ترامپ به طور فعال تصویری را پرورش می‌دهد که می‌توان آن را «نظریه مرد دیوانه» در سیاست خارجی نامید. این ایده که گفته می‌شود در ابتدا توسط ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهوری سابق آمریکا، در اواخر دهه 1960 مطرح شده، این است که دشمن از شما بپرسد که تا چه حد حاضرید پیش بروید، حتی اگر غیرمنطقی به نظر برسد.

به گزارش اکوایران، در شرایطی که تحرکات دیپلماتیک در منطقه برای جلوگیری از وقوع شدیدترین سناریوها شدت گرفته، به باور بر بسیاری از تحلیل‌گران، این احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران در مورد برنامه هسته‌ای انعطاف‌پذیری نشان دهد، اما احتمالا با خواسته‌های مربوط به موشک‌های بالستیک موافقت نخواهد کرد. بنابراین، این موضوع سوالاتی را درباره میزان اصرار ترامپ بر این خواسته‌ها مطرح می‌کند و اینکه آیا این صرفا یک تاکتیک مذاکره است که در آن رئیس‌جمهوری ایالات متحده تنها به پرداختن به برنامه هسته‌ای بسنده می‌کند و سایر مسائل مورد اختلاف را رها می‌کند یا خیر.

حضور نظامی گسترده آمریکا در خاورمیانه

به نوشته میدل‌ایست‌آی، طی هفته‌های گذشته، رسانه‌ه گزارش دادند که پس از ارزیابی‌های ایالات متحده و اسرائیل مبنی بر این‌که یک عملیات محدود باعث واکنش شدید ایران خواهد شد، تل‌آویو در حال لابی کردن با واشنگتن است تا حمله احتمالی به ایران را به تعویق بیندازد و برای یک حمله گسترده به زمان دیگری آماده شود.

واشنگتن در حال شدت بخشیدن به لحن خود درباره تهدید به حمله علیه ایران است و ترامپ طی روزهای اخیر اعلام کرده یک «ناوگان عظیم» به سوی ایران در حرکت است. تهران به همراه متحدانش در منطقه تهدید کرده‌اند در صورت انجام یک حمله، به پایگاه‌های آمریکا در منطقه حمله خواهند کرد.

علاوه بر اعزام نیروهای کمکی به منطقه در روزهای اخیر، خاورمیانه پیش از این نیز میزبان ده‌ها هزار سرباز آمریکایی و پایگاه‌های کلیدی هوایی، دریایی و آموزشی بوده است. آمریکا دارای دست‌کم 19 سایت نظامی در خاورمیانه است که هشت مورد از‌ آن‌ها به عنوان‌ پایگاه‌های دائمی در نظر گرفته می‌شوند.

 

آمریکا در بحرین، مصر، عراق، اسرائیل، اردن، کویت، قطر، عربستان سعودی، سوریه، عمان و امارات متحده عربی دارای حضور نظامی است. ایالات متحده در ترکیه و جیبوتی پایگاه‌های نظامی بزرگی دارد که به فرماندهی‌های منطقه‌ای مختلف خدمت می‌کنند، اما در فعالیت‌های خاورمیانه مشارکت دارند. بحرین که میزبان 9 هزار سرباز آمریکایی است، مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا را در خود جای داده است؛ ناوگانی که در خصوص خلیج فارس، دریای سرخ، دریا عرب و بخشی از اقیانوس هند مسئولیت دارد.

image

پایگاه هوایی العدید در قطر به عنوان مقر تاکتیکی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در نظر گرفته می‌شود. حوزه مسئولیت سنتکام تنها به خاورمیانه محدود نیست و شامل بخش‌هایی از آسیای مرکزی و جنوبی نیز می‌شود. العدید به عنوان بزرگ‌ترین پایگاه آمریکا در منطقه در نظر گرفته می‌شود که میزبان حدود 10 هزار سرباز است. در همین حال، کویت میزبان کمپ عریفجان است. این نام مقر تاکتیکی ستاد مرکزی ارتش ایالات متحده است؛ یک تشکیلات نظامی که به عنوان بخش نظامی سنتکام عمل می‌کند. همچنین پایگاه هوایی علی السالم که به دلیل محیط ایزوله‌اش به «صخره» معروف است، در کویت و در امتداد مرز عراق قرار دارد.

یکی دیگر از پایگاه‌های کویت، کمپ بورینگ است که محل استقرار واحدهای اعزامی به عراق و سوریه بوده است. در مجموع، حدود 13 هزار و 500 سرباز آمریکایی در کویت مستقر هستند. امارات متحده عربی میزبان 3500 نیروی آمریکایی و همچنین پایگاه هوایی الظفره است که مکانی مشترک بین واشنگتن و اماراتی‌ها محسوب می‌شود. این پایگاه در زمان مأموریت‌ها علیه گروه تروریستی داعش و مأموریت‌های شناسایی در منطقه مورد استفاده قرار گرفته است.

حضور نظامی آمریکا در عراق شامل پایگاه هوایی عین‌الاسد در الانبار است؛ سایتی که به دنبال ترور سردار قاسم سلیمانی توسط آمریکا، مورد حمله موشک‌های ایرانی قرار گرفت. همچنین پایگاه هوایی اربیل در منطقه نیمه خودمختار کردستان وجود دارد که برای تمرینات آموزشی استفاده می‌شود.

حدود 2700 سرباز آمریکایی در عربستان سعودی مستقر هستند و به فراهم کردن قابلیت‌های دفاع هوایی و موشکی اقدام می‌کنند. پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در نزدیکی ریاض، پایتخت عربستان، یک قطب اصلی نیروی هوایی است که دارایی‌های آن شامل باتری موشک‌های پاتریوت می‌شود.

پایگاه هوایی موفق السلطی در ازرق اردن، مرکز اصلی مأموریت‌های آمریکا در شام است. این پایگاه میزبان تیپ 332 هوایی اعزامی ایالات متحده است. حدود 3800 نیروی آمریکایی در اردن، 2500 سرباز در عراق و 2000 نیرو در سوریه حضور دارند. کمی دورتر در ترکیه، پایگاه هوایی اینجرلیک در جنوب آدانا، پایگاه اصلی مشترک با نیروهای ترکیه است. طبق گزارش‌ها، این پایگاه میزبان کلاهک‌های هسته‌ای آمریکا است.

آمریکا اخیرا چه دارایی‌های نظامی را به خاورمیانه آورده است؟

تعداد پایگاه‌ها، نیروها و سخت‌افزار نظامی ایالات متحده در ماه‌ها و سال‌های اخیر بسته به تغییر اولویت‌های منطقه‌ای تغییر کرده است. به گفته مقامات دفاعی، در حال حاضر حدود 40 هزار نیروی آمریکایی در خاورمیانه حضور دارند. حدود یک چهارم آن‌ها در العدید هستند که میزبان هواپیماهای جنگی، سوخت‌گیری هوایی و تجهیزات اطلاعاتی است. گمان می‌رود بزرگ‌ترین پایگاه بعدی از نظر پرسنل، پایگاه دریایی در بحرین باشد.

ارتش آمریکا ناو آبراهام لینکلن

در آغاز دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، چندین کشتی جنگی منطقه را برای حمایت از فعالیت‌های ایالات متحده در داخل و در عرصه‌های دیگر ترک کردند. با این حال، اکنون نیروهای کمکی دریایی به خاورمیانه اعزام می‌شوند. محور این نمایش قدرت، استقرار ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن است که دریای چین جنوبی را ترک کرده و اکنون برای خدمت به منطقه سنتکام وارد دریای عرب شده است.

ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن یک ناو هواپیمابر هسته‌ای است. گروه ضربت ناوهای آن شامل ناوشکن‌های کلاس آرلی برک مجهز به موشک‌های کروز تاماهاک است. این ناوها قادر به حمله به عمق خاک ایران هستند. همچنین بر روی این کشتی چندین اسکادران از هواپیماهای جنگنده و تهاجمی، هواپیماهای جنگ الکترونیک و رادارگریز، بالگردها و جت‌های جنگنده رادارگریز وجود دارد. پنج هزار و 680 خدمه در ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن حضور دارند. این کشتی به ناوگان دریایی مستقر در منطقه، از جمله ناوهای هواپیمابر مک‌فال و میچر در منطقه سنتکام و ناو هواپیمابر روزولت در دریای مدیترانه، می‌پیوندد.

به گفته یک مقام نیروی دریایی ایالات متحده که توسط The War Zone نقل شده است، ناوشکن موشک‌انداز یواس‌اس دلبرت دی. بلک نیز به نیروهای سنتکام پیوسته است. اما فقط نیروهای کمکی دریایی نیستند؛ هواپیماها هم در حال رسیدن به منطقه هستند.

حضور هواپیماهای ارتش آمریکا

ردیاب‌های پرواز نشان می‌دهند که هواپیمای مشترک RC-135W Rivet نیروی هوایی ایالات متحده - متخصص در نظارت بر انتشار الکترونیکی و ردیابی شبکه‌های راداری و ارتباطی - در روزهای اخیر در قطر فرود آمده است. رسانه‌های اسرائیلی همچنین از استقرار نیروها و تجهیزات آمریکایی در فاصله نزدیک به ایران خبر دادند. کانال 13 اسرائیل گزارش داد: «علاوه بر واکنش دریایی، ارتش آمریکا در حال آماده‌سازی برای تقویت پدافند زمینی خود نیز هست و انتظار می‌رود یک سامانه پدافند هوایی تاد در روزهای آینده مستقر شود.»

ردیابی پرواز از طریق منابع آزاد همچنین نشان می‌دهد که یک اسکادران از هواپیماهای جنگی اف-۱۵ در پایگاه هوایی موفق سالتی در اردن در حال استقرار است. The War Zone  همچنین گزارش داد که سیگنال‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد چندین قابلیت هوایی دیگر به طور بالقوه به سمت خاورمیانه در حرکت هستند.

این شامل شش جت جنگ الکترونیک EA-18G Growler نیروی دریایی ایالات متحده بود که کارائیب را ترک کرده و از طریق اقیانوس اطلس به مقصدی که هنوز مشخص نیست، در حرکت هستند. این جت‌ها می‌توانند برای پشتیبانی در جنگ الکترونیک و همچنین نفوذ به پدافند هوایی مورد استفاده قرار گیرند.

آیا پایگاه‌های منطقه‌ای آمریکا ممکن است در حمله علیه ایران مورد استفاده قرار بگیرند؟

امارات متحده عربی گفته که اجازه استفاده از خاک، حریم هوایی یا آب‌های خود را برای هیچ «اقدام نظامی خصمانه» علیه ایران نخواهد داد. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در تماس تلفنی با رئیس‌جمهور ایران تأیید کرد که عربستان نیز اجازه استفاده از حریم هوایی یا خاک خود را علیه ایران نخواهد داد.

میدل‌ایست‌آی گزارش داد که ایالات متحده در تلاش است تا ریاض را وادار به تغییر نظر خود و حمایت از حملات علیه ایران کند. در حالی‌که دوحه اخیرا درباره استفاده از حریم هوایی خود اظهار نظری نکرده است، میدل‌ایست‌آی در ماه آوریل گزارش داد که قطر به کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی پیوسته و استفاده از فرودگاه‌ها یا آسمان خود را برای حمله به ایران ممنوع کرده است. این ممنوعیت حتی شامل ممنوعیت سوخت‌گیری یا عملیات نجات از این سرزمین‌ها نیز می‌شود زیرا کشورهای خلیج فارس از کشیده شدن به درگیری گسترده‌تر می‌ترسند.

حوثی‌های یمن اعلام کردند که در صورت حمله آمریکا به ایران، حملات خود به کشتی‌ها در دریای سرخ را از سر خواهند گرفت، در حالی که شبه‌نظامیان تحت حمایت ایران در عراق نیز تهدید به انتقام‌جویی علیه آمریکایی‌ها کرده‌اند. این امر می‌تواند پایگاه‌هایی در عراق یا اردن را وارد درگیری کند.

موشکافی از اجرای «تئوری مرد دیوانه» توسط ترامپ

در ژوئن 2025، ایالات متحده به تازگی به سایت‌های هسته‌ای ایران حمله کرده بود، اما دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، به جای اینکه نشان دهد این بمباران‌ها آغاز جنگ بین ایالات متحده و ایران است، به سرعت سعی کرد خط قرمزهایی را برای این حمله ترسیم کند.

ترامپ

به نوشته الجزیره، پیام ترامپ در آن زمان این بود: «اکنون زمان صلح است». به زمان حال برگردیم و ترامپ تهدید به حمله‌ای حتی بزرگ‌تر می‌کند و این تهدید را با حرکت گسترده دارایی‌های نظامی ایالات متحده، از جمله یک ناو هواپیمابر به سمت آب‌های ایران تقویت کرده است. ترامپ می‌گوید این تهدیدها راه او برای متقاعد کردن ایرانی‌ها به توافق است که گزارش شده شامل درخواست‌هایی برای پایان دادن مؤثر به برنامه هسته‌ای ایران، محدود کردن برنامه موشک‌های بالستیک آن و توقف حمایت از متحدانش در سراسر خاورمیانه است.

این مکتب سیاست خارجی ترامپ است: تهدیدهای شدید و تمایل به انجام اقدام نظامی سنجیده و حداقل در ابتدا محدود که برای جلوگیری از استقرار نظامی ایالات متحده طراحی شده است. در عین حال، ترامپ می‌گوید که لزوما طرفدار تغییرات رادیکال نیست.

ترامپ به طور فعال تصویری را پرورش می‌دهد که می‌توان آن را - به شیوه‌ای تحقیرآمیزتر - «نظریه مرد دیوانه» در سیاست خارجی نامید. این ایده که گفته می‌شود در ابتدا توسط ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهوری سابق آمریکا، در اواخر دهه 1960 مطرح شده، این است که دشمن از شما بپرسد که تا چه حد حاضرید پیش بروید، حتی اگر غیرمنطقی به نظر برسد.

ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده فقید نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در سال 2020 یکی از نمونه‌های اصلی این نوع رفتار ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش بود. ترور غیرمنتظره یک مقام ارشد دولتی یک کشور دیگر، خطر جنگ مستقیم را به همراه داشت و برخلاف نظرات بسیاری از کارشناسان سیاست خارجی بود. با این حال، ترامپ آن را عملی بازدارنده و قدرتمند جلوه داد.

شدت گرفتن سبک غیرمعمول سیاست خارجی ترامپ

ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، این سبک از سیاست خارجی را دو چندان کرده است که برجسته‌ترین نمونه آن ربودن نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهوری ونزوئلا است. اکنون این سبک به تهدیدهای فعلی او علیه ایران شدت بیشتری می‌بخشد.

آمریکا عراق آمریکا خاورمیانه

این تاکتیک در خدمت دو غریزه جداگانه در درون ترامپ و اطرافیانش است؛ تمایل به متفاوت جلوه دادن خود از نومحافظه‌کارانی که ایالات متحده را وارد جنگ 2003 و اشغال فاجعه‌بار عراق کردند و هم‌زمان تضعیف هر نیرویی در منطقه که تهدیدی برای ایالات متحده یا متحد اصلی آن در خاورمیانه، اسرائیل، تلقی شود. در اصل، ترامپ می‌خواهد از تهدید به زور و حمله گاه به گاه برای کسب پیروزی‌های کوتاه‌مدت استفاده کند که ادعا می‌شود هدفش تضعیف دشمنان آمریکا است، در حالی‌که از هرگونه درگیری طولانی‌مدت دوری می‌کند.

آیا ترامپ می‌تواند موفق شود؟

اینکه این روش چقدر می‌تواند مؤثر باشد، به بزرگی هدف بستگی دارد. وقتی امتیازات محدودی هم برای ایالات متحده و هم برای دشمن قابل قبول باشد، تهدیدات ترامپ می‌تواند به طور بالقوه به نتایجی به نفع او منجر شود. تهدید فعلی رئیس‌جمهوری آمریکا مبنی بر اینکه در صورت نخست‌وزیر شدن نوری المالکی، سیاست‌مدار طرفدار ایران، دیگر به عراق کمک نخواهد کرد، نمونه‌ای از این موارد است.

عراق

ترامپ ممکن است اراده خود را بر عراق تحمیل کند، اما این تهدیدی است که نه با جنگ، بلکه با پیامدهای اقتصادی بالقوه پشتیبانی می‌شود و بنابراین این حس را که حاکمیت عراق مورد حمله قرار گرفته است، کاهش می‌دهد. همچنین این موضوع در را برای سایر سیاست‌مدارانی که ایالات متحده آن‌ها را برای نخست‌وزیری قابل قبول می‌داند، از جمله محمد السودانی که در حال حاضر در این سِمت است، باز می‌گذارد. السودانی در همان اتحاد سیاسی گسترده‌تر شیعه مانند مالکی قرار دارد، اما به اندازه او به ایران نزدیک نیست و از سابقه‌ او بی‌بهره است. اگر چنین اتفاقی بیفتد، حفظ السودانی به جای مالکی در قدرت، در ازای جلوگیری از هرگونه خشم اقتصادی ایالات متحده، معامله‌ای نسبتا آسان است و به ترامپ اجازه می‌دهد تا «پیروزی» دیگری را تضمین کند.

در سوریه، به نظر می‌رسد سیاست ایالات متحده بیشتر بر خروج تدریجی متمرکز است، زیرا ترامپ احساس می‌کند که در این گروه شریکی دارد که می‌تواند با او همکاری کند. سیاست ایالات متحده در سوریه بر دو هدف متمرکز است: اطمینان از عدم تقویت داعش و تضمین عدم تهدید اسرائیل توسط سوریه. در عین حال، ترامپ هیچ ابایی از کنار گذاشتن نیروهای دموکراتیک سوریه به رهبری کردها، متحد آمریکا که اکنون مازاد بر نیاز تلقی می‌شود، ندارد. در عوض، قدرت‌های خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی گفته‌اند که می‌توانند دولت سوریه و احمد الشرع را تضمین کنند و برای ترامپ، این راهی است تا حداقل از یک مشکل در منطقه‌ای که مدت‌هاست آن را مستعد جنگ‌های بی‌پایان می‌داند، دست بردارد.

تبعات فزاینده

در لبنان و غزه، ترامپ تلاش کرده است تا از تهدید نیروی نظامی برای دستیابی به دو هدف استفاده کند: پایان دادن به جنگ تمام‌عیار و موافقت نیروهای ضدآمریکایی و ضداسرائیلی با خلع سلاح. اهداف سیاسی ترامپ در لبنان و غزه کمتر از ایران حداکثرگرایانه است، اما دستیابی به آن‌ها پیچیده‌تر از امتیازات نسبتا متوسطی است که از عراق خواسته شده است.

حزب الله لبنان

در لبنان و غزه، ایالات متحده پس از جنگ‌های ویرانگر اسرائیل وارد عمل شده و خود را به عنوان یک صلح‌جو معرفی کرده است، علی‌رغم اینکه در هر دو درگیری از اسرائیل حمایت کرده است. با این حال، صلح مشروط به خلع سلاح کامل گروه‌های مسلح - حزب‌الله در لبنان و حماس در غزه - است.

در طول مذاکرات تدریجی در هر دو مورد، ایالات متحده خود را به عنوان یک نیروی بازدارنده در برابر اسرائیل معرفی کرده و از بازگشت به جنگ تمام‌عیار جلوگیری کرده است، اما به اسرائیل اجازه داده تا حملات منظم در مقیاس کوچک انجام دهد که به عنوان یادآوری از آنچه اسرائیل و ایالات متحده می‌توانند در صورت برآورده نشدن خواسته‌هایشان انجام دهند، عمل می‌کند. اما خلع سلاح کامل برای حزب‌الله و حماس، یک داروی تلخ و غیرقابل هضم است. در سوریه، حزب‌الله و حامیانش این را به عنوان پذیرش شکست در مبارزه با ایالات متحده و اسرائیل تلقی می‌کنند؛ ضربه‌ای فاجعه‌بار برای سازمانی که خود را یک جنبش مقاومت در برابر این دو قدرت می‌داند.

هیئت به اصطلاح صلح ترامپ، نهادی که برای نظارت بر اداره غزه تأسیس شده، تا حدودی برای حماس خوشایندتر است اما به طور مشابه، خلع سلاح کامل مورد درخواست این گروه، یکی از عناصر اصلی هویت آن را از بین می‌برد، حتی در حالی‌که اشغال سرزمین‌های فلسطینی توسط اسرائیل بدون هیچ پایانی ادامه دارد. بنابراین، احتمالا هم حزب‌الله و هم حماس معتقدند که موافقت با درخواست خلع سلاح کامل، یک مسئله حیاتی است و در را برای شکست مذاکرات در آینده باز می‌کند.

پیامدهای بلندمدت

تجربه گذشته ایران با ترامپ ممکن است محدودیت‌های رویکرد ترامپ به سیاست خارجی را محک بزند. ترامپ اصرار دارد که خواهان توافق است، اما دولت ایران بر اساس آنچه که حملات دوگانه قبلی ترامپ در طول مذاکرات و تمایل رئیس‌جمهوری آمریکا به ربودن رهبران خارجی به عنوان وسیله‌ای برای نمایش قدرت ایالات متحده می‌داند، نشان می‌دهد که به سادگی او را باور ندارد. به نظر می‌رسد ایرانی‌ها بر اساس تجربه خود در سال گذشته میلادی، اکنون امتیازات را صرفا دعوت به فشار بیشتر می‌دانند. در این شرایط، آیا رویکرد سیاست خارجی «مرد دیوانه» می‌تواند مؤثر باشد؟