اکوایران: در آستانه برگزاری دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا، فضا وارد مرحله‌ای حساس شده است. این دور قرار است به بررسی پیشنهادهای مکتوب و حرکت به سمت تدوین متن مشترک اختصاص یابد. محمد خواجویی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه در گفت‌وگو با اکوایران وضعیت موجود را بررسی کرده و معتقد است این دور می‌تواند مسیر رسیدن به توافق یا تشدید تنش‌ها را مشخص کند.

به گزارش اکوایران، در آستانه برگزاری دور سوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، تحرکات دیپلماتیک دو طرف از ورود گفت‌وگوها به مرحله‌ای تعیین‌کننده حکایت دارد؛ مرحله‌ای که می‌تواند مسیر عبور از «تفاهم بر اصول» به سمت تدوین متن مشترک را هموار کند. قرار است این دور از مذاکرات روز پنج‌شنبه در ژنو برگزار شود؛ نشستی که به گفته مقام‌های دو طرف، با هدف بررسی پیشنهادهای مکتوب و حرکت به سوی چارچوبی عملیاتی دنبال خواهد شد.

از مسقط تا ژنو؛ تلاش برای عبور از کلیات

طی هفته‌های اخیر، تهران و واشنگتن دو دور مذاکره غیرمستقیم را با میانجی‌گری عمان در مسقط و ژنو برگزار کرده‌اند. هر دو طرف از «پیشرفت ملموس» سخن گفته‌اند، اما اختلافات بنیادین همچنان پابرجاست؛ به‌ویژه درباره دامنه و زمان‌بندی رفع تحریم‌ها و نیز تلاش آمریکا برای گسترش دستور کار مذاکرات به موضوعات غیرهسته‌ای.

عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در گفت‌وگو با شبکه‌های آمریکایی از جمله برنامه «Face the Nation» اعلام کرده که «می‌توان درباره موضوع غنی‌سازی به راه‌حل رسید» و حتی برخی ابعاد توافق احتمالی می‌تواند «بهتر از توافق ۲۰۱۵ برجام» باشد. او همچنین گزارش‌هایی مبنی بر پیشنهاد تعلیق چندساله غنی‌سازی از سوی تهران یا درخواست توقف دائمی آن از سوی واشنگتن را رد کرده و گفته است گام بعدی، ارائه پیش‌نویس توافق به طرف آمریکایی است.

مقام‌های آمریکایی نیز از انتظار برای دریافت پیشنهاد مکتوب ایران سخن گفته‌اند. آکسیوس گزارش داده که اگر این پیشنهاد در بازه زمانی کوتاه ارائه شود، واشنگتن آماده ادامه مذاکرات در ژنو خواهد بود. این رسانه همچنین از احتمال گفت‌وگو درباره یک توافق موقت پیش از دستیابی به توافق نهایی خبر داده است.

همزمان با پیشرفت گفت‌وگوها، نقش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز برجسته‌تر شده است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، در تماس با مقام‌های ایرانی بر اهمیت تعامل سازنده تأکید کرده و گفته است آژانس تلاش می‌کند نظرات فنی خود را در اختیار طرفین قرار دهد. به گفته او، «حس فوریت» در مذاکرات مشهود است.

در حالی که مسیر دیپلماسی فعال است، همزمان گزارش‌هایی از افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده است. شبکه خبری چنل نیوز آسیا (CNA) در تحلیلی هشدار داد که آغاز درگیری تازه میان ایران و آمریکا می‌تواند به نزاعی بی‌پایان و پرهزینه بدل شود؛ قماری که برای هر دو طرف مخاطره‌آمیز است. این رسانه با اشاره به استقرار ناوهای هواپیمابر آمریکا در سواحل عمان، هزینه‌های سنگین عملیاتی و مخالفت افکار عمومی آمریکا با جنگ جدید را از عوامل بازدارنده توصیف کرده است.

در همین رابطه، الکس وطن‌خواه، تحلیلگر موسسه خاورمیانه در واشنگتن، به خبرگزاری فرانسه گفت: «دولت ترامپ به احتمال زیاد به دنبال یک درگیری محدود است که بدون گرفتار کردن کشورش در باتلاق، توازن قدرت را تغییر دهد.» از سوی دیگر، ریچارد هاس، رئیس سابق شورای روابط خارجی، گفت مشخص نیست که یک درگیری با هر مدت و مقیاسی چه تاثیری بر دولت ایران خواهد داشت. ‌هاس گفت که ترامپ هنوز به این نتیجه نرسیده که چه نتایج ملموسی از ایده حمله به ایران به دست خواهد آمد و به همین خاطر همچنان گزینه دیپلماسی را از دستور کار خارج نکرده است.

به نوشته این رسانه، حتی متحدان واشنگتن در خلیج فارس نیز از نبود تصویر روشن درباره پیامدهای یک درگیری احتمالی نگران‌اند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که ایران، برخلاف برخی نمونه‌های پیشین سیاست خارجی آمریکا، ساختار قدرت پیچیده‌تری دارد و هرگونه «حمله محدود» می‌تواند به بی‌ثباتی گسترده منطقه‌ای و شوک در بازارهای جهانی انرژی منجر شود.

خواجویی: توافق پایدار تنها با نقشه راه پایان تخاصم ممکن است

محمد خواجویی

در همین خصوص اکوایران در گفت‌وگو با محمد خواجویی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه به بررسی وضعیت موجود پرداخته است.

-به نظر شما دور سوم مذاکرات در ژنو که قرار است پنج‌شنبه برگزار شود تا چه اندازه می‌تواند تعیین‌کننده باشد؟ آیا با یک «نقطه عطف» روبه‌رو هستیم یا صرفاً ادامه روندی فرسایشی؟

اغراق نیست اگر دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا را سرنوشت‌ساز توصیف کنیم. چرا که در این دور مشخص می‌شود، پس از تبادل پیشنهادهای دو طرف برای رسیدن به یک توافق آیا امکان رسیدن به یک «مخرج مشترک» وجود دارد یا نه. در این دور مشخص خواهد شد که آیا روند کنونی به گونه‌ای رو به جلوست که به توافق می‌رسد یا اینکه دچار وضعیت فرسایشی و نوعی بن‌بست می‌شود و در نتیجه شرایط به سمت افزایش تنش و احتمالا رویارویی نظامی حرکت می‌کند.  

به نظرم ترجیح دو طرف رسیدن به یک توافق و پرهیز از جنگ است اما مشکل اساسی در شکاف بین خواسته‌های دو طرف است. روایت رسمی ایران اینگونه بوده که موضوع مذاکرات با آمریکا تنها برنامه اتمی ایران است و ایران انتظار دارد در ازای اعمال برخی محدودیت‌ها در برنامه خود، آمریکا به فشارهای خود چه نظامی و چه اقتصادی پایان دهد.

از قضا و آنطور که شنیده می‌شود، ایران در این زمینه حاضر به انعطاف و نرمش قابل توجه شده است. اما روایت آمریکا از روند مذاکرات بسیار مبهم است. مشخص نیست که آیا آمریکا به توافقی که تنها موضوعش برنامه اتمی ایران باشد رضایت می‌دهد یا اینکه در نهایت آمریکا ولو به صورت مرحله به مرحله مطالبات حداکثری خود از تهران را فراتر از برنامه اتمی درباره محدود کردن برنامه موشکی و سیاست‌های ایران در منطقه نیز مطرح می‌کند. این یکی از مواردی است که می‌تواند به شکست روند دیپلماتیک بین دو طرف بیانجامد. از سوی دیگر و حتی اگر آمریکا حاضر به این شود که توافق محدود به موضوع هسته‌ای باشد تا چه میزان حاضر است چنین توافقی متوازن باشد؟

به نظر می‌رسد آمریکا پرونده ایران را در چارچوب پروژه خود در تغییر در نظم امنیتی منطقه می‌بیند؛ چه اینکه ایران و متحدان آن در محور مقاومت، اصلی‌ترین چالش در برابر نظم آمریکایی با محوریت اسرائیل هستند و فرصت کنونی را یک پنجره فرصت برای «تسویه حساب» نهایی با تهران می‌بیند؛ حال یا با یک توافق یا با جنگ. باید دید در این دوئل کدام طرف می‌تواند برنده شود.  

ایران آمریکا هسته ای

-تهران تأکید دارد که حق غنی‌سازی باید به رسمیت شناخته شود. آیا امکان رسیدن به فرمولی میانه میان «حق غنی‌سازی» و نگرانی‌های غرب مبنی بر برنامه‌ هسته‌ای ایران وجود دارد؟

بله. این فرمول وجود دارد و آن تعلیق غنی‌سازی اورانیوم بدون محروم شدن ایران از حق غنی‌سازی است. به این معنا که ایران برای یک مدت زمان مشخص غنی‌سازی اورانیوم انجام ندهد و در این مدت نیز اورانیوم با غنای بالا یا رقیق شود و یا از کشور خارج شود و پس از این مدت زمان مشخص، ایران بتواند تحت نظارت آژانس، با حجم و درصد پایین (حداکثر 3.67) غنی‌سازی انجام دهد.

اجرا شدن این فرمول بستگی به نرمش دو طرف دارد. این نکته را باید توجه داشت که عملا بعد از حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران در ژوئن سال گذشته، عملا فرایند غنی‌سازی اورانیوم به اذعان مقام‌های ایران، متوقف شده است. بنابراین این فرمول کاملا جنبه اجرایی دارد؛ یعنی کافی است ایران برای یک مدتی سراغ احیای برنامه غنی‌سازی اورانیوم نرود و وضعیت کنونی را همچنان ادامه دهد و همزمان درباره ذخایر اورانیوم نیز با اقداماتی از جمله رقیق‌سازی یا انتقال آن به یک کشور ثالث نگرانی‌ها را کاهش دهد.

البته اجرای این فرمول مستلزم آن است که آمریکا نیز از مطالبه حداکثری صفر کردن غنی‌سازی اورانیوم به صورت مادام‌العمر و برچیدن زیرساخت‌های آن خودداری کند. از سوی دیگر باید دید در مقابل نرمش ایران در زمینه هسته‌ای آمریکا چه امتیازاتی را حاضر است بدهد و تا چه میزان حاضر به برداشتن تحریم‌هاست. بعید می‌دانم آمریکا در ازای صرفا محدودیت برنامه اتمی حاضر به برداشتن همه تحریم‌ها باشد.

فارغ از این مباحث فنی لازم است به این نکته اشاره کنم که توافق ایران و آمریکا حتی اگر محدود به مساله هسته‌ای باشد تا زمانی که در چارچوب یک نقشه راه برای پایان دادن به منازعه بین دو طرف نباشد، پایدار نمی‌ماند. تجربه برجام هم نشان داد که توافق بین دو طرفی که سال‌هاست درگیر یک منازعه هستند، درصورتی که فقط دربردارنده یک موضوع باشد به دلیل استمرار منازعه نمی‌تواند عمر چندانی داشته باشد.

چنین توافقی زمانی پایدار است که یک حلقه از زنجیره توافق‌های دو طرف برای پایان دادن به منازعه و ورود به یک روابط عادی باشد؛ یعنی چنین توافقی زمانی می‌تواند مثمرثمر و فایده‌مند باشد که دو طرف آن را بخشی از روند پایان تخاصم ببینند.

رافائل گروسی

-نقش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در این مقطع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا افزایش تماس‌های رافائل گروسی با تهران نشانه ورود مذاکرات به مرحله حساس‌تر است؟

اجرا شدن ابعاد فنی توافق ایران و آمریکا مستلزم نقش آفرینی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است. بنابراین حضور رافائل گروسی در حاشیه مذاکرات ایران و آمریکا می‌تواند نشانه مهمی باشد که بحث‌های جدی درباره برنامه اتمی ایران شکل گرفته است.

در حال حاضر مهم‌ترین مساله ایران با آژانس احیای بازرسی‌هاست. ایران به عنوان عضو پیمان منع ساخت سلاح هسته‌ای موظف به همکاری با آژانس درباره بازدید از تاسیسات اتمی خود است. با این وجود ایران در حال حاضر این توجیه را مطرح کرده که چون به تاسیسات اتمی حمله شده است، با چارچوب گذشته نمی‌توان از این تاسیسات بازرسی شود.

البته من این موضع ایران را بیشتر سیاسی می‌دانم. اساسا رابطه ایران با آژانس همواره تابعی از روابط ایران با غرب بوده است. به گونه‌ای که هر زمان ایران و غرب به سمت نوعی توافق و کاهش تنش رفته‌اند (مثل سال 2015)، روابط ایران با آژانس نیز بهبود یافته و هر زمان که این روابط متشنج شده، سطح روابط ایران با آژانس نیز کاهش یافته است که بعد از خروج آمریکا از برجام این وضعیت رخ داده است.

حتی دیدیم که توافق ایران و آژانس در سپتامبر سال گذشته در قاهره برای ازسرگیری همکاری‌ها پس از فعال شدن مکانیسم ماشه از سوی کشورهای اروپایی، عملا از بین رفت.

علاوه بر احیای بازرسی‌های روتین آژانس، موضوع کاهش سطح و درصد غنی‌سازی و یا تعلیق آن و نیز رقیق سازی و یا انتقال ذخایر اورانیوم، مواردی هستند که کاملا باید بر اساس ساز و کارهای فنی آژانس و تحت نظارت و تایید آن انجام شود. اما همه اینها مستلزم توافق ایران و آمریکاست. در غیراینصورت بعید است گشایشی در روابط ایران و آژانس رخ دهد.

عمان آمریکا ویتکاف بدر بن‌حمد البوسعیدی

-میانجی‌گری عمان و تحرک کشورهای خلیج فارس چه تأثیری بر کاهش تنش یا تسریع روند توافق داشته است؟

دو روند به صورت همزمان در منطقه درباره نحوه مواجهه با پرونده ایران در حال حرکت و تلاش برای تاثیرگذاری بر تصمیمات واشنگتن است. از یک سو اسرائیل است که می‌خواهد در راستای تسویه حساب با محور ایران، به سمت تضعیف حداکثری ایران برود و از این رو در تلاش است تا در این راستا واشنگتن فشارهای خود به ایران را ادامه دهد.

از یک سو کشورهای تاثیرگذار منطقه بویژه ترکیه، قطر، عمان، مصر و تا حدی نیز عربستان سعودی هستند که گرچه از کاهش نقش منطقه‌ای ایران طی دو سال اخیر خشنود هستند، اما از تضعیف بیشتر ایران به دلیل نگرانی از به هم خوردن توازن قوا به نفع اسرائیل و نیز از وقوع جنگ به دلیل تبعات آن بر امنیت و ثبات این کشورها، نگرانند.

از این رو این کشورها نیز تلاش قابل توجهی را برای مهار تنش انجام داده اند که شاید یکی از زمینه‌های اصلی روند جدید مذاکرات ایران و آمریکا نیز تلاش این کشورها بوده است. با این وجود تجربه نشان داده قدرت تاثیرگذاری اسرائیل بر روند تصمیم‌گیری در واشنگتن بیشتر است و این هنر نتانیاهو بوده که با همه افت و خیزها، آمریکای ترامپ را در ریلی انداخته که اسرائیل آن را قرار داده است.