به گزارش اکوایران،در حالی که تنشهای ژئوپلیتیکی میان چین و شرکای تجاریاش وارد مرحله تازهای شده، بازار عناصر نادر خاکی بار دیگر به یکی از مهمترین میدانهای رقابت اقتصادی و سیاسی جهان تبدیل شده است. تازهترین دادههای تجاری نشان میدهد صادرات آهنرباهای دائمی عناصر نادر چین به ژاپن در سال ۲۰۲۶ با نوسانات قابلتوجهی همراه بوده؛ وضعیتی که نگرانیها درباره امنیت زنجیره تأمین صنایع راهبردی ژاپن را افزایش داده است.
کاهش صادرات و افزایش نگرانیها
بر اساس آمارهای منتشرشده، صادرات آهنرباهای دائمی عناصر نادر چین به ژاپن در مارس ۲۰۲۶ حدود ۱۷.۳ درصد کاهش یافت. اگرچه در آوریل همان سال رشد ۲.۵ درصدی در صادرات ثبت شد، اما تحلیلگران معتقدند این افزایش محدود را نمیتوان نشانه بازگشت شرایط به حالت عادی دانست.
به اعتقاد کارشناسان، آنچه در آمارها مشاهده میشود بیشتر به چرخههای تخلیه و بازسازی موجودی انبارها شباهت دارد تا نشانهای از بهبود پایدار جریان عرضه. در واقع، شرایط سیاسی و سازوکارهای صدور مجوزهای صادراتی که عامل افت صادرات در ماه مارس بودند، در ماه بعد نیز تغییر محسوسی نداشتند.
چرا ژاپن آسیبپذیر است؟
اگرچه ذخایر عناصر نادر در کشورهای مختلفی از جمله استرالیا، آمریکا و کانادا وجود دارد، اما بخش عمده فرآوری و تولید آهنرباهای دائمی مورد استفاده در صنایع پیشرفته جهان همچنان در چین انجام میشود.
برآوردها نشان میدهد چین حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد ظرفیت تولید آهنرباهای عناصر نادر جهان را در اختیار دارد. به همین دلیل حتی موادی که در کشورهای دیگر استخراج میشوند نیز در بسیاری از موارد برای فرآوری و تبدیل به محصول نهایی به چین ارسال میشوند.
این وابستگی برای ژاپن اهمیت دوچندانی دارد؛ زیرا بخش بزرگی از صنایع راهبردی این کشور از جمله خودروسازی، تجهیزات الکترونیکی، صنایع دفاعی و هوافضا به عناصر نادر و بهویژه آهنرباهای نئودیمیوم-آهن-بور (NdFeB) وابسته هستند.
خودروهای هیبریدی و برقی ژاپن برای موتورهای خود به آهنرباهای پیشرفته نیاز دارند و در حال حاضر جایگزینی که بتواند همان سطح کارایی، وزن و مقاومت حرارتی را ارائه دهد، بهطور گسترده در دسترس نیست.
سقوط ژاپن در رتبهبندی خریداران
یکی از نکات قابلتوجه در آمارهای اخیر، سقوط ژاپن به رتبه نهم خریداران آهنرباهای دائمی چین در آوریل ۲۰۲۶ است.
به گفته تحلیلگران، این تغییر رتبه میتواند نشانهای از هدایت بخشی از صادرات چین به بازارهای دیگر باشد؛ موضوعی که ممکن است ناشی از اولویتبندی سیاسی، ملاحظات تجاری یا سازوکارهای صدور مجوز صادراتی باشد.
در چنین شرایطی، شرکتهای ژاپنی عملاً در صف طولانیتری برای دریافت مجوزها و محمولههای صادراتی قرار میگیرند؛ مسئلهای که میتواند برنامهریزی تولید آنها را با اختلال مواجه کند.
خاطرهای از بحران ۲۰۱۰
بسیاری از کارشناسان وضعیت کنونی را یادآور تنش سال ۲۰۱۰ میان چین و ژاپن میدانند. در آن زمان و پس از بروز اختلافات سیاسی بر سر جزایر مورد مناقشه در دریای چین شرقی، شرکتهای ژاپنی از توقف یا کندی ناگهانی جریان تأمین عناصر نادر خبر دادند.
پکن در آن مقطع وجود هرگونه ممنوعیت رسمی صادرات را رد کرد، اما فعالان صنعتی ژاپن معتقد بودند محدودیتهای غیررسمی و تأخیرهای اداری عملاً همان اثر را بر زنجیره تأمین آنها گذاشته است.
به باور ناظران، همین الگو امروز نیز در قالبی پیچیدهتر تکرار میشود؛ بهطوری که محدودیت رسمی اعلام نمیشود اما فرآیندهای اداری و صدور مجوزها میتواند به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل شود.
ابزار جدید قدرت ژئوپلیتیکی
کارشناسان معتقدند یکی از مهمترین ویژگیهای محدودیتهای مبتنی بر مجوزهای صادراتی این است که بدون نیاز به اعلام ممنوعیت رسمی، میتوانند آثار اقتصادی گستردهای ایجاد کنند.
در این سازوکار، درخواست واردات شرکتها وارد فرآیند بررسی میشود اما زمان مشخصی برای پاسخ وجود ندارد. در نتیجه تولیدکنندگان ناچار میشوند از ذخایر خود استفاده کنند و در صورت ادامه تأخیرها، با کمبود مواد اولیه و اختلال در تولید روبهرو شوند.
از آنجا که اثبات عمدی بودن این تأخیرها در نهادهایی مانند سازمان تجارت جهانی بسیار دشوار است، مقابله حقوقی با چنین اقداماتی نیز پیچیده خواهد بود.
کدام صنایع بیشترین ریسک را دارند؟
تحلیلها نشان میدهد صنایع خودروهای برقی و هیبریدی بیشترین میزان آسیبپذیری را دارند. نئودیمیوم و دیسپروزیم از جمله عناصر کلیدی در ساخت موتورهای الکتریکی محسوب میشوند و جایگزین مناسبی برای آنها وجود ندارد.
صنایع دفاعی و هوافضا نیز در رده بعدی قرار دارند. بسیاری از سامانههای راداری، تجهیزات هدایت دقیق و فناوریهای نظامی پیشرفته به عناصر نادر وابستهاند و اختلال در تأمین آنها میتواند پیامدهایی فراتر از حوزه اقتصاد داشته باشد.
ژاپن چه گزینههایی در اختیار دارد؟
توکیو طی سالهای اخیر تلاش کرده با ذخیرهسازی راهبردی عناصر نادر، بخشی از ریسکهای ناشی از وابستگی به چین را کاهش دهد. این ذخایر میتوانند در کوتاهمدت نقش ضربهگیر را ایفا کنند، اما راهحل دائمی محسوب نمیشوند.
ژاپن همچنین سرمایهگذاری در پروژههای معدنی استرالیا، کانادا و برخی کشورهای آفریقایی را افزایش داده است. با این حال، ایجاد ظرفیت فرآوری در خارج از چین نیازمند زمان و سرمایهگذاری سنگین است و در کوتاهمدت نمیتواند جایگزین ظرفیت فعلی چین شود.
در کنار این اقدامات، توسعه بازیافت عناصر نادر از تجهیزات الکترونیکی فرسوده و سرمایهگذاری در فناوری موتورهای بدون آهنرباهای عناصر نادر نیز در دستور کار قرار گرفته است.
فراتر از یک بحران دوجانبه
آنچه امروز میان چین و ژاپن در جریان است، صرفاً یک اختلاف تجاری یا سیاسی دوجانبه نیست. بسیاری از اقتصادهای پیشرفته جهان از جمله آمریکا، آلمان و کرهجنوبی نیز در حوزههای مختلف به زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی چین وابستگی قابلتوجهی دارند.
به همین دلیل، بحران احتمالی عناصر نادر را میتوان نمونهای از چالش بزرگتر اقتصاد جهانی دانست؛ چالشی که نشان میدهد تمرکز زنجیرههای تأمین حیاتی در یک کشور، چگونه میتواند به ابزاری برای اعمال نفوذ ژئوپلیتیکی تبدیل شود.
در چنین شرایطی، تجربه ژاپن در سال ۲۰۲۶ به آزمونی مهم برای سنجش تابآوری اقتصادهای صنعتی در برابر ریسکهای ناشی از وابستگی به مواد معدنی استراتژیک تبدیل شده است.
این نسخه از نظر لحن، ساختار تیترها، پاراگرافبندی و روایت تحلیلی به سبک گزارشهای اقتصادی-ژئوپلیتیکی اکوایران نزدیک شده و از حالت مقاله پژوهشی انگلیسی به یک گزارش رسانهای فارسی تبدیل شده است.