به گزارش اکوایران، به نظر میرسد که ایران و ایالات متحده هرچه از مرحله آتشبس به تفاهم و سپس از تفاهم به توافق نزدیکتر میشوند، کار دشوارتری خواهند داشت و امکان بروز اختلاف بر سر مسائل حساس برای دو طرف افزایش خواهد یافت.
بلندپروازیهایی که ناکام ماندند
دنیل بایمن، استاد دانشکده خدمات خارجی در دانشگاه جورج تاون، در یادداشتی در نشریه فارن پالیسی مینویسد: در منازعات میان کشورها، جنگها اغلب برای بهبود موقعیت چانهزنی طرفها به راه میافتند. اکنون پرسش این است که آیا ایالات متحده پس از این جنگ در موقعیت بهتری برای به دست آوردن خواستههای خود از ایران در مذاکرات قرار دارد یا در موقعیتی بدتر؟
چارچوب توافقی که ترامپ ترسیم کرده است، بازگشایی تنگه هرمز، پایان محاصره ایران از سوی آمریکا و توقف حملات نظامی، خود مبهم است و بسیاری از مسائل مهم، از جمله دامنه و میزان هرگونه تخفیف اقتصادی برای ایران، وضعیت جنگ اسرائیل با حزبالله در لبنان و آینده برنامه هستهای ایران، همچنان حلنشده باقی ماندهاند.
به دلیل این ابهامات، حتی اگر این صلح شکننده پابرجا بماند، آمریکا و ایران به طور مداوم بر سر جزئیات و گامهای بعدی در حال مذاکره خواهند بود. جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران ممکن است با وجود هزینههای سنگین آن، ایالات متحده را در موقعیتی قرار داده باشد که کمتر از گذشته بتواند از تهران امتیاز بگیرد.
اگرچه اهداف جنگی آمریکا از همان آغاز عملیات در ۲۸ فوریه مبهم بود، اما اظهارات رئیسجمهور و مقامهای ارشد هم اهداف بلندپروازانهای مانند تغییر نظام را مطرح میکرد و هم اهداف محدودتری همچون عقب راندن برنامههای هستهای و موشکی ایران و کاهش حمایت آن از نیروهای مورد حمایت منطقهای مانند حزبالله. حتی اگر فقط اهداف محدودتر را در نظر بگیریم، آمریکا اکنون نسبت به پیش از آغاز جنگ در موقعیت ضعیفتری قرار دارد.
حمله شدید، ضدحمله شدیدتر
البته باید روشن کرد که آمریکا و اسرائیل آسیبهای قابل توجهی به ایران وارد کردند. جنگ با مجموعهای از حملات هوایی ویرانگر آغاز شد. برنامه هستهای ایران که پیشتر نیز در پی حملات آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۵ آسیب دیده بود، بار دیگر هدف قرار گرفت و به ناوگان سطحی و زرادخانه موشکی کشور آسیب شدیدی وارد شد.
زنی در کنار موشکهای ماکت و سانتریفیوژها در تهران در ۴ نوامبر ۲۰۲۵ عبور میکند/عکس از خبرگزاری فرانسه
از نظر اقتصادی نیز جنگ و محاصره آمریکا ضربهای تازه به اقتصاد از پیش ضعیف ایران وارد کرد. پیش از جنگ نیز اسرائیل حماس را در غزه به شدت تضعیف کرده و به حزبالله لبنان آسیب رسانده بود. حملات اسرائیل در سال جاری به حزبالله نیز قدرت این گروه را بیشتر کاهش داده و اسرائیل اکنون منطقه حائلی را در لبنان در اختیار دارد.
بااینهمه، ایران نهتنها از این کارزار جان سالم به در برد، بلکه پاسخهای سنگینی نیز داد. راکتها، موشکها و پهپادهای ایران زیرساختهای نفتی و دیگر تأسیسات متحدان آمریکا در خلیج فارس را هدف قرار دادند، هواپیماهای آمریکایی را منهدم کردند و پایگاههای نظامی آمریکا را مورد حمله قرار دادند. حزبالله نیز با وجود عملیات زمینی و هوایی اسرائیل علیه این گروه، حملات خود به شمال اسرائیل را ادامه داد.
اما مهمتر از همه، ایران موفق شد تنگه هرمز را تا حد زیادی ببندد و مانع جریان آزاد نفت، گاز و سایر کالاها شود؛ اقدامی که موجب افزایش قیمتها و اختلالات گسترده در سراسر جهان شد. در ماههای آینده و همزمان با ادامه مذاکرات آمریکا و ایران، تهران اهرمهای فشار بیشتری در اختیار خواهد داشت. بزرگترین منبع این اهرم، توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز است؛ قابلیتی که برای نخستین بار در این جنگ به نمایش گذاشته شد.
تنگه: ابزاری که پیشتر امتحان نشده بود
با وجود رویاروییهای متعدد گذشته با ایران، از جمله عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۵، تهران از بستن تنگه خودداری کرده بود، زیرا آن را گزینهای نهایی میدانست. بخشی از این احتیاط ناشی از نگرانی بود که چنین اقدامی ممکن است جهان را علیه ایران متحد کند و همزمان به دلیل قدرت نظامی آمریکا شکست بخورد.
یک کشتی در تنگه هرمز در نزدیکی جزیره لارک، ایران، در ۱۶ مه لنگر انداخته است/عکس از مجید سعیدی/گتی ایمجز
اما هیچیک از این دو اتفاق رخ نداد. با وجود بمباران گسترده آمریکا و اسرائیل و ماهها حملات پراکنده بعدی، تنگه هرمز همچنان بسته ماند. آمریکا همچنین در یکی از مهمترین منابع قدرت خود، یعنی متحدانش، نیز جایگاه خود را تضعیف کرد.
تصمیم واشنگتن برای آغاز جنگ بدون مشورت با متحدان اروپایی یا بسیاری دیگر از شرکایش و سپس انتقاد از آنها به دلیل کمک نکردن، باعث شد برخی کشورها در برابر دولت آمریکا بایستند. این موضوع شکاف عمیقی را بر سر جنگ آشکار کرد؛ آن هم در شرایطی که این متحدان وابستگی بیشتری به واردات نفت و گاز دارند.
در خاورمیانه نیز متحدان کلیدی آمریکا، مانند امارات متحده عربی و قطر، احتمالاً برای جلوگیری از تشدید اقدامات ایران علیه کشورهای خلیج فارس، بخشی از داراییهای ایران را آزاد کردهاند. برخی کشورها، از جمله امارات، به آمریکا و اسرائیل نزدیکتر شدهاند، اما برخی دیگر درباره قابلیت اتکای واشنگتن دچار تردید شدهاند. حتی آمریکا و اسرائیل نیز اکنون دچار اختلاف شدهاند. اسرائیلیها بر روی «قمار ترامپ» شرطبندی کردند و امیدوار بودند همه چیز را به دست آورند، اما شاید در نهایت همه چیز را از دست داده باشند.
دغدغههایی که نادیده گرفته خواهند شد
برای آمریکا، بازگشایی تنگه هرمز حیاتی است، اما اسرائیل دغدغههای بسیار بیشتری دارد. چندین مقام ارشد اسرائیلی توافق اخیر را محکوم کردهاند، زیرا معتقدند این توافق نه مسئله حیاتی برنامه هستهای ایران را حل میکند و نه برنامه موشکهای بالستیک میانبرد آن را. همچنین احتمال میدهند این توافق به حزبالله اجازه دهد در لبنان دوباره تجدید قوا کند.
دونالد ترامپ درحالیکه درباره درگیری در ایران در اتاق خبرنگاران جیمز اس. بریدی در کاخ سفید در واشنگتن در ۶ آوریل سخنرانی میکند، به پیشانی خود اشاره میکند/عکس از خبرگزاری فرانسه
البته بسیاری از اسرائیلیها نیز در آستانه انتخابات در تلاشاند تا بنیامین نتانیاهو را بیاعتبار کنند. به این ترتیب، دو متحد نزدیک اکنون در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند. ایران همچنین بیش از گذشته احتمال دارد از اهرمهای فشار خود استفاده کند. سران تازه ایران ممکن است جسورتر شده باشند؛ آنها از حملات گسترده آمریکا و اسرائیل و تلاش برای تغییر نظام جان سالم به در بردهاند، همچنان بر سر پا هستند و حتی توانستهاند به دشمنان خود آسیب وارد کنند.
ماههای آینده نشان خواهد داد که آیا ایالات متحده میتواند یک کارزار نظامی پرهزینه و جنجالی را به موفقیتی دیپلماتیک تبدیل کند یا خیر. واشنگتن ممکن است اعتماد متحدان خود را بازسازی کند، بازدارندگی را تقویت نماید و محدودیتهای مؤثری بر برنامههای هستهای و موشکی ایران اعمال کند. در غیر این صورت، تهران با اعتمادبهنفس بیشتری به این نتیجه خواهد رسید که در بحرانهای آینده میتواند میان آمریکا و متحدانش شکاف ایجاد کند، خسارات جنگ را مدیریت نماید و هزینههایی را بر آمریکا و شرکای آن تحمیل کند.