وقتی بازارهای مالی وارد رقابت می‌شوند، تصویر بازارها بیش از هر زمان دیگری شبیه یک میدان جنگ می‌شود؛ میدانی که در آن نقدینگی میان دارایی‌های مختلف حرکت می‌کند و هر بازار تلاش دارد سهم بیشتری از سرمایه‌های سرگردان را به خود جذب کند پیروز این میدان کیست؟ بورس، طلا یا دلار؟!

به گزارش اکوایران: وقتی بازارهای مالی وارد رقابت می‌شوند، تصویر اقتصاد بیش از هر زمان دیگری شبیه یک میدان جنگ می‌شود؛ میدانی که در آن نقدینگی میان دارایی‌های مختلف حرکت می‌کند و هر بازار تلاش دارد سهم بیشتری از سرمایه‌های سرگردان را به خود جذب کند. اکنون نیز چنین رقابتی میان سه ضلع اصلی بازارهای داخلی، یعنی دلار، طلا و بورس تهران در جریان است. طلا و ارز با قدرت به سمت سطوح بالاتر حرکت کرده‌اند و بورس نیز همچنان مسیر صعودی خود را حفظ کرده، اما پرسش اصلی این است که این رقابت در نهایت به سود کدام بازار تمام خواهد شد؟

در این گزارش تلاش می‌کنیم مروری بر رفتار این سه بازار داشته باشیم؛ بازاری که هر کدام روایت متفاوتی از آینده اقتصاد ارائه می‌کنند و جنگ میان آنها هنوز برنده مشخصی ندارد.

 

دلار و طلا؛ بازگشت قدرت به بازارهای موازی

در بازار ارز، عبور دلار آزاد از محدوده ۲۰۰ هزار تومان بار دیگر توجه سرمایه‌گذاران را به یکی از سنتی‌ترین پناهگاه‌های سرمایه در اقتصاد ایران جلب کرده است. در معاملات اخیر نیز نرخ دلار به حوالی ۲۰۲ هزار و ۵۰۰ تومان رسیده است. همزمان هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز وارد محدوده بالاتر از ۲۲ میلیون تومان شده و در معاملات اخیر تا حوالی ۲۲ میلیون و ۲۷۷ هزار تومان پیش رفته است.

حرکت طلا تنها محصول بازار داخلی نیست. اونس جهانی نیز پس از یک موج صعودی قابل توجه در محدوده ۴ هزار و ۶۴۰ دلار قرار گرفته و در روزهای اخیر تا بالاترین سطوح بیش از سه ماه گذشته صعود کرده است(Reuters). در نتیجه، طلای داخلی همزمان از دو موتور دلار داخلی و قیمت جهانی طلا نیرو گرفته است. 

این شرایط طبیعتاً جذابیت بازارهای موازی برای بخشی از سرمایه‌گذاران را افزایش می‌دهد؛ به‌ویژه برای سرمایه‌گذاری که در فضای پرریسک اقتصادی، حفظ ارزش دارایی را بیش از کسب بازده عملیاتی دنبال می‌کند.

 

بورس همچنان می‌تازد؛ اما آرام‌تر

در سوی دیگر این رقابت، بورس تهران هنوز از میدان خارج نشده است. شاخص کل در هفته‌های اخیر توانسته محدوده ۶ میلیون واحد را پشت سر بگذارد و روند صعودی خود را حفظ کند. اما آنچه در داده‌های اخیر بیشتر جلب توجه می‌کند، کاهش سرعت حرکت بازار نسبت به موج‌های قدرتمند ماه‌های گذشته است.

برای نمونه، شاخص کل در ۳۱ مرداد رشد ۱.۸۳ درصدی را ثبت کرد، اما در روز بعد میزان تغییر شاخص به تنها ۰.۱۴ درصد محدود شد. این تفاوت به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری درباره تغییر روند کافی نیست، اما می‌تواند نشانه‌ای از کاهش مومنتوم کوتاه‌مدت بازار باشد. 

این همان نقطه‌ای است که رفتار بورس اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. بازار سهام هنوز برخلاف دلار و طلا وارد فاز عقب‌نشینی نشده و معامله‌گران ظاهراً همچنان بخشی از آینده بازار را مثبت ارزیابی می‌کنند؛ شاید به دلیل انتظارات سودآوری شرکت‌ها، رشد نرخ ارز، افزایش ارزش جایگزینی دارایی‌ها یا امید به ادامه جریان نقدینگی در سهام که تا به امروز ادامه داشته است.

شاخص کل بورس
رشد کم شتاب شاخص های بورسی در روز گذشته (2 شهریورماه 1405)

کاهش مومنتوم؛ اولین اخطار یا فقط استراحت بازار؟

کاهش سرعت رشد بورس را نباید به‌سرعت به معنای پایان روند صعودی تعبیر کرد. بازارها پس از دوره‌های رشد شدید معمولاً وارد فاز استراحت، افزایش عرضه و نوسان می‌شوند.

با این حال، همزمانی این کاهش مومنتوم با جهش دلار و طلا اهمیت موضوع را بیشتر می‌کند.

اگر بازار سهام در حالی با کاهش قدرت تقاضا مواجه شود که بازده مورد انتظار در بازارهای موازی افزایش پیدا می‌کند، انگیزه بخشی از سرمایه‌گذاران برای جابه‌جایی دارایی نیز بیشتر خواهد شد.

در چنین شرایطی می‌توان یک فرضیه را مطرح کرد: آیا بخشی از نقدینگی که از بازار سهام خارج می‌شود، در حال حرکت به سمت دلار و طلاست؟

فعلاً داده‌های موجود برای اثبات قطعی چنین رابطه‌ای کافی نیستند. خروج پول از بورس لزوماً به معنای ورود همان منابع به بازار ارز یا طلا نیست و ممکن است نقدینگی به صندوق‌های درآمد ثابت، سپرده‌های بانکی یا سایر دارایی‌ها منتقل شود. با این حال، همزمانی افزایش جذابیت دلار و طلا با کاهش مومنتوم بورس، این فرضیه را به یکی از متغیرهایی تبدیل می‌کند که باید در روزهای آینده به دقت زیر نظر داشت.

 

معامله‌گران بورس هنوز به آینده خوش‌بین‌اند؟

نکته قابل توجه این است که بورس تهران تاکنون واکنش شدیدی به جذاب‌تر شدن بازارهای موازی نشان نداده است. این رفتار را می‌توان نشانه‌ای از ادامه خوش‌بینی معامله‌گران سهام نسبت به آینده بازار دانست.

اما این خوش‌بینی یک متغیر دائمی نیست. اگر دلار و طلا به ثبت بازده‌های بالاتر ادامه دهند و همزمان قدرت خریداران در بازار سهام کاهش پیدا کند، هزینه فرصت ماندن در بورس افزایش خواهد یافت. از آن نقطه به بعد، بازار سهام برای حفظ نقدینگی نیازمند محرک‌های قوی‌تری خواهد بود.

به همین دلیل شاید مهم‌ترین سؤال این روزهای بورس این باشد که خوش‌بینی فعلی معامله‌گران تا چه زمانی می‌تواند در برابر جذابیت روزافزون بازارهای موازی دوام بیاورد؟

پاسخ این سؤال را نه در پیش‌بینی‌ها، بلکه باید در داده‌ها جست‌وجو کرد؛ روند شاخص، ارزش معاملات، ورود و خروج پول حقیقی، قدرت خریدار و بازده نسبی بورس در برابر طلا و دلار می‌توانند اولین نشانه‌های تغییر موازنه این رقابت باشند.

نقشه بازار بورس
نقشه بازار گویای رقابت هرچه بیشتر میان فروشندگان و خریداران در خلل معاملات روز گذشته (2 شهریورماه 1405) است

تحریم‌ها؛ ریسک تازه در میدان رقابت بازارها

در همین شرایط، یک متغیر سیاسی نیز به معادله اضافه شده است. آمریکا دور تازه‌ای از فشار اقتصادی علیه ایران را مطرح کرده و مقامات وزارت خزانه‌داری این کشور همچنان بر استفاده از ابزار تحریم و افزایش هزینه همکاری اشخاص و شرکت‌های خارجی با ایران تأکید دارند.

اثر این تحولات بر بازارها باید با احتیاط تحلیل شود. نمی‌توان تمام رشد اخیر دلار و طلا را مستقیماً به تحریم‌های جدید نسبت داد، اما افزایش ریسک سیاسی و نگرانی درباره دسترسی آینده کشور به منابع ارزی می‌تواند تقاضا برای دارایی‌های دفاعی را تقویت کند.

در کنار آن، محدودیت‌های دریایی و فشار بر مسیرهای تجارت خارجی نیز بخشی از ریسک‌هایی هستند که سرمایه‌گذاران در حال قیمت‌گذاری آنها هستند. در چنین فضایی، دلار و طلا معمولاً سریع‌تر از سایر بازارها به افزایش نااطمینانی واکنش نشان می‌دهند.

برای بورس، تداوم این شرایط می‌تواند دو اثر متفاوت داشته باشد. از یک طرف رشد نرخ ارز می‌تواند به سودآوری اسمی بخشی از شرکت‌های صادرات‌محور کمک کند، اما از طرف دیگر افزایش ریسک و جذاب‌تر شدن دارایی‌های امن می‌تواند بخشی از نقدینگی را از سهام دور کند.

 

جنگی با پایان نامعلوم

اکنون سه بازار در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند. دلار از افزایش ریسک و انتظارات تورمی نیرو می‌گیرد، طلا علاوه بر دلار از رشد قیمت جهانی نیز حمایت می‌شود و بورس همچنان بر خوش‌بینی سرمایه‌گذاران نسبت به آینده سودآوری شرکت‌ها تکیه دارد.

اما کاهش مومنتوم اخیر بورس اولین نشانه‌ای است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

هنوز برای اعلام چرخش نقدینگی از سهام به سمت ارز و طلا زود است، اما اگر این شکاف در بازدهی و قدرت تقاضا ادامه پیدا کند، میدان رقابت میان بازارها می‌تواند وارد مرحله تازه‌ای شود.

برنده این جنگ هنوز مشخص نیست؛ اما داده‌های قیمتی، جریان نقدینگی و رفتار سرمایه‌گذاران به تدریج نشان خواهند داد کدام بازار توانسته اعتماد بیشتری برای ادامه مسیر به دست آورد.