امیر کرمانی، اقتصاددان در توضیح یادداشت مشترکش با سایمون جانسون، معتقد است مسئله اصلی مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا، «ناسازگاری زمانی» در ساختار توافق‌هاست. به گفته او، در این نوع توافق‌ها ایران معمولاً تعهداتش را سریع اجرا می‌کند؛ از کاهش فعالیت‌های هسته‌ای تا انتقال ذخایر غنی‌شده، اما مزایای طرف مقابل، به‌ویژه رفع تحریم‌ها، در بلندمدت محقق می‌شود. همین عدم تقارن باعث می‌شود پس از اجرای تعهدات ایران، انگیزه طرف مقابل برای ادامه توافق کاهش پیدا کند.

او برای توضیح این موضوع به تجربه مذاکرات از سال ۲۰۰۲ تا برجام اشاره می‌کند؛ روندی که از تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای آغاز شد، اما به دلیل حل‌نشدن اختلافات، دوباره به افزایش غنی‌سازی و تشدید تحریم‌ها رسید و نهایتاً به برجام ختم شد.

با این حال، پس از اجرای تعهدات ایران، همان مشکل ساختاری دوباره خود را نشان داد.

کرمانی علاوه بر این، از مفهومی به نام «انباشت بدهی سیاسی» نیز صحبت می‌کند؛ یعنی شرایطی که در آن سیاستمداران به دلیل وعده‌های بزرگ قبلی، حتی توافق‌های محدود را هم نمی‌توانند برای حامیان خود قابل قبول جلوه دهند.

به گفته او، هم در ایران و هم در آمریکا، هزینه‌های سیاسی و اقتصادی سال‌های اخیر آن‌قدر بزرگ شده که بازگشت به توافق‌های محدود گذشته، دیگر برای هیچ‌یک از دو طرف ساده نیست