات، مذاکرات در فضایی شایسته و درخور مهمانان، در محیطی آرام، منظم و امن با امکانات لجستیکی برابر برای هر دو طرف برگزار شد.
هیات عالی رتبه مذاکره کننده ایران، با وقار، اعتماد به نفس و ایمان به خداوند متعال و توجه به دغدغههای مردم، مذاکراتی شایسته برای ملت بزرگ ایران را دنبال کردند تا منافع ملی و حقوق مشروع مردم را تضمین و تأمین کنند.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و سرپرست هیأت ایرانی، طی توئیتی با تأکید بر شکاف عمیق بیاعتمادی، اعلام کرد که آمریکا نتوانسته اعتماد تهران را جلب کند. همزمان، محسنی اژهای نیز از عملکرد تیم مذاکرهکننده تقدیر کرد و آن را پاسدار «حقوق میدان» دانست.
روزنامه شرق در این خصوص نوشت: اینک که مذاکرات با بنبست روبهرو شده، این گروه باید به این پرسش پاسخ دهند که به اعتقاد آنان در این شرایط ایران باید چه روشی را در پیش گیرد؟ آیا جنگ را آغاز کند؟ آیا در همین وضعیت آتشبس شکننده منتظر رویداد خاصی باشد؟
اگر پاسخ این گروه این است که حمله به زیرساختهای ایران موجب تخریب وسیع زیرساختهای کشور همسایه میشود، دوباره باید پرسید بعد از آن چه روی خواهد داد؟ یعنی این روند جنگ و تخریب تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
در کنار این مواضع، برخی صداهای انتقادی نیز مطرح شد. عمادالدین باقی، روزنامهنگار و جامعهشناس با انتشار یادداشتی بر ضرورت مدیریت روایتها تاکید کرد. آنطور که ایسنا نوشت، باقی هشدار داد که تأخیر در اطلاعرسانی میتواند به واگذاری میدان افکار عمومی به طرف مقابل منجر شود؛ موضوعی که بهویژه در شرایط جنگ روایتها، اهمیت دوچندانی دارد.
از سوی دیگر، مساله تنگه هرمز در اظهارات طیف گستردهای از مقامات ایرانی برجسته شد. از محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهوری که بر «اقتدار در تنگه هرمز» تأکید کرد، تا علیاکبر ولایتی، مشاور امور بینالملل رهبر انقلاب که آن را در امتداد تاریخی دیپلماسی ایران تفسیر کرد.
به نقل از ایسنا، محمود نبویان، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس که خود در مذاکرات حضور داشت، نوشت: سران سیاسی و اقتصادی دنیا بدانند با افسانهسرایی و هالیوودبازی، تنگه هرمز باز نخواهد شد. جهان مدیریت جدیدی را در تنگه هرمز تجربه خواهد کرد…
در جمعبندی، آنچه از مجموع گزارشهای نیویورکتایمز، الجزیره و منابع داخلی برمیآید، دیپلماسی هنوز زنده است؛ اما در سایه تهدید جنگ، بیاعتمادی عمیق و گرههای پیچیدهای چون تنگه هرمز، ادامه این مسیر بیش از هر زمان دیگری دشوار و سرنوشتساز خواهد بود.