اما اجرای چنین سیاستی ساده نیست؛ چون اقتصاد ایران در سالهای تحریم، شبکهای از مسیرهای تجاری و مالی جایگزین ایجاد کرده است. چین همچنان مهمترین مقصد نفت ایران به شمار میرود، عراق به انرژی ایران وابستگی قابلتوجهی دارد و امارات، بهویژه دبی، یکی از مهمترین گلوگاههای ارتباط تجاری و مالی ایران با اقتصاد جهانی محسوب میشود.
در این میان، امارات شاید در دشوارترین موقعیت قرار گرفته باشد؛ کشوری که باید میان حفظ روابط راهبردی با آمریکا و حفاظت از جایگاه خود بهعنوان یکی از قطبهای تجاری منطقه تعادل برقرار کند.
«عملیات خشم اقتصادی» در واقع آزمونی برای شبکه شرکای ایران نیز هست. پرسش اصلی این است که واشنگتن تا چه اندازه میتواند این شبکه را تحت فشار قرار دهد و شرکای ایران تا کجا حاضرند هزینه همراهی با آمریکا را بپردازند؟
نتیجه این جنگ اقتصادی، فقط سرنوشت تحریمهای ایران را مشخص نمیکند؛ بلکه میتواند توازن روابط اقتصادی و سیاسی در منطقه را نیز تغییر دهد.