به گزارش اکوایران- تا پیش از شکلگیری CMRG، فولادسازان چینی به طور عمده به صورت جداگانه با شرکتهایی مانند BHP، ریوتینتو و واله مذاکره میکردند. این ساختار پراکنده، قدرت بیشتری در اختیار عرضهکنندگان بزرگ قرار میداد. اما تجمیع تقاضای چین در قالب یک خریدار واحد، معادله را تغییر داده است. CMRG میتواند مذاکرات را متمرکز کند، قراردادهای سالانه را به نقطه بازتنظیم قدرت چانهزنی تبدیل کند و با مذاکره همزمان یا مرحلهای با چند معدنکار، امتیازهای بیشتری از فروشندگان دریافت کند.
توافق اخیر شرکت Kumba Iron Ore، زیرمجموعه آفریقای جنوبی Anglo American، با CMRG نمونهای مهم از این روند است. این قرارداد از اول آوریل ۲۰۲۶ تا پایان مارس ۲۰۲۷ اعتبار دارد و برآورد میشود ۸ تا ۱۰ میلیون تن سنگآهن را پوشش دهد. با این حال، قیمت قرارداد اعلام نشده است. Kumba در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۷ میلیون تن سنگآهن فروخته و محصول آن به دلیل عیار بالاتر، در رده سنگآهنهای پریمیوم قرار میگیرد.
اهمیت این قرارداد زمانی بیشتر میشود که آن را با مذاکرات BHP و Fortescue مقایسه کنیم. BHP پس از مذاکرات طولانی، برای بخشی از قراردادهای خود با CMRG قیمتگذاری بر مبنای یوان را پذیرفت؛ اقدامی که میتواند فراتر از یک توافق تجاری ساده باشد. اگر قیمتگذاری یوانی در قراردادهای آینده گسترش یابد، وابستگی سنتی بازار سنگآهن به دلار و شاخصهای دلاری بورس سنگاپور میتواند به تدریج کاهش یابد و یک نظام قیمتگذاری موازی شکل بگیرد.
از این منظر، CMRG تنها یک خریدار بزرگ نیست؛ بلکه ابزاری برای افزایش قدرت چانهزنی چین در بازاری است که این کشور بزرگترین مصرفکننده آن محسوب میشود. پکن با تجمیع تقاضا تلاش میکند بخشی از قدرت قیمتگذاری را که طی دههها در اختیار تولیدکنندگان بزرگ بوده، به سمت مصرفکنندگان منتقل کند.
البته این قدرت بدون محدودیت نیست. وابستگی بیش از حد معدنکاران به بازار چین میتواند قدرت CMRG را افزایش دهد، اما ظهور بازارهای جایگزین میتواند این روند را تعدیل کند. هند در این میان اهمیت ویژهای دارد. افزایش ظرفیت فولادسازی هند تا سال ۲۰۳۰ و رشد تقاضا برای سنگآهن باکیفیت، بهویژه در مسیر تولید فولاد مبتنی بر احیای مستقیم، میتواند در بلندمدت یک مشتری جایگزین برای تولیدکنندگان ایجاد کند.
با این حال، نقطه تعیینکننده، مارس ۲۰۲۷ خواهد بود؛ زمانی که قراردادهای فعلی وارد مرحله تمدید میشوند. آن زمان مشخص خواهد شد که توافقهای سال ۲۰۲۶ صرفاً قراردادهایی یکساله بودهاند یا به الگویی جدید برای قیمتگذاری و تجارت سنگآهن تبدیل شدهاند.
در واقع، مسئله اصلی دیگر فقط قیمت هر تن سنگآهن نیست؛ مسئله این است که چه کسی قواعد تعیین قیمت را مینویسد. اگر CMRG بتواند در دور بعدی مذاکرات، قیمتگذاری یوانی، تخفیفهای مبتنی بر عیار و قراردادهای متمرکز را به استاندارد تبدیل کند، بازار جهانی سنگآهن وارد مرحلهای خواهد شد که در آن قدرت یک خریدار دولتی میتواند در برابر چند غول معدنی جهان توازن جدیدی ایجاد کند.