وعده پرداخت سود ۸ تا ۱۲ درصدی دلاری به سرمایهگذاران، در شرایطی مطرح میشود که اقتصاد ایران با رشد اقتصادی ضعیف، رکود در بخش تولید و محدودیتهای جدی منابع ارزی مواجه است. همین تناقضها باعث شده بسیاری از کارشناسان، امکانپذیری و منطق اقتصادی این طرح را زیر سوال ببرند.
مقایسه نرخهای بهره جهانی با این وعدهها، بر ابهامات میافزاید؛ جایی که حتی اوراق خزانه آمریکا سودی کمتر از ۴ درصد دارند، پرداخت سود دلاری دو رقمی از سوی یک اقتصاد تحریمشده نیازمند توضیحی شفاف و قانعکننده است. علاوه بر این، تجربههای گذشته و خاطره سیاستهای ارزی دهه هشتاد، نگرانیهایی جدی درباره تکرار خطاهای پرهزینه ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، این پرسش مطرح است که: چنین سیاستی چه نسبتی با تولید دارد؟ وقتی بنگاههای داخلی همزمان با رکود و مالیات دستوپنجه نرم میکنند، جذابسازی سرمایهگذاری دلاری بدون مالیات میتواند منابع را بیش از پیش از بخش مولد دور کند. بیتردید، موفقیت یا شکست این طرح به میزان شفافیت، تضمینپذیری و پاسخگویی دولت وابسته است.