او ادامه داد: زمانی که حصارها و بناهای شهر با خشت و آجر ساخته میشدند، برای اینکه مصالح در کمترین فاصله از محل ساختوساز تولید شوند، در پیرامون شهر کورههایی ایجاد میکردند. برداشت خاک برای تولید خشت و آجر نیز بهمرور باعث پایین رفتن سطح زمین و ایجاد گودها میشد.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: از مقطعی به بعد، تولید خشت و آجر در این محدوده دیگر توجیه نداشت، زیرا این اراضی به محدوده شهری وارد شده بودند و ارزش زمین بهشدت افزایش پیدا کرده بود. در نتیجه کورهها بهتدریج جمع شدند و فعالیت آنها به نقاط دیگری منتقل شد. برای مثال، در محدوده دولتآباد تا سالهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ هنوز کورههای فعال آجرپزی وجود داشت، اما از مقطعی به بعد فعالیت آنها نیز موضوعیت خود را از دست داد و کورهها جمع شدند. هنوز هم میتوان میلهای برخی از این کورهها را در آن محدوده مشاهده کرد.
این متخصص برنامهریزی شهری تاکید کرد: اتفاق مشابهی درباره فعالیت سنگفروشان در محدوده فدائیان اسلام رخ داد. این منطقه زمانی بورس بزرگی برای عرضه سنگ بود، اما از مقطعی به بعد این فعالیتها نیز ناچار به جابهجایی شدند و به خارج از این محدوده انتقال پیدا کردند. در نتیجه اراضیای که پیشتر محل این فعالیتها بودند، بهتدریج کارکرد دیگری پیدا کردند.