هم‌زمانی دو رویداد در چین، یعنی صدمین سالگرد تولد جیانگ زمین، رئیس‌جمهور پیشین، و درگذشت ژو رونگجی، نخست‌وزیر سابق، فرصتی شد تا شی جین‌پینگ در یک سخنرانی مهم، از میراث نسل سوم رهبری حزب کمونیست چین سخن بگوید؛ نسلی که از دهه ۱۹۹۰، اصلاحات اقتصادی را با حفظ اقتدار سیاسی پیش برد.

جیانگ و ژو نماد دوره‌ای هستند که چین در آن اصلاحات اقتصادی عمیقی را تجربه کرد. خصوصی‌سازی و کاهش نقش اقتصاد دولتی، تعدیل نیروی انسانی دولت، جذب سرمایه‌گذاری و پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱، بخشی از سیاست‌هایی بود که اقتصاد این کشور را در مسیر رشد سریع قرار داد. ژو نیز به دلیل نقش پررنگش در اصلاحات اقتصادی، لقب «تزار اقتصادی چین» را گرفت.

اما این رشد اقتصادی با گشایش سیاسی همراه نشد. سرکوب اعتراضات میدان تیان‌آن‌من در سال ۱۹۸۹ یکی از نقاط عطفی بود که مسیر سیاسی چین را برای دهه‌های بعد شکل داد و حتی به صعود جیانگ زمین در ساختار قدرت کمک کرد.

شی جین‌پینگ امروز تلاش می‌کند همین ترکیب را ادامه دهد: رشد اقتصادی و تقویت قدرت چین در کنار افزایش کنترل حزب کمونیست بر جامعه. حتی اشاره او به تیان‌آن‌من را می‌توان نشانه‌ای از تأکید دوباره بر این میراث سیاسی دانست.

اما پرسش مهم این است: آیا مدلی که رشد اقتصادی را با افزایش اقتدار سیاسی ترکیب می‌کند، در بلندمدت پایدار خواهد بود؟ تجربه تاریخی چین و دیگر کشورها نشان می‌دهد پاسخ به این پرسش چندان ساده نیست.گ