آمریکا به جنگ باز میگردد یا عقبنشینی میکند؟
در حالیکه آتشبس وارد روزهای حساس خود شده، معادله این بحران دیگر فقط در میدان نبرد تعیین نمیشود.
در حالیکه آتشبس وارد روزهای حساس خود شده، معادله این بحران دیگر فقط در میدان نبرد تعیین نمیشود.
در روزهای اخیر، همزمان با افزایش رفتوآمدهای دیپلماتیک و نقش میانجیها، گمانهزنیها درباره نزدیک شدن تهران و واشنگتن به یک توافق دوباره بالا گرفته است.
بسته شدن تنگه هرمز در پی تشدید تنشها و درگیریها، برای هفتهها به یکی از جدیترین نگرانیهای اقتصاد جهانی تبدیل شد.
در حالی که تنشها میان تهران و واشنگتن همچنان در بالاترین سطح سالهای اخیر قرار دارد، نشانههایی از یک تغییر مسیر دیپلماتیک آرام اما معنادار در حال ظاهر شدن است.
در میانه یکی از پیچیدهترین مقاطع اقتصادی سالهای اخیر، جایی که سایه جنگ، تحریم و اختلالات زنجیره تأمین بهطور همزمان بر اقتصاد ایران سنگینی میکند، یک پرسش کلیدی بیش از هر زمان دیگری خودنمایی میکند: در چنین شرایطی، سیاستگذار پولی باید چه مسیری را انتخاب کند؟ آیا زمان اصلاحات ساختاری و شوکدرمانی است یا اولویت با حفظ ثبات و جلوگیری از فروپاشی جریانهای حیاتی اقتصاد است؟ این گفتوگو تلاش میکند پاسخی دقیق و واقعبینانه به همین دوگانه دشوار بدهد.
با گذشت ۴۰ روز از آغاز جنگ، یکی از ملموسترین و فوریترین پیامدهای این درگیری، تغییرات قابلتوجه در بازار کار بوده است؛ تغییری که خود را بیش از هر چیز در تعدیل گسترده نیروی انسانی نشان داده است. از همان روزهای ابتدایی، نشانههای این وضعیت در بخشهای مختلف اقتصادی قابل مشاهده بود؛ از واحدهای تولیدی بزرگ که بهطور مستقیم در معرض آسیب قرار گرفتند و ناچار به کاهش یا توقف فعالیت شدند، تا کسبوکارهای کوچک و متوسطی که بهصورت غیرمستقیم و در پی اختلال در زنجیره تأمین، کاهش تقاضا یا نااطمینانیهای ناشی از شرایط جنگی، بخشی از نیروی کار خود را تعدیل کردند. در این میان، گروهی از شاغلان نیز بدون آنکه در آمارهای رسمی دیده شوند، بهویژه در بخش غیررسمی اقتصاد، با از دست دادن کامل درآمد مواجه شدند.
تصور کنید جهانی که در آن تنها ۶۰ هزار نفر ثروتمندترین افراد، مالک منابعی هستند که از مجموع ثروت نیمی از جمعیت جهان بیشتر است. شاید این تصویر شبیه داستان علمی–تخیلی باشد، اما دادههای جهانی در سال ۲۰۲۵ نشان میدهد که چنین وضعیتی واقعیت دارد.
در پی تشدید تنشهای نظامی و حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در سال ۱۴۰۴، نگرانیها درباره پیامدهای اقتصادی این درگیری افزایش یافته است. اختلال در مسیرهای تجاری، دشواری دسترسی صنایع به مواد اولیه و آسیبپذیری زنجیرههای تأمین از جمله چالشهایی است که میتواند تولید داخلی را تحت تأثیر قرار دهد.
در حالی که بسیاری از کشورها از رشد اقتصادی، پیشرفت فناوری و توسعه جهانی سخن میگویند، تازهترین یافتههای پژوهشگران نشان میدهد جهان همچنان با شکافهای عمیق و رو به گسترش نابرابری روبهرو است. «گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶» که با مشارکت بیش از ۲۰۰ پژوهشگر بینالمللی تهیه شده، تصویری نگرانکننده از وضعیتی ارائه میدهد که در آن ثروت، فرصتها و حتی مسئولیتهای زیستمحیطی به شکل نابرابر میان مردم جهان توزیع شده است.
در دورههای حساس تاریخ هر کشور، نقش مدیریت سیاسی و نحوه تصمیمگیری حاکمان بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. شرایط بحرانی، چه در قالب جنگ، فشارهای خارجی، مشکلات اقتصادی یا شکافهای اجتماعی، آزمونی جدی برای ساختارهای حکمرانی و میزان کارآمدی آنها به شمار میآید. در چنین شرایطی، جامعه علاوه بر عبور از بحرانهای کوتاهمدت، به این میاندیشد که آینده کشور چگونه باید مدیریت شود و چه مسیرهایی میتواند به ثبات، پیشرفت و افزایش رضایت عمومی منجر شود.