به گزارش اکوایران، گزارش که توسط شبکهای از اقتصاددانان و پژوهشگران «آزمایشگاه نابرابری جهانی» منتشر شده، نشان میدهد نابرابری دیگر صرفاً به اختلاف درآمد محدود نیست. امروزه عواملی مانند دسترسی به آموزش، مالکیت سرمایه، موقعیت جغرافیایی و حتی جنسیت افراد در تعیین جایگاه آنها در ساختار اقتصادی و اجتماعی جهان نقش تعیینکنندهای دارند.
آیندهای که از کلاس درس نابرابر آغاز میشود
یکی از مهمترین یافتههای این گزارش به شکاف گسترده در حوزه آموزش و سرمایه انسانی مربوط میشود. بر اساس دادههای منتشر شده، میانگین هزینه آموزش برای هر کودک در آفریقای جنوب صحرای بزرگ تنها حدود ۲۰۰ یورو است؛ در حالی که این رقم در اروپا به حدود ۷۴۰۰ یورو و در آمریکای شمالی و اقیانوسیه به نزدیک ۹۰۰۰ یورو میرسد.
کارشناسان معتقدند چنین فاصلهای به معنای آن است که کودکان در مناطق مختلف جهان از همان سالهای ابتدایی زندگی با فرصتهای کاملاً متفاوتی روبهرو هستند. این شکاف آموزشی در عمل میتواند چرخهای از نابرابری ایجاد کند که نسل به نسل ادامه پیدا میکند و توسعه بسیاری از کشورها را با چالش جدی مواجه میسازد.
اقلیم و ثروت؛ ردپای ثروتمندان در بحران زمین
بخش دیگری از این گزارش به رابطه میان نابرابری اقتصادی و بحران تغییرات اقلیمی میپردازد. در حالی که در بحثهای عمومی اغلب از مصرف مردم به عنوان عامل اصلی آلودگی یاد میشود، پژوهشگران در این گزارش نشان دادهاند که مالکیت سرمایه و سرمایهگذاریها نقش مهمتری در میزان انتشار گازهای گلخانهای دارند.
بر اساس این یافتهها، ده درصد ثروتمندترین افراد جهان مسئول ۷۷ درصد از انتشار گازهای مرتبط با مالکیت سرمایه خصوصی هستند. علاوه بر این، همین گروه حدود ۴۷ درصد از انتشار ناشی از مصرف جهانی را نیز به خود اختصاص میدهند. این آمار نشان میدهد که بحران اقلیمی نه تنها یک مسئله محیطزیستی، بلکه به شکل مستقیم با تمرکز ثروت در جهان مرتبط است.
کارهایی که دیده نمیشوند؛ چهره پنهان نابرابری جنسیتی
گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ همچنین به موضوع نابرابری میان زنان و مردان در اقتصاد جهانی پرداخته است. اگر تنها درآمدهای رسمی در بازار کار در نظر گرفته شود، زنان به طور متوسط حدود ۶۱ درصد از درآمد مردان را دریافت میکنند. اما زمانی که کارهای خانگی و مراقبتی بدون دستمزد نیز در محاسبات لحاظ شود، این رقم به حدود ۳۲ درصد کاهش مییابد.
به گفته پژوهشگران، این موضوع نشان میدهد بخش بزرگی از فعالیتهای اقتصادی زنان در آمارهای رسمی دیده نمیشود، در حالی که همین فعالیتها نقش اساسی در حفظ و تداوم زندگی اجتماعی و اقتصادی دارند.
جریان معکوس پول در جهان
یکی از نکات قابل توجه این گزارش به ساختار نظام مالی جهانی مربوط میشود. برخلاف تصور عمومی که کشورهای ثروتمند را اصلیترین تأمینکنندگان کمکهای مالی برای کشورهای در حال توسعه میداند، بررسیها نشان میدهد هر سال حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی جهان از کشورهای فقیرتر به اقتصادهای ثروتمند منتقل میشود.
این انتقال عمدتاً از طریق تفاوت در نرخ بهره، بازده سرمایه و جریانهای مالی بینالمللی صورت میگیرد؛ موضوعی که به گفته اقتصاددانان میتواند شکاف اقتصادی میان کشورها را در بلندمدت تشدید کند.
شکاف شهری؛ خط گسل جدید در سیاست
پژوهشگران همچنین از افزایش شکاف میان شهرهای بزرگ و مناطق کوچکتر در بسیاری از کشورهای توسعهیافته خبر میدهند. تفاوت در دسترسی به فرصتهای شغلی، خدمات عمومی و سرمایهگذاریها باعث شده است که فاصله اقتصادی و اجتماعی میان این مناطق افزایش یابد.
به گفته تحلیلگران، این شکافها در سالهای اخیر حتی بر فضای سیاسی کشورها نیز تأثیر گذاشته و اختلافات میان مناطق شهری و غیرشهری را در انتخابات و سیاستگذاریها پررنگتر کرده است.
آیا میتوان این شکاف را کاهش داد؟
در پایان گزارش، پژوهشگران تأکید میکنند که کاهش نابرابری در جهان نیازمند همکاری گسترده بینالمللی و اصلاح برخی ساختارهای اقتصادی است. اجرای نظامهای مالیاتی عادلانهتر، سرمایهگذاری در آموزش و توانمندسازی انسانی، توجه جدی به عدالت اقلیمی و تقویت نهادهای سیاسی فراگیر از جمله راهکارهایی است که در این گزارش پیشنهاد شده است.
با وجود پیچیدگی این چالشها، بسیاری از کارشناسان معتقدند اگر سیاستهای مناسب و همکاری جهانی شکل بگیرد، هنوز امکان کاهش شکافهای عمیق اقتصادی و اجتماعی در جهان وجود دارد. در غیر این صورت، نابرابری میتواند به یکی از مهمترین بحرانهای قرن بیستویکم تبدیل شود؛ بحرانی که نه تنها اقتصاد، بلکه ثبات اجتماعی و سیاسی جهان را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.