اکوایران: از سال ۲۰۲۰، آنکارا و قاهره به جای کنار زدن یکدیگر، بیش از پیش در جهت حفظ منافع خود در کشوری که همچنان تقسیم‌شده باقی مانده، عمل کرده‌اند.

به گزارش اکوایران، ترکیه و مصر در حالی همکاری‌های نظامی خود را توسعه می‌دهند که چالش‌های امنیتی مشترک، از لیبی و سودان گرفته تا غزه و دریای سرخ، این دو رقیب پیشین را به یکدیگر نزدیک‌تر کرده است.

ناتوی اسلامی شکل‌گیری یک بلوک قدرت تازه در منطقه

به نوشته  فارن پالسی، جنگ علیه ایران آسیب‌های قابل‌توجهی به کشورهای حوزه خلیج فارس وارد کرد؛ صادرات آن‌ها کاهش یافت و احساس امنیتشان تضعیف شد. بااین‌حال، برخی از این کشورها با اراده‌ای قوی‌تر برای همکاری در مسائل منطقه‌ای از این بحران خارج شدند.

در خارج از چارچوب شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، بلوکی تازه شکل گرفته است که عربستان سعودی، قطر و همچنین بازیگران غیرخلیج‌فارسی مانند مصر، پاکستان و ترکیه را در بر می‌گیرد. امارات متحده عربی غیبت چشمگیری در این ائتلاف دارد.

برخی از این کشورها از جنگ به‌عنوان برندگان آشکار بیرون آمده‌اند، درحالی‌که برخی دیگر صرفاً از ایجاد تاب‌آوری بیشتر رضایت دارند. اگرچه ظاهری از همبستگی میان اعضای این بلوک دیده می‌شود، اما در زیر این ظاهر، اختلافات عمیقی درباره چگونگی مواجهه با ایران و نیز این پرسش وجود دارد که آیا باید مسیر عادی‌سازی روابط با اسرائیل را دنبال کرد یا خود را برای گسترش نفوذ هژمونیک اسرائیل آماده ساخت.

بااین‌حال، آنچه روشن است این است که جنگ ایران نظم تازه‌ای را در خلیج فارس ایجاد کرده که دامنه آن فراتر از این منطقه و تا جهان اسلام گسترش یافته است.

این بلوک تازه بر دو هدف اساسی استوار است:

  • مهار تهدید پنداشته شده از سوی ایران و همزمان بازیابی نفوذ در کشورهایی مانند سوریه یا لبنان که تحت ایران قرار داشتند؛
  • مقابله با اسرائیل و تعیین محدودیت‌هایی برای ماجراجویی‌های نظامی آن.

به گفته یکی از ناظران منطقه‌ای، حمله اسرائیل به دوحه در سال گذشته، با هدف ترور اعضای حماس، کشورهای خلیج فارس را نگران کرد که چه‌بسا هدف بعدی آن‌ها باشند. همین مسئله رقبایی مانند عربستان سعودی و ترکیه را به یکدیگر نزدیک‌تر کرد. در این میان، تسلیحات هسته‌ای پاکستان ستون بازدارنده این ائتلاف محسوب می‌شود و در چارچوب همکاری دفاعی عربستان و پاکستان، نقش سپری در برابر اسرائیل را ایفا می‌کند.

این مجموعه هنوز نام رسمی ندارد. در گزارش‌های اسرائیلی از آن با عنوان «ائتلاف سنی» و گاهی نیز «ناتوی اسلامی در حال گسترش» یاد می‌شود؛ اما آنچه اهمیت دارد، بازآرایی ژئوپلیتیکی ناشی از افزایش بی‌اعتمادی میان ریاض و ابوظبی است.

دوری از اقتصاد بدون نفت شکاف میان ریاض و ابوظبی

همزمان با فاصله گرفتن عربستان و امارات از اقتصاد متکی به نفت، آن‌ها برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی با یکدیگر رقابت می‌کنند.

پاکستان ترکیه عربستان مصر

هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان؛ بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه مصر؛ و فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی، پیش از نشستی در قاهره در تاریخ ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶، برای عکس یادگاری ژست می‌گیرند/عکس از خبرگزاری فرانسه

پس از بهار عربی، دو کشور اخوان‌المسلمین را تهدید مشترک می‌دانستند و در اغلب مسائل منطقه‌ای همسو بودند؛ اما اکنون منافع آن‌ها از یکدیگر فاصله گرفته است. امارات معتقد است عادی‌سازی روابط با اسرائیل بهترین مسیر آینده است، درحالی‌که عربستان ائتلافی از کشورهایی را گرد آورده که مواضع انتقادی‌تری نسبت به اسرائیل دارند.

ائتلاف پنج‌جانبه همچنین تلاشی از سوی عربستان برای تثبیت جایگاه خود به‌عنوان رهبر منطقه است. خروج امارات از اوپک، جایگاه سنتی عربستان را به‌عنوان رهبر غیررسمی تولیدکنندگان نفت زیر سؤال برد. ریاض اکنون تصمیم گرفته میزبان نشستی میان کشورهای عربی و ایران باشد، هرچند هنوز زمان برگزاری آن و همچنین حضور یا عدم حضور امارات مشخص نیست و انتظار می‌رود ابوظبی با احتیاط به هرگونه تضمین ارائه‌شده بنگرد.

اگرچه عربستان نسبت به بسیاری از همسایگان خود حملات کمتری را تجربه کرد، اما احساس امنیت این کشور به همان اندازه آسیب دید. خبرگزاری رویترز گزارش داده که ریاض حتی در پاسخ به حملات ایران، چندین حمله علیه اهداف ایرانی انجام داده است. مقام‌های سعودی اعلام کردند اعتماد محدودی که پس از توافق آشتی سال ۲۰۲۳ با میانجیگری چین میان تهران و ریاض ایجاد شده بود، اکنون از بین رفته است.

از منظر اقتصادی، عربستان از افزایش قیمت و تقاضای نفت سود برد. در ماه مارس، حتی در شرایطی که تنگه هرمز همچنان بسته بود، ارزش صادرات عربستان به بالاترین سطح سه سال گذشته رسید.

به گفته هشام الغنام، پژوهشگر مرکز کارنگی خاورمیانه در ریاض، سود خالص شرکت نفتی آرامکو در سه‌ماهه نخست سال ۲۶ درصد افزایش یافت؛ زیرا قیمت نفت از حدود ۷۴ دلار به بیش از ۱۱۹ دلار در هر بشکه رسید. خط لوله شرق–غرب نیز مسیر جایگزینی برای صادرات از طریق دریای سرخ فراهم کرد و با ظرفیت کامل، یعنی هفت میلیون بشکه در روز، فعالیت داشت.

بااین‌حال، الغنام افزود رشد تولید ناخالص داخلی عربستان از ۳.۷ درصد به ۲.۸ درصد کاهش یافت، زیرا بخشی از چاه‌های نفت تعطیل شده بودند، هرچند صادرات از مسیرهای جایگزین ادامه یافت. کارشناسان درباره چشم‌انداز اقتصادی عربستان اختلاف نظر دارند، اما همگی معتقدند جنگ باعث شده ریاض سرمایه‌گذاری بیشتری در زیرساخت‌های ساحل دریای سرخ انجام دهد.

قطر؛ از انزوا تا میانجی‌گری

قطر نیز یکی دیگر از بازیگران مهم این ائتلاف تازه است. در سال ۲۰۱۷ قطر از سوی بحرین، مصر، عربستان و امارات منزوی شده بود، اما اکنون به‌عنوان یک قدرت دیپلماتیک شناخته می‌شود. در جریان جنگ ایران، محدودیت‌های جغرافیایی قطر، ناتوانی آمریکا در جلوگیری از حملات ایران به کشورهای خلیج فارس و روابط نسبتاً بهتر دوحه با تهران پیش از جنگ، رهبران قطر را به این نتیجه رساند که دیپلماسی با ایران بهترین گزینه است.

GettyImages-2282091187_Getty_Images_clean

جی‌دی ونس، شهباز شریف و شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخست‌وزیر و وزیر امور خارجه قطر، در مذاکرات چهارجانبه درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در بورگن‌استوک، سوئیس، در تاریخ ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶/عکس از خبرگزاری فرانسه

قطر کمترین میزان حملات ایران را تجربه کرد، هرچند یکی از مهم‌ترین تأسیساتش هدف قرار گرفت. حمله به مجتمع رأس لفان، یکی از بزرگ‌ترین تأسیسات تولید گاز طبیعی مایع جهان، ظرفیت صادراتی این کشور را حدود ۱۷ درصد کاهش داد.

پس از ناکامی تلاش‌های پاکستان برای میانجیگری، قطر از اواسط ماه مه با تمام توان وارد روند میانجیگری شد. هفته گذشته، زمانی که مذاکره‌کنندگان آمریکایی و ایرانی به مدت ۱۸ ساعت در اقامتگاهی مشرف به دریاچه لوسرن سوئیس مذاکره می‌کردند، این نگرانی وجود داشت که تبادل آتش میان اسرائیل و حزب‌الله مذاکرات را به شکست بکشاند. یکی از افراد مطلع گفت: «حتی زمانی که مقام‌های اصلی پای میز مذاکره نشسته بودند، تنش‌ها بر سر لبنان همچنان ادامه داشت.»

او از میانجیگران قطری به دلیل مهار بحران در آخرین لحظات ستایش کرد و گفت قطر از کانال‌های ارتباطی خود با ایران استفاده کرد تا حزب‌الله را به صدور بیانیه آتش‌بس ترغیب کند و هم‌زمان آمریکایی‌ها را نیز تشویق کرد اسرائیل را به عقب‌نشینی وادار کنند.

دیگر اعضای محور تحت رهبری عربستان نیز امیدوارند از پیامدهای جنگ سود ببرند. مصر امیدوار است از سرمایه‌گذاری‌های تازه عربستان در توسعه زیرساخت‌های خود بهره‌مند شود. ریاض برنامه ساخت پلی میان عربستان و شبه‌جزیره سینا را نهایی کرده است؛ طرحی که هدف آن تبدیل سواحل مدیترانه‌ای مصر به دروازه ورود به اروپا است.

ترکیه نیز امیدوار است با افزایش نگرانی‌های امنیتی منطقه، صادرات تسلیحات خود را افزایش دهد. پاکستان هم پس از سال‌ها انتقاد بین‌المللی به دلیل حمایت از شبکه‌های تروریستی، توانست تا حدی تصویر بین‌المللی خود را بهبود بخشد.

امارات؛ خارج از محور سعودی

امارات نیز تصمیم گرفته وابستگی خود به تنگه هرمز را به صفر برساند. حتی در طول جنگ، این کشور از طریق بندر فجیره به صادرات ادامه داد و اکنون به دنبال توسعه بنادر شرقی خود در سواحل دریای عمان است؛ بااین‌حال، امارات بخشی از بلوک تحت رهبری عربستان نیست.

اسرائیل امارات

اسحاق هرتزوگ، رئیس‌جمهور اسرائیل، در ابوظبی، امارات متحده عربی، در تاریخ ۳۰ ژانویه ۲۰۲۲، با شیخ محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی، دیدار می‌کند/عکس از وزارت امور ریاستی امارات

هشام الغنام معتقد است این بلوک شکل گرفته زیرا «شورای همکاری خلیج فارس به احتمال زیاد هرگز بر سر ایران به وحدت نخواهد رسید» و همچنین برای عربستان «ابزاری برای نمایش رهبری جهان عرب» محسوب می‌شود.

در ماه‌های اخیر، روابط نزدیک میان محمد بن سلمان و شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات، رو به تیرگی گذاشته است؛ اختلافاتی که عمدتاً بر سر یمن و سودان شکل گرفته‌اند. هنوز مشخص نیست امارات در نشست احتمالی عربستان و ایران شرکت خواهد کرد یا خیر.

امارات در طول جنگ بیش از سه هزار حمله موشکی و پهپادی را تحمل کرد؛ رقمی که از مجموع حملات به پنج عضو دیگر شورای همکاری خلیج فارس نیز بیشتر بود. به همین دلیل، ابوظبی موضعی سخت‌تر در قبال ایران دارد و ترجیح می‌داد عملیات نظامی آمریکا علیه ایران مدت بیشتری ادامه یابد تا توانایی‌های نظامی تهران بیش از پیش تضعیف شود.

اما عمیق‌ترین شکاف میان دو اردوگاه بر سر اسرائیل است. یکی از مقام‌های کشورهای خلیج فارس در این رابطه گفت: «دو اردوگاه وجود دارد؛ یکی طرفدار اسرائیل و دیگری اردوگاهی که با احتیاط به اسرائیل نگاه می‌کند.»

امارات حتی پس از جنگ‌های غزه و لبنان نیز به پیمان‌های ابراهیم پایبند ماند، درحالی‌که عربستان در چنین فضایی امکان پیشبرد عادی‌سازی روابط با اسرائیل را نداشت.

گزارش‌ها حاکی از آنند که امارات در جریان جنگ تجهیزات دفاعی مهمی از اسرائیل دریافت کرده است؛ از جمله سامانه دفاع هوایی گنبد آهنین به همراه نیروهایی برای راه‌اندازی آن؛ موضوعی که وبگاه آکسیوس در ماه آوریل گزارش داد.

این امر نشان‌دهنده تعمیق همکاری‌های دفاعی دو طرف در برابر ایران است. امارات ایران را تهدیدی بزرگ‌تر از آنچه بسیاری از همسایگانش تصور می‌کنند می‌داند؛ درحالی‌که امارات با شدیدترین حملات ایران روبه‌رو شد و از حمایت اسرائیل برخوردار بود، عربستان به دنبال مهار هم‌زمان ایران و اسرائیل است.

آنچه اکنون روشن به نظر می‌رسد این است که اختلاف بر سر چگونگی مدیریت امنیت جمعی خلیج فارس، آینده منطقه را رقم خواهد زد؛ و احتمالاً امارات با چشم‌انداز متفاوت خود، خارج از محور تحت رهبری عربستان باقی خواهد ماند.

آشتی آنکارا و قاهره

در این شرایط المانیتور هم در گزارشی نوشت: ترکیه و مصر در حال تبدیل رابطه‌ای که زمانی پرتنش و خصمانه بود به یک شراکت عمل‌گرایانه هستند؛ شراکتی که از نگرانی‌های امنیتی مشترک، تلاش‌های قاهره برای نوسازی ارتش و جاه‌طلبی‌های آنکارا برای گسترش صادرات دفاعی خود تغذیه می‌شود.

رزمایش‌های مشترک نظامی میان مصر و ترکیه تازه‌ترین نشانه از رشد همکاری‌های دفاعی میان این دو قدرت مدیترانه‌ای است. پس از آنکه دو کشور در سپتامبر گذشته نخستین رزمایش دریایی مشترک خود را پس از ۱۳ سال در شرق مدیترانه برگزار کردند، همکاری‌ها به حوزه هوایی نیز گسترش یافت.

هفته گذشته آموزش مشترک نیروهای هوایی مصر و ترکیه در مصر آغاز شد. وزارت دفاع ترکیه نیز روز چهارشنبه اعلام کرد که نیروی هوایی این کشور از ۲۲ ژوئن تا ۳ ژوئیه میزبان نخستین رزمایش سه‌جانبه «عقاب سه‌جانبه» میان ترکیه، جمهوری آذربایجان و مصر خواهد بود.

آشتی آنکارا و قاهره در سال‌های اخیر شتاب گرفته است، به‌ویژه پس از آنکه ترکیه در سال ۲۰۲۱ سیاست خارجی گسترده‌ای را برای کاهش انزوا و جذب سرمایه‌گذاری خارجی در شرایط فشارهای اقتصادی داخلی آغاز کرد.

روابط دو کشور پس از برکناری دولت محمد مرسی، وابسته به اخوان‌المسلمین، در مصر در سال ۲۰۱۳ به شدت تیره شد. روابط در سطح سفیر در ژوئیه ۲۰۲۳ از سر گرفته شد و پس از یک دهه تنش، نقطه عطفی رسمی رقم خورد؛ روندی که پس از جنگ غزه نیز شتاب بیشتری گرفت.

همکاری در صنایع دفاعی

هماهنگی نظامی با گسترش همکاری‌های صنعتی دفاعی همراه بوده است. اوایل امسال، شرکت دولتی صنایع مکانیکی و شیمیایی ترکیه (MKE) گویا قراردادی به ارزش ۳۵۰ میلیون دلار با مصر امضا کرد که شامل فروش سامانه پدافند هوایی کوتاه‌برد تولگا و برنامه‌هایی برای احداث خطوط تولید مهمات در مصر بود.

ترکیه مصر

رزمایش هوایی مشترک مصر و ترکیه/عکس از از صفحه فیسبوک سخنگوی نظامی مصر

این توافق پس از قرارداد مارس ۲۰۲۵ میان شرکت دفاعی ترکیه‌ای هاولسان و کارخانه قادر مصر برای تولید مشترک تجهیزات دفاعی در قاهره منعقد شد.

بر اساس گزارش وبگاه پژوهشی آفریکن سکیوریتی آنالیسس، دو کشور همچنین درباره بسته بزرگ‌تری از تولید مشترک شامل مهمات هوشمند، سامانه‌های موشکی، سامانه‌های بدون سرنشین و سکوهای دریایی گفت‌وگو می‌کنند.

گزارش‌ها همچنین حاکی از آن است که مصر خرید جنگنده نسل پنجم کان ترکیه را نیز بررسی کرده است؛ جنگنده‌ای که نخستین پرواز خود را در سال ۲۰۲۴ انجام داد و انتظار نمی‌رود پیش از سال ۲۰۳۰ وارد خدمت شود.

یکی از مقام‌های سابق صنایع دفاعی ترکیه گفت که علاقه روزافزون مصر بازتاب‌دهنده تلاش گسترده‌تر این کشور برای دستیابی به استقلال راهبردی بیشتر در حوزه خریدهای دفاعی است. او گفت: «مصر به لطف روابط دوستانه با همه صادرکنندگان بزرگ تسلیحات، آمریکا، فرانسه، روسیه و چین، از همه آنها سلاح دریافت کرده است.»

ارتش مصر از مدت‌ها پیش به زرادخانه‌ای گوناگون متشکل از تسلیحات آمریکایی، روسی، فرانسوی و اروپایی متکی بوده است؛ موضوعی که قاهره را در معرض شروط سیاسی، خطر تحریم‌ها، هزینه‌های بالا و تأخیر در تحویل قرار داده است. سامانه‌های ترکیه‌ای یک گزینه میانی مناسب به شمار می‌روند؛ زیرا نسبتاً ارزان‌تر هستند، در میدان نبرد تجربه عملیاتی بیشتری یافته‌اند و اغلب با انتقال فناوری یا تولید مشترک همراه‌اند.

برای ترکیه نیز مصر هم یک بازار بزرگ نظامی عربی و هم سکویی برای گسترش صادرات دفاعی به آفریقا و خاورمیانه محسوب می‌شود؛ آن هم در شرایطی که آنکارا در پی افزایش صادرات تسلیحاتی خود در بازارهای منطقه‌ای است.

بحران‌های مشترک

سودان: دو کشور در حوزه‌های سیاست خارجی مشابهی نیز فعالیت می‌کنند. بی‌ثباتی فزاینده در مرز مصر با سودان، قاهره را وادار کرده است نظارت بر مرزهای جنوبی خود را افزایش دهد. جنگ داخلی سودان که در آن نیروهای مسلح سودان، مورد حمایت مصر و ترکیه، با نیروهای پشتیبانی سریع درگیر هستند، خطر موج پناهجویان، قاچاق سلاح و سرایت ناامنی‌های مرزی را افزایش داده است.

ترکیه مصر

عبدالفتاح السیسی و انتصار السیسی، بانوی اول مصر، از رجب طیب اردوغان و امینه اردوغان، بانوی اول ترکیه، در قاهره، ۴ فوریه ۲۰۲۶ استقبال می‌کنند/عکس از ریاست‌جمهوری ترکیه

در چنین شرایطی، پهپادهای شناسایی با مداومت پروازی بالا برای مصر اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند. در سال ۲۰۲۴، ترکیه با تأمین پهپاد برای مصر موافقت کرد و خبرگزاری رویترز بعداً گزارش داد که پهپادهای آکینجی ساخت ترکیه در یک فرودگاه دورافتاده در جنوب مصر، نزدیک مرز سودان، مشاهده شده‌اند.

به گفته کان دوجی‌اوغلو، هماهنگ‌کننده مطالعات شمال و شرق آفریقا در اندیشکده اورسام مستقر در آنکارا، رزمایش‌های اخیر نظامی بازتاب افزایش اعتماد میان دو طرف در شرایط بی‌ثباتی مداوم منطقه است. او به المانیتور گفت: «دو کشور به تدریج یکدیگر را به عنوان بازیگران مهم منطقه‌ای در مدیریت بحران‌ها، از لیبی تا غزه و از شرق مدیترانه تا دریای سرخ، می‌بینند.»

غزه: جنگ غزه نیز رویکرد عمل‌گرایانه در روابط ترکیه و مصر را تقویت کرده است. هر دو دولت به شدت از عملیات نظامی اسرائیل انتقاد کرده‌اند و نسبت به اسرائیل بدبین هستند، اما منافع آنها فراتر از مواضع مشترک سیاسی است. برای مصر، جنگ مستقیماً بر امنیت مرزی و آینده اداره غزه تأثیر می‌گذارد. برای ترکیه نیز جنگ غزه رقابت آنکارا با اسرائیل را تشدید کرده و همکاری با بازیگران منطقه‌ای همچون مصر را مهم‌تر ساخته است. به گفته دوجی‌اوغلو: «از دیدگاه ترکیه، پیشرفته‌ترین مرحله همکاری با مصر در حوزه‌هایی خواهد بود که منافع دو طرف در آن تلاقی می‌کند؛ مانند امنیت دریایی دریای سرخ، حفاظت از مسیرهای انتقال انرژی، بازسازی غزه و مدیریت رقابت در شاخ آفریقا.»

لیبی: لیبی که زمانی اصلی‌ترین میدان رقابت ترکیه و مصر بود، اکنون به نمونه‌ای برای روابط رو به گسترش دو کشور تبدیل شده است. در جریان جنگ داخلی لیبی، آنکارا از دولت مستقر در طرابلس که مورد شناسایی بین‌المللی بود حمایت می‌کرد، در حالی که قاهره از نیروهای شرق لیبی به رهبری خلیفه حفتر پشتیبانی می‌کرد؛ اما آتش‌بس سال ۲۰۲۰ موجب شد دو طرف از رقابت مستقیم به سمت مدیریت حوزه‌های نفوذ خود از طریق گفت‌وگو حرکت کنند.

از سال ۲۰۲۰، آنکارا و قاهره به جای کنار زدن یکدیگر، بیش از پیش در جهت حفظ منافع خود در کشوری که همچنان تقسیم‌شده باقی مانده، عمل کرده‌اند. این رویکرد به تثبیت مرز غربی مصر و حفظ نفوذ قاهره در شرق لیبی کمک کرده و همزمان به ترکیه اجازه داده است جایگاه خود را در طرابلس حفظ کند و زمینه را برای همکاری در حوزه بازسازی، انرژی و دیپلماسی دریایی با دولت شرق لیبی فراهم آورد.

ائتلاف چهارگانه کشورهای منطقه

تحولات تازه منطقه، به‌ویژه جنگ غزه و جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، ترکیه و مصر را به گسترش هماهنگی با دیگر پایتخت‌های منطقه درباره مدیریت بحران‌ها و مخاطرات امنیتی سوق داده است.

ترکیه مصر سعودی

از (چپ به راست) محمد اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان؛ بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه مصر؛ فیصل بن فرحان، وزیر امور خارجه عربستان سعودی؛ و هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در نشستی در قاهره در تاریخ ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ شرکت می‌کنند/عکس از خبرگزاری فرانسه

این تلاش در قالب سازوکاری موسوم به «R-4» شکل گرفته است؛ یک بستر مشورتی چهارجانبه که ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی را گرد هم آورده است. این گروه در شرایطی شکل گرفت که کشورهای منطقه به دنبال ایفای نقشی مستقیم‌تر در مدیریت پیامدهای جنگ‌های منطقه‌ای و تهدیدهای مربوط به امنیت خلیج فارس، بازارهای انرژی و مسیرهای تجارت دریایی بودند.

چهار کشور آخرین نشست خود را در ۲۱ ژوئن در قاهره برگزار کردند.

در بیانیه مشترک این نشست آمده است که گفت‌وگوها «تبادل نظر جامعی درباره تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی» فراهم کرده و بر «اهمیت تداوم مشورت و هماهنگی در حمایت از صلح، امنیت، ثبات و رفاه در خاورمیانه و منطقه گسترده‌تر» تأکید شده است.

بااین‌حال، به گفته دوجی‌اوغلو، نه افزایش رزمایش‌های مشترک مصر و ترکیه و نه سازوکار مشورتی چهارجانبه به معنای همسویی کامل در تمامی مسائل سیاست خارجی نیست. او معتقد است این تحولات بیشتر نشان‌دهنده «تمایل به ایجاد دستورکار کنترل‌شده اعتمادسازی در حوزه‌های مشخص» است.

این گروه‌بندی بیشتر بر مدیریت فوری بحران‌ها استوار است تا یک دکترین دفاعی مشترک. به گفته او: «در کوتاه‌مدت، به نظر می‌رسد R-4 بیشتر یک پلتفرم انعطاف‌پذیر و موضوع‌محور برای مشورت باقی بماند تا اینکه به یک سازوکار امنیتی نهادمند شبیه ناتو تبدیل شود.»