نویسنده: کارلوس مارتینز
ترجمه: مهرپویا علا
در روز یکم ژانویهٔ ۱۹۵۹ فیدل کاسترو و انقلابیون ریشدار او وارد هاوانا شدند. زنگهای کلیسا در سرتاسر جزیره به صدا درآمد و باتیستا به تبعید گریخته بود.
اول ژانویهٔ اخیر شصتوهفتمین سالگرد آن انقلاب بود. شصتوهفت سال از سیستمی که بر پایهٔ فریب بنا شد، با خشونت تحمیل گردید و با سرکوب تداوم یافت. اما اکنون، برای نخستین بار از زمان ورود کاسترو به هاوانا، تغییر واقعی اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
در سرتاسر دههٔ ۱۹۵۰ کاسترو بارها بر کمونیست نبودن خود پافشاری میکرد. او وعدهٔ انتخابات آزاد، مطبوعات آزاد و احیای قانون اساسی ۱۹۴۰ را داد [1]. اما تا آوریل ۱۹۶۱ و تنها کمی بیش از دو سال پس از ورود به هاوانا، کاسترو انقلاب را سوسیالیستی اعلام کرد. فرماندهانی مانند هوبر ماتوس و ویلیام مورگانِ آمریکایی که به وعدههای پیشین او باور داشتند و با این چرخش کمونیستی به مخالفت برخاستند، بهای سنگینی پرداختند. ماتوس محکوم گردید و ۲۰ سال را در زندان گذراند، درحالیکه مورگان به اتهام خیانت محاکمه و اعدام شد. آنچه در پی آن رخ داد سریع و همهجانبه بود. میان سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۸ دولت تمامی بخشهای اقتصاد کوبا را ملی اعلام کرد.
درصد سهم دولت از اقتصاد در چهار سال متفاوت:
|
بخش اقتصادی |
1961 |
1963 |
1968 |
1977 |
|
کشاورزی |
37 |
70 |
70 |
79 |
|
صنعت |
85 |
95 |
100 |
100 |
|
ساختوساز |
80 |
98 |
100 |
100 |
|
حملونقل |
92 |
95 |
98 |
98 |
|
خردهفروشی |
52 |
75 |
100 |
100 |
|
عمدهفروشی و بازرگانی خارجی |
100 |
100 |
100 |
100 |
|
بانکداری |
100 |
100 |
100 |
100 |
|
آموزش |
100 |
100 |
100 |
100 |
Source: Carmelo Mesa-Lago, The Economy of Socialist Cuba: A Two-Decade Appraisal, p. 15.
تا سال ۱۹۶۳ کموبیش ۹۵ درصد از صنعت در اختیار دولت قرار گرفته و تا سال ۱۹۶۸ بنگاهداری خصوصی عملاً از میان رفته بود. پژوهش ماریان وارد و جان دوروکس [2]نشان میدهد که در دههٔ ۱۹۵۰ (پیش از به قدرت رسیدن کاسترو)، سطح زندگی در کوبا از بالاترینها در آمریکای لاتین بود و درآمد سرانهٔ آن را میشد با کشورهایی مانند ایتالیا مقایسه کرد؛ بااینحال، آن اقتصاد پیشاانقلابی که بر بازارها و مالکیت خصوصی استوار بود، با برنامهریزی متمرکز به سبک شوروی جایگزین شد؛ اقدامی که پیامدهای اجتماعی شدیدی به همراه داشت. برخی برآورها [3]حاکی از آنند که در فاصله سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۸۱ حدود ۳۵٬۰۰۰ تا ۱۴۱٬۰۰۰ کوبایی تحت این دولت جان باختند. مخالفت سرکوب شد، روزنامهها ملی شدند [4] و سرکوب بهویژه علیه کسانی که آشکارا به مخالفت با دولت برمیخاستند، بیرحمانه بود.
نظامی که کاسترو بنا نهاد برای دههها تزلزلناپذیر به نظر میرسید. اما در ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۱ پیشامدی بیسابقه رخ داد. هزاران جوان کوبایی خیابانهای شهرهای سرتاسر جزیره را پر کردند و خواستار آزادی شدند. آنان شعار «Libertad!» و «Patria y vida!» ( میهن و زندگی) سر میدادند؛ که این دومی پاسخی مستقیم و کنایهآمیز به شعار انقلابی «Patria o muerte» (میهن یا مرگ) بود.
دولت کوبا با سرکوبی بیرحمانه واکنش نشان داد. بنا بر گزارش «سازمان مدافعان زندانیان» [5]، کوبا در حال حاضر حدود ۱٬۱۸۷ زندانی سیاسی در اختیار دارد که بسیاری از آنان جوانانی هستند که صرفاً حقوق اولیه خود را میخواستند. بااینحال سرکوب اینبار نتیجهٔ وارونه داد. بهجای درهم شکستن مخالفتها بزرگترین موج مهاجرت در تاریخ کوبا را رقم زد.
میان سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ کوبا حدود ۲۰ درصد از جمعیت خود را بر اثر مهاجرت از دست داد. این ارقام خارقالعادهاند. محلههای کاملی در هاوانا خالی شدهاند. پزشکان، مهندسان، معلمان و کارگران ماهری از همه نوع گریختهاند. نشریهٔ «اکونومیست» [6] چند هفته پیش ارزیابی هشداردهندهای را منتشر کرد و نوشت: «بیشتر کوباییهایی که انگیزه و توان حرکت داشتند، برخاسته و رفتهاند؛ حفرهای ژرف در زمینه نیروی انسانی، در قلب اقتصاد کوبا دهان گشوده است.»
وضعیت اقتصادی، این بحران را تشدید میکند. نرخ تورم از ۲۰ تا ۱۰۰ درصد برآورد میشود [7]. مطابق گزارش یک نظرسنجی اخیر [8]، ۸۹ درصد از کوباییها اکنون در فقر مطلق زندگی میکنند. آنگونه که یک کوبایی ۵۲ ساله به نشریهٔ «اکونومیست» گفته است: «این سیستم چنان بههمریخته است که قابلیت اصلاح ندارد. تنها کاری که میتوان کرد این است که از شرّ آن خلاص شد و از نو آغاز کرد.»
دولت کوبا برخی اصلاحات را انجام داده است که از فشار شدید برای کاهش کنترلها در بخش واردات ناشی میشوند؛ اما این اصلاحات از نوع اصلاحات بازاری بهمعنای دقیق واژه نبودند[9] . دسترسی همچنان نه بنا بر قواعد قابل پیشبینی، ورود آزادانه و حقوق مالکیتِ محافظتشده، بلکه بنا بر صلاحدید دولت انجام میگیرد. در نتیجه، این آزادسازیِ محدود، به رفتارهای رانتجویانه دامن میزند؛ آنچنانکه بنگاهها نه برای رقابت در بازارهای آزاد، بلکه عمدتاً برای جلب رضایت مقامات حزبی فعالیت میکنند.
بااینوجود دلایل مشخصی وجود دارند که نشان میدهند دگرگونی در راه است. نظرسنجی اخیری [10] از سوی «CubaData» پرده از دگرگونی ایدئولوژیک چشمگیری برمیدارد: ۲۱٫۷ درصد از کوباییها اکنون خود را «لیبرال یا طرفدار بازار» میدانند؛ یعنی هفت برابرِ آن ۳ درصدی که هنوز خود را «سوسیالیست سرسخت» تلقی میکنند. در میان این کوباییهای طرفدار بازار، ۶۵ درصد معتقدند که دولت کوبا باید اصلاحات ساختاری جدی انجام دهد. ارقام کلی از این هم گویاترند: ۷۹ درصد از همهٔ کوباییها باور دارند که سوسیالیسم در حال افول است و ۷۸٫۸ درصد دیگر اصول انقلابی را بیربط میدانند.
حتی اقتصاددانان کوبایی نیز تا حد زیادی بر این باورند که مشکلات جزیره نه از تحریمهای آمریکا، بلکه از سیاستهای خودِ دولت [11] ناشی میشوند. افزون بر این، پژوهش اخیر ژوائو پدرو باستوس، جیمی بولونیا پاولیک و وینسنت گِلوسو [12] نشان داده است که تحریمها تنها ۳ تا ۱۰ درصد از افت اقتصادی کوبا را توضیح میدهند. مقصران اصلی همانا ملیسازیها، نابودی مالکیت خصوصی و بازارها و جایگزینی آنها با برنامهریزی متمرکز اقتصادی هستند. تا سال ۱۹۸۹ – یعنی حتی پیش از پایان حمایت شوروی - این سیاستها کوبا را حدود ۵۵ درصد فقیرتر از آنچه میتوانست باشد کرده بودند. این موضوع از آن جهت دارای اهمیت است که معنایشان قابلحل بودن مشکلات کوباست. این مشکلات پیامد انتخابهای نهادی مشخصیاند که میتوان آنها را وارونه ساخت.
دولت کوبا اکنون با یک طوفان تمامعیار روبهروست. بهواسطه مهاجرت گسترده، مردم خود را و همراه با آنها، نیروی انسانی لازم برای ادارهٔ حتی خدمات پایهای را و نیز مشروعیت ایدئولوژیک خود را از دست داده است. دولت کوبا دیگر نمیتواند نیروهای بیگانه را بابت این موضوع سرزنش کند.
من باور دارم که در سالهای پیشِ رو شاهد سقوط دولت کوبا خواهیم بود. هنگامی که آن لحظه فرا برسد، کوبا میتواند مسیر کشورهایی مانند استونی یا لهستان را دنبال کند؛ کشورهایی که اصلاحات بازارمحورشان بهگونهای چشمگیر سطح زندگی را بهبود بخشید. این دگرگونی به روشنفکران، رهبران سیاسی و گروههایی نیاز خواهد داشت که قادر به اجرای اصلاحات بازار، تضمین حقوق مالکیت و استقرار حاکمیت قانون باشند.
چهبسا بهطرز متناقضی مهاجرت گسترده به تأمین همین سرمایهٔ انسانی یاری برساند. کوباییها با ادغام در اقتصادهای بازارمحور خارج از کشور، مهارتها و دانش نهادیای را به دست میآورند که کشور به آنها نیاز خواهد داشت. جامعهٔ تبعیدیان از هماکنون زیرساختهایی برای آموزش نسلهای تازه دربارهٔ جنایات کمونیسم و وضعیت کوبای پیش از انقلاب ایجاد کرده است. این کوباییها، با تجربهٔ زیستن در دموکراسیهای کارآمد و انگیزهٔ کمک به میهن خود، بهاحتمال فراوان نقشی کلیدی در بازسازی کشورشان ایفا خواهند کرد.
فیدل کاسترو 67 سال پیش بهسوی هاوانا حرکت کرد، درحالیکه وعده آزادی و رفع استبداد را میداد. اکنون نظام او چیرگی خود را از کف میدهد. کوباییهایی که در سال 2021 همه چیز را به مخاطره انداختند تا آزادی را مطالبه کنند، همانها که از تن دادن به تبعید سر باز زدند، همانها که از سوسیالیسم رویگردان شدند، فصل نوینی را برای کوبا به رشته تحریر در میآورند. اکنون دیگر پرسش این نیست که دولت کوبا سرنگون خواهد شد یا خیر؛ پرسش این است که آیا کوباییها موقعیت مناسب برای ساختن کشوری آزاد و آباد تحت اراده خودشان را به دست خواهند گرفت.
ارجاعات متن:
[1] https://www.latinamericanstudies.org/cuban-rebels/manifesto.htm
[2] https://www.jstor.org/stable/41353825
[3] https://www.miamiherald.com/news/nation-world/world/americas/cuba/article118282148.html
[4] https://ascecubadatabase.org/asce_proceedings/violations-of-freedom-of-the-press-in-cuba-1952-1969/
[5] https://lista.prisonersdefenders.org/
[8] https://observacuba.org/8th-study-social-rights-cubans-live-extreme-poverty-plan-emigrate/
[9] https://www.econlib.org/rent-seeking-and-economic-transition-in-cuba/
[10] https://diariodecuba.com/cuba/1716483439_54966.html
[11] https://havanatimes.org/cuba/what-cuba-can-do-amid-crisis-and-despite-us-sanctions/
[12] https://thedailyeconomy.org/article/socialism-not-the-embargo-explains-nearly-all-of-cubas-poverty/