اقتصاد جهانی در آستانه سال ۲۰۲۶ در وضعیتی از «انتظار هوشیارانه» قرار گرفته است؛ جایی میان تاب‌آوری نسبی و ریسک‌های انباشته‌شده.

 تازه‌ترین نظرسنجی مجمع جهانی اقتصاد نشان می‌دهد اگرچه بیش از نیمی از اقتصاددانان ارشد انتظار تضعیف شرایط را دارند، اما شدت بدبینی نسبت به سال گذشته کاهش یافته است. بازارهای مالی، علی‌رغم محیطی پرتنش، همچنان صعودی‌اند و همین موضوع پرسش‌هایی جدی درباره پایداری ارزش‌گذاری‌ها و احتمال اصلاح‌های ناگهانی ایجاد کرده است.

در این میان، هوش مصنوعی به مهم‌ترین متغیر ساختاری اقتصاد جهانی بدل شده؛ نیرویی که می‌تواند بهره‌وری را جهش دهد، اما در عین حال توزیع نامتوازن منافع، شکاف‌های منطقه‌ای و اختلالات شغلی را تشدید کند. بدهی‌های عمومی و خصوصی، میراث یک دهه سیاست‌های انبساطی، به خط مقدم تصمیم‌گیری‌های مالی بازگشته‌اند و دولت‌ها را ناگزیر به بازتعریف اولویت‌های بودجه‌ای کرده‌اند؛ از دفاع و انرژی گرفته تا زیرساخت‌های دیجیتال.

هم‌زمان، نظم تجارت جهانی در حال بازچینی است. کاهش نسبی تنش‌های آمریکا و چین، به معنای پایان رقابت راهبردی نیست و زنجیره‌های تأمین بیش از گذشته منطقه‌ای و سیاسی می‌شوند. پرسش کلیدی این است: آیا اقتصاد جهانی می‌تواند از دل این نااطمینانی‌ها، مسیری فراگیر برای رشد و رفاه بسازد یا صرفاً درگیر مدیریت ریسک‌های کوتاه‌مدت باقی خواهد ماند؟