یک استاد دانشگاه توضیح می‌دهد که چه موانعی بر سر راه دیپلماسی شهری است و چرا پیوندهای خواهرخواندگی به نتیجه نمی‌رسد؟

اکوایران: پاریس، پکن، بغداد، دوشنبه و کاراکاس چه نسبتی با تهران دارند؟ همه این شهرها خواهرخوانده پایتخت ایران هستند. شهرهایی که قرار بوده از طریق پیمان خواهرخواندگی با یکدیگر همکاری کنند، تجربه‌هایشان را به اشتراک بگذارند و حتی در پروژه‌های اقتصادی و عمرانی سرمایه‌گذاری مشترک داشته باشند. اما این پیوندها در عمل چه دستاوردی برای تهران داشته‌اند؟ بررسی‌های مرکز مطالعات شهرداری تهران نشان می‌دهد که دستاوردهای پیمان‌های خواهرخواندگی پایتخت محدود بوده و بسیاری از آنها به دلیل نداشتن اهداف مشخص و برنامه اجرایی در حد اسناد نمادین باقی مانده‌اند. مسئله‌ای که فقط مختص تهران هم نیست و پژوهش دیگری درباره شیراز نشان می‌دهد که این شهر هم نتوانسته جایگاه مناسبی در دیپلماسی شهری پیدا کند. اما چرا شهرهای ایران نتوانسته‌اند از ظرفیت روابط بین‌المللی خود استفاده کنند؟ محمدحسین بوچانی، دکترای برنامه‌ریزی شهری، استاد دانشگاه و رئیس اسبق مرکز مطالعات شهرداری تهران، در گفت‌وگو با اکوایران یکی از مهم‌ترین موانع را روابط سیاسی ایران با دیگر کشورها می‌داند. بااین‌حال بوچانی معتقد است که مشکل فقط به روابط سیاسی محدود نمی‌شود. از نظر او هنوز در سطح دولت و نهادهایی مانند وزارت کشور و وزارت امور خارجه باور جدی به ظرفیت دیپلماسی شهری شکل نگرفته است.

محمدحسین بوچانی، دکترای برنامه‌ریزی شهری، استاد دانشگاه و رئیس اسبق مرکز مطالعات شهرداری تهران، در گفت‌وگو با اکوایران درباره روابط میان شهرها و مدیریت محلی می‌گوید: در وهله اول و در چارچوب قانون اساسی، همه روابط و ارتباطات با شهرها، مناطق و دولت‌های ملی و محلی تعریف می‌شود. برای مثال اگر قرار باشد اتوبوس یا کالایی از کشوری وارد شود یا تجهیزاتی برای آتش‌نشانی خریداری شود یا حتی خدماتی به خارج از کشور ارائه شود، همه این موارد در قالب پروتکل‌های دولت تعریف می‌شوند. یعنی این ارتباطات از طریق دولت ملی شکل می‌گیرند.

او ادامه می‌دهد: مدیریت‌های محلی هر اندازه استقلال داشته باشند و حتی اگر استقلال آنها را کامل فرض کنیم، باز هم مناسبات اقتصادی، اجتماعی، تجاری، اداری، فرهنگی و هر نوع خدمات دیگری که بخواهند با یکدیگر داشته باشند از طریق دولت ملی شکل می‌گیرد. اگر میان دولت‌های ملی اختلافات یا روابط منفی وجود داشته باشد، قاعدتاً مدیریت‌های محلی هم تابع آن هستند و به‌طور مستقیم تحت تأثیر این روابط منفی قرار می‌گیرند. یعنی چه کشوری تحت تحریم باشد، چه درگیر جنگ باشد و چه روابط سیاسی دولت ملی با دولت دیگری دچار تنش شده باشد، نهادهای حکمرانی محلی نمی‌توانند خارج از این چارچوب حرکت کنند.

بوچانی با اشاره به فراز و فرود روابط میان کشورها اضافه می‌کند: این روابط حالت سینوسی دارند. ممکن است در مقطعی ارتباط با کشوری در بالاترین سطح باشد اما با تغییر یک متغیر برای مدتی کاهش پیدا کند. مانند روابط ایران و عراق که در دوران جنگ هشت‌ساله ارتباط میان دو کشور قطع شده بود.

او ادامه می‌دهد: اما بعد از آن به چارچوب‌های سیاسی دیگری رسیدیم و اکنون روابط بسیار نزدیکی با عراق داریم. بنابراین عوامل ملی در روابط میان مدیریت محلی نقش بسیار مؤثری دارند.

بوچانی با اشاره به کارکرد پیمان‌های خواهرخواندگی شهرها می‌گوید: وقتی شهرها در قالب یک پروتکل خواهرخواندگی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، قاعدتاً باید در شورای عالی استان‌ها، وزارت کشور یا نهاد دیگری مانند وزارت امور خارجه، دفتری وجود داشته باشد که این پروتکل‌ها، تفاهم‌ها و گفت‌وگوها را بررسی کند. باید مشخص شود چه میزان از این روابط صرفاً شکلی بوده و چه میزان به انتقال دانش، انتقال سرمایه، سرمایه‌گذاری مشترک یا تحولات فرهنگی منجر شده است. این روابط می‌توانند از نام‌گذاری خیابان‌ها و برگزاری نمایشگاه‌های مشترک تا انتقال تجربه در حوزه پسماند، محیط زیست، خدمات شهری و حمل‌ونقل و حتی سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مشترک در حوزه انرژی و سایر بخش‌ها را شامل شوند.

رئیس اسبق مرکز مطالعات شهرداری تهران ادامه می‌دهد: باید نهادی وجود داشته باشد که این موارد را بررسی کند. شاید یکی از آسیب‌های ما همین باشد که در کشور به هر دلیلی این مسئله به‌طور جدی فراموش شده است. به نظر من این موضوع فقط به دولت فعلی مربوط نیست و به دولت‌های پیشین هم برمی‌گردد. این روابط آن‌چنان که بایسته و شایسته است از نظر کارایی و اثربخشی مورد سنجش قرار نگرفته‌اند.

او با اشاره به ظرفیت پیمان‌های بین‌المللی برای گسترش همکاری میان حکمران محلی می‌گوید: برای مثال وقتی عضو پیمان شانگهای می‌شویم، قاعدتاً باید در این پیمان‌ها هم نگاه ملی داشته باشیم و هم به مدیریت‌های محلی توجه کنیم. در سطح مدیریت‌های محلی هم باید از ظرفیت این پیمان‌ها استفاده شود. برای مثال در چارچوب پیمان شانگهای، شهرداری‌ها می‌توانند در حوزه انرژی، مسکن و حمل‌ونقل ریلی یا سایر شیوه‌های حمل‌ونقل با یکدیگر تفاهم و همکاری داشته باشند.

این استاد دانشگاه با تأکید بر نقش دولت ملی در گسترش روابط میان شهرها ادامه می‌دهد: همه این موارد مستلزم یک مسئله اساسی است و آن هم باور دولت ملی به ظرفیت مدیریت محلی است. دولت ملی، چه در وزارت امور خارجه و چه در دستگاه‌هایی که با ساختارهای بین‌المللی ارتباط دارند، باید به این باور برسد که فقط دولت مرکزی محرک توسعه کشور نیست. مدیریت‌های محلی هم ظرفیت‌هایی دارند که می‌توانند فعال شوند.

او برای توضیح این موضوع به روابط شهرهای مرزی ایران و عراق اشاره می‌کند و می‌گوید: برای مثال در استان ایلام، به دلیل مراسم دینی و آیینی کربلا، سالانه جمعیت زیادی میان دو کشور جابه‌جا می‌شوند. این جمعیت ممکن است بیش از ۱۰ میلیون نفر یا پنج میلیون نفر باشد. هر تعدادی که باشد قاعدتاً باید میان استانداران، شهرداران و شوراهای شهر در دو سوی مرز ارتباط بسیار نزدیکی شکل بگیرد تا بتوانند در حوزه خدمات رفاهی، حمل‌ونقل، اسکان و حتی بهداشت و درمان با یکدیگر همکاری کنند.

بوچانی ادامه می‌دهد: در چنین شرایطی دولت‌های مرکزی ایران و عراق قاعدتاً نباید نقش مداخله‌گر داشته باشند. مسئله این است که پیمان‌ها و همکاری‌های میان مدیریت‌های محلی در دو سوی مرز می‌توانند کارایی و اثربخشی بالایی داشته باشند و رفاه بیشتری برای مجموعه شهروندان ایجاد کنند.

بوچانی با اشاره به اینکه پیمان‌های خواهرخواندگی نباید فقط به تهران محدود شوند، می‌گوید: در کشور حدود ۱۴۰۰ شهر داریم که نزدیک به صد شهر، حدود ۹۸ شهر، جمعیتی بیش از ۱۰۰ هزار نفر دارند. این شهرها می‌توانند در جغرافیاهای مختلف با شهرهای دیگر پیمان خواهرخواندگی داشته باشند. برای مثال نوع خواهرخواندگی شهرهایی مانند تبریز، زاهدان، بندرعباس و بجنورد با شهرهای کشورهای پیرامونی و همسایه می‌تواند متفاوت باشد و آثار متفاوتی هم داشته باشد. بنابراین این موضوع صرفاً مسئله تهران نیست.

او ادامه می‌دهد: ما عملاً به دلیل تنش‌هایی که در روابط ملی با کشورهای مختلف داشته‌ایم و شرایط جنگی کشور، به‌ویژه در یکی دو سال اخیر و حتی پیش از آن، نتوانسته‌ایم از ظرفیت ارتباط میان مدیران محلی برای توسعه این روابط استفاده کنیم.

رئیس اسبق مرکز مطالعات شهرداری تهران با اشاره به ظرفیت نهادهای بین‌المللی برای گسترش دیپلماسی شهری می‌گوید: نکته آخر این است که نهادهای بین‌المللی متعددی مانند UCLG و هبیتات وجود دارند. حتی در حوزه مترو هم چنین نهادهایی فعالیت می‌کنند. نهادهایی هم وجود دارند که شهرها را ارزیابی می‌کنند و براساس شاخص‌های پیشرفت به رتبه‌بندی آنها می‌پردازند. ما عمدتاً حتی با این نهادها هم ارتباط چندانی نداریم و در این زمینه ضعیف عمل کرده‌ایم.

این استاد دانشگاه درباره دلایل ضعف ارتباط شهرهای ایران با نهادهای بین‌المللی ادامه می‌دهد: دلیل این مسئله آن است که عملاً هنوز در حوزه دیپلماسی شهری و منطقه‌ای، چه در وزارت امور خارجه و چه در وزارت کشور که محور ارتباطات حکمروایان محلی است، باور جدی به این پدیده شکل نگرفته است. حتی اگر تحولاتی هم در این سطح اتفاق می‌افتد، بیشتر نتیجه خلاقیت خود شهرداری‌هاست تا قوه مجریه.

بوچانی اضافه می‌کند: برای مثال شهرداری‌های شیراز، مشهد، تهران یا شهرهای دیگر گاهی خلاقیت به خرج می‌دهند و از ظرفیت ارتباط با نهادهای بین‌المللی استفاده می‌کنند. یعنی این اقدامات بیش از آنکه حاصل برنامه‌ریزی قوه مجریه باشند، ناشی از ابتکار خود شهرداری‌ها هستند. در حالی که این مأموریت قاعدتاً باید بر عهده دولت باشد.