آربیتراژ چیست و چگونه انجام میشود؟
آربیتراژ به استفاده از اختلاف قیمت یک دارایی مشابه در دو بازار مختلف گفته میشود. برای مثال، فرض کنید هر گرم طلا در یک بازار ۲۷ میلیون تومان قیمت دارد،

اما همان طلا در بازاری دیگر با قیمت ۲۶ میلیون تومان معامله میشود. در چنین شرایطی، معاملهگر میتواند دارایی را از بازار ارزانتر خریداری کند و در بازار گرانتر به فروش برساند تا از اختلاف قیمت دو بازار سود کسب کند. البته تحقق این سود به امکان انجام معامله در هر دو بازار و هزینههای مربوط به آن بستگی دارد.
بررسی فرصت آربیتراژ در گواهی سپرده شمش طلا
برای بررسی این مفهوم در بازار سرمایه، میتوان گواهی سپرده شمش طلا در بورس کالا را با شمش طلای فیزیکی مقایسه کرد.
فرض کنید گواهی سپرده شمش طلا در بورس کالا با حباب منفی ۲ درصد معامله میشود، در حالی که شمش طلا در بازار فیزیکی حباب مثبت یک درصد دارد. در این حالت، قیمت گواهی در بورس کالا ۲ درصد پایینتر از ارزش مبنای آن و قیمت شمش در بازار فیزیکی یک درصد بالاتر از همان ارزش است. در نتیجه، اختلاف قیمت میان این دو بازار به ۳ واحد درصد میرسد.
در چنین شرایطی، معاملهگر میتواند گواهی سپرده را از بورس کالا خریداری کند و در صورت فراهم بودن شرایط تحویل، شمش را دریافت کرده و در بازار فیزیکی به فروش برساند.
با این حال، اختلاف قیمت ۳ درصدی لزوماً به معنای کسب ۳ درصد سود خالص نیست. هزینههای تحویل، انبارداری و سایر هزینههای جانبی باید در محاسبات لحاظ شوند. ممکن است پس از کسر این هزینهها، اختلاف قیمت باقیمانده آنقدر محدود باشد که انجام معامله صرفه اقتصادی نداشته باشد.
ارزش مبنای طلا چگونه محاسبه میشود؟
برای تشخیص حباب مثبت یا منفی طلا در بازارهای مختلف، ابتدا باید ارزش مبنای آن محاسبه شود. یکی از عوامل اصلی در این محاسبه، قیمت جهانی اونس طلاست.
برای مثال، در زمان تهیه این گزارش و پس از بازگشایی بازارهای جهانی، قیمت هر اونس طلا به ۴ هزار و ۱۸ دلار رسیده است.

هر اونس طلا معادل حدود ۳۱.۱ گرم است. بنابراین، برای محاسبه قیمت هر گرم طلای ۲۴ عیار بر اساس قیمت جهانی، باید قیمت اونس را بر این عدد تقسیم کرد. بر این اساس، ارزش هر گرم طلای ۲۴ عیار به حدود ۱۲۹ دلار میرسد.
در مرحله بعد، برای تبدیل این ارزش به تومان، باید قیمت دلاری هر گرم طلا را در نرخ دلار ضرب کرد.

با فرض دلار ۲۷۲ هزار و ۵۰۰ تومانی، ارزش محاسباتی هر گرم طلای ۲۴ عیار به حدود ۳۵ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان میرسد. این رقم میتواند مبنایی برای مقایسه قیمت طلا در بازارهای داخلی باشد.
مقایسه ارزش محاسباتی طلا با قیمت بازار داخلی
با محاسبه ارزش مبنای طلا، میتوان قیمت آن را در بازار فیزیکی و بازار گواهی سپرده کالایی مقایسه کرد.
تا زمان ضبط این گزارش، قیمت هر گرم شمش طلای ۲۴ عیار در بازار فیزیکی حدود ۳۵ میلیون و ۳۶۰ هزار تومان بوده است.

در مقابل، در بازار گواهی سپرده کالایی، قیمت هر ۰.۱ گرم شمش طلای ۲۴ عیار حدود ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان بوده است.

با تبدیل این رقم به قیمت هر گرم، ارزش گواهی سپرده به حدود ۳۵ میلیون تومان میرسد. بنابراین، در این مثال، قیمت گواهی سپرده شمش طلا در بورس کالا کمی پایینتر از ارزش محاسباتی طلا قرار دارد، در حالی که قیمت شمش در بازار فیزیکی اندکی بالاتر از آن است.
البته این محاسبات بر اساس قیمت اونس جهانی و نرخ دلار در زمان بررسی انجام شدهاند. تغییر هر یک از این دو متغیر میتواند ارزش مبنای طلا را تغییر دهد و در نتیجه، میزان حباب قیمتی در بازارهای داخلی نیز دستخوش تغییر شود.
چگونه از فرصتهای آربیتراژ در بازارها استفاده کنیم؟
مقایسه ارزش محاسباتی یک دارایی با قیمت معاملاتی آن در بازارهای مختلف، یکی از روشهای شناسایی فرصتهای احتمالی آربیتراژ است. این روش تنها به طلا محدود نمیشود و میتوان از آن برای بررسی اختلاف قیمت سایر داراییها در بازارهای مختلف نیز استفاده کرد.
در برخی مقاطع، فاصله قیمت بازار با ارزش مبنای یک دارایی افزایش پیدا میکند و فرصتهایی برای خرید در بازار ارزانتر و فروش در بازار گرانتر به وجود میآید. با این حال، شناسایی چنین فرصتهایی بهتنهایی برای کسب سود کافی نیست و باید هزینههای معامله، محدودیتهای انتقال یا تحویل دارایی و امکان اجرای همزمان معاملات نیز بررسی شوند.
از سوی دیگر، اگرچه قیمتها ممکن است در کوتاهمدت از ارزش مبنای خود فاصله بگیرند، بازگشت آنها به ارزش واقعی تضمینشده نیست و زمان مشخصی هم برای آن نمیتوان تعیین کرد. بنابراین، استفاده از حبابهای مثبت و منفی و فرصتهای آربیتراژ، به محاسبه دقیق اختلاف قیمتها و در نظر گرفتن ریسکهای اجرایی وابسته است.