اکوایران: توهم، غرور و افیون؛‌ یک دیکتاتور روزهای آخر خود را چگونه سپری می کرده است؟

به گزارش اکوایران، مادورو دیکتاتور ونزوئلا به گفته نزدیکان در روزهای اخر در قدرت بودن گرفتار توهمی شده بود که سطح هشدارها و تهدیدات اطراف خود را نمی دید. نیویورک تایمز در یک گزارش مفصل به آخرین روزهای این دیکتاتور پرداخته است.

شام آخر دیکتاتور!

ناوگروهی از کشتی‌های جنگی و جنگنده‌های آمریکایی به‌طور تهدیدآمیز در آب‌های ونزوئلا مستقر بودند و پنتاگون از پیش طرح‌هایی برای دستگیری یا کشتن رهبر این کشور آماده کرده بود. با این حال، با پایان سال ۲۰۲۵، مادورو به شکلی غافلگیرکننده آرام به نظر می‌رسید؛ او شب سال نو را در خانه‌اش در کاراکاس، پایتخت، با جمع کوچکی از خانواده و دوستان جشن گرفت؛ این را چند نفر از نزدیکانش، از جمله یکی از مهمانان آن مهمانی، گفته‌اند.

آن‌ها غذاهای سنتی ونزوئلایی مانند «هالاکاس» و «پان دِ خامون» خوردند و به ترانه‌های تند و ریتمیک کریسمسی ونزوئلایی گوش دادند. روز بعد، طبق روال همیشگی، آقای مادورو برای مقام‌های ارشد خود پیام تبریک فرستاد. در یکی از پیام‌هایی که نیویورک‌تایمز مشاهده کرده آمده بود: «سال نو بر شما و خانواده‌تان مبارک.»  ایالات متحده تهدید کرده بود اگر آقای مادورو کناره‌گیری نکند، به ونزوئلا حمله خواهد کرد. با این حال، نزدیکان او می‌گویند که وی بارها تأکید می‌کرد دولت ترامپ توانایی حمله به کاراکاس را نخواهد داشت.

توهم یک اقتدار پوشالی

مادورو می‌دانست جاسوسانی علیه او فعالیت می‌کنند و از خیانت درون حلقه خود بیم داشت. با این حال، در اواخر دسامبر به دوستان و متحدانش گفته بود هنوز برای مذاکره بر سر توافقی که به او اجازه دهد در قدرت بماند یا در زمانی که خود انتخاب می‌کند از مقامش کنار برود، فرصت دارد. به گفته نزدیکانش در نظر اطرافیان مادورو، یورش آمریکا دور از ذهن بود. وقتی در سوم ژانویه انفجارهایی پایگاه نظامی فوئرته تیونا در کاراکاس را لرزاند، برخی از نزدیکانش تصور کردند کودتا رخ داده، نه حمله آمریکا. این اشتباهی چشمگیر از سوی مادورو بود؛ خودکامه‌ای که در ۱۳ سال زمامداری‌اش بارها مخالفان را فریب داده و با وجود شکست‌های انتخاباتی، اعتراض‌های گسترده، توطئه‌های مسلحانه و سوءقصدها قدرت را حفظ کرده بود.

ونزوئلا

به گفته افراد آگاه از این ماجرا، یک میلیاردر برزیلی که با روبیو دیدار کرده بود، پیش‌تر به مادورو اطلاع داده بود که باید کناره‌گیری کند. اما مادورو این هشدار را نادیده گرفت و فوریت موضوع را درنیافت. برداشت نادرست او از نیت‌های دولت ترامپ پیامدهای عمیقی داشت: نخستین حمله خارجی به خاک ونزوئلا در بیش از یک قرن رقم خورد، مادورو و همسرش به زندانی در بروکلین منتقل شدند و مسیر تاریخ کشورش تغییر کرد. این رویداد همچنین نقش آمریکا در آمریکای لاتین را دگرگون کرد و دوره‌ای تازه و غیرقابل پیش‌بینی از «دیپلماسی ناوهای جنگی» را آغاز کرد.

غرور افیون یک دیکتاتور

در سراسر رویارویی با کاخ سفید به گفته برخی نزدیکانش، مادورو همچنان سرشار از سرکشی و غرور بود؛ مردی که توانایی‌های خود را بیش از حد برآورد کرده و عزم رقبایش را دست‌کم گرفته بود. همانند دیکتاتور رو به افول در رمان «ژنرال در هزارتو» اثر مارکز، مادوروی ۶۳ ساله نظاره‌گر لغزش قدرت از دستانش بود، در حالی که نتوانست بحران فزاینده اقتصادی و سیاسی پیش رویش را مهار کند. خوان بارتو، مقام پیشین دولتی و متحد سابق مادورو، گفت: «بعد از سال‌ها حضور در قدرت، تمایل دارید توانایی‌های خود را بیش از حد برآورد کنید. در نهایت فقط به کسانی گوش می‌دهید که می‌خواهند شما را راضی نگه دارند.»

ونزوئلا

ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش تلاش ناموفقی برای برکناری مرد قدرتمند ونزوئلا انجام داده بود؛ او صنعت نفت این کشور را تحریم و رهبر مخالفان را به‌عنوان رئیس‌جمهور به رسمیت شناخته بود. مقام‌های آمریکایی می‌گویند وقتی ترامپ ژانویه گذشته به کاخ سفید بازگشت، ونزوئلا را «کاری ناتمام» می‌دید. او شروع به هشدار درباره «تهاجم» یک باند مرگبار ونزوئلایی کرد که به گفته او به دستور مادورو فعالیت می‌کرد، هرچند نهادهای اطلاعاتی آمریکا چنین ادعایی را تأیید نکردند. دولت او تحریم‌ها را تشدید کرد و سپس با ادعای هدف قرار دادن قاچاقچیان مواد مخدر، قایق‌هایی را در کارائیب منفجر کرد.

کاریکاتوری از قدرت

مادورو و ترامپ در ۲۱ نوامبر، تنها تماس مستقیم شناخته‌شده خود را برقرار کردند. به گفته چهار فرد آگاه، ترامپ در تماس تلفنی ۵ تا ۱۰ دقیقه‌ای با لحنی دوستانه با مادورو صحبت کرد. به گفته این افراد، ترامپ با لحنی شوخ گفت: «صدای قدرتمندی دارید.» مادورو نیز از طریق مترجم شوخی کرد و گفت اگر ترامپ او را حضوری، دوش‌گرفته و خوش‌لباس ببیند، حتی بیشتر تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. ترامپ او را به واشنگتن دعوت کرد، اما مادورو با نگرانی از تله بودن این پیشنهاد، مودبانه آن را رد کرد و پیشنهاد دیدار در مکانی بی‌طرف خارج از آمریکا را داد که ترامپ نپذیرفت.

تماس بدون توافق مشخص یا تهدید مستقیم پایان یافت. اما دو رهبر با برداشت‌هایی کاملاً متفاوت از آن خارج شدند؛ سوءتفاهمی که به حمله آمریکا انجامید. مادورو گمان می‌کرد گفت‌وگوی خودمانی‌اش رئیس‌جمهوری را که به سبک ارتباطی بی‌پرده شهرت دارد، تحت تأثیر قرار داده و برای خود زمان خریده است. او تجمع نظامی آمریکا در کارائیب را صرفاً تاکتیکی برای فشار در جهت توافق می‌دانست. اما به گفته یک مقام آمریکایی، ترامپ انتظار داشت مادورو برنامه‌ای مشخص برای ترک قدرت ارائه دهد. بی‌اعتنایی مادورو برای ترامپ نشانه جدی نگرفتن او بود و در تصمیم به استفاده از زور نقش داشت.

اولتیماتوم‌های نادیده‌گرفته‌شده

چند روز بعد، مادورو هشداری دریافت کرد: باید همین حالا کنار برود. پیام را جوسلی باتیستا، میلیاردر برزیلی با فعالیت تجاری در آمریکا و ونزوئلا که اخیراً با روبیو دیدار کرده بود، شخصاً منتقل کرد. روبیو به او گفته بود آمریکا می‌خواهد رهبر ونزوئلا توافق کند و کشور را ترک کند. اما مادورو این پیام را اولتیماتوم تلقی کرد، از ایده ترک قدرت برآشفت و تهدید را نادیده گرفت. مادورو به‌جای تسلیم، به خیابان‌ها رفت تا کنترل اوضاع را نشان دهد؛ تقریباً هر روز بدون برنامه قبلی در رویدادهای عمومی حاضر می‌شد، می‌رقصید، آواز می‌خواند و شعارهایی به انگلیسی شکسته سر می‌داد.

نیکولاس مادورو

در ۲۱ نوامبر، همان روز تماس با ترامپ، صدای ضبط‌شده او در کاخ ریاست‌جمهوری روی ضرب‌آهنگی الکترونیک تکرار می‌کرد: «لطفاً، لطفاً، لطفاً: بله به صلح، نه به جنگ.» به گفته فردی مطلع، وقتی ویدیوی رقص مادورو به ترامپ نشان داده شد، رئیس‌جمهور آمریکا آشکارا آزرده شد و این رفتار را تمسخر تلقی کرد؛ امری که کفه ترازو را بیشتر به سمت مداخله نظامی سنگین کرد. فشار آمریکا شکاف‌های داخلی حکومت مادورو را نیز تشدید کرد. این شکاف‌ها ریشه در تصمیم او برای نادیده گرفتن نتایج انتخابات ۲۰۲۴ داشت؛ انتخاباتی که قاطعانه باخته بود و همین امر مشروعیت باقی‌مانده‌اش را از بین برد و انزوای بین‌المللی‌اش را عمیق‌تر کرد.

قدرت به هر قیمت

همه افرادی که برای این گزارش با آن‌ها گفت‌وگو شده، اتفاق‌نظر دارند که مادورو با وجود تهدیدهای آمریکا، توصیه‌های میانجی‌هایی مانند ترکیه و قطر و در نهایت حتی درخواست‌های محتاطانه برخی مقام‌ها و بستگانش، هرگز به‌طور جدی به استعفا فکر نکرد. برخی می‌گویند مادورو همچنان خود را متعهد به حفظ میراث انقلابی چاوز می‌دانست. به گفته بعضی منابع، او به‌تدریج این میراث را در معنایی بسیار محدود خلاصه کرد: حفظ حزب سوسیالیست خود در قدرت، به هر قیمتی.

دیگران می‌گویند فکر گذاشتن بستگان و دوستانی که دهه‌ها با او کار کرده بودند، بر مادورو سنگینی می‌کرد. به گفته آن‌ها، او تبعید را نوعی خیانت می‌دانست. گروهی دیگر معتقدند مادورو صرفاً خطرهایی را که ترامپ حاضر بود برای برکناری‌اش بپذیرد، دست‌کم گرفت. به گفته نزدیکانش، مادورو برای تشدید کارزار نظامی دولت ترامپ آماده بود و می‌دانست این رویارویی ممکن است به قیمت جانش تمام شود. اما تصور می‌کرد محتمل‌ترین سناریو، حمله آمریکا به تأسیسات نفتی ونزوئلا یا مکان‌های مرتبط با قاچاق مواد مخدر خواهد بود.

مادورو چاوز

او هرگز تصور نمی‌کرد ترامپ حمله‌ای گسترده به کاراکاس ترتیب دهد؛ چه رسد به عملیات گسترده‌ای با مشارکت ۱۵۰ هواپیما در سوم ژانویه. مادورو اطمینان داشت ارتش او، مجهز به میلیاردها دلار تسلیحات چینی و روسی، می‌تواند تلفات سنگینی وارد کند و حمله را از نظر سیاسی برای ترامپ پرهزینه و نامطلوب سازد. به گفته اعضای حلقه نزدیکش، حتی عملیات آمریکا در سال ۱۹۸۹ برای دستگیری مانوئل نوریه‌گا، رئیس‌جمهور وقت پاناما کشوری بسیار کوچک‌تر ۲۶ کشته آمریکایی بر جای گذاشت؛ موضوعی که در بحث‌هایشان با مادورو یادآوری می‌کردند.

آخرین فرصت‌های دیکتاتور

در ۱۰ دسامبر، آمریکا با توقیف یک نفتکش حامل نفت ونزوئلا، تنش را به‌شدت افزایش داد و نوعی محاصره جزئی را آغاز کرد که منبع اصلی درآمد کشور را فلج ساخت. این محاصره نفتکش‌های ونزوئلا را زمین‌گیر کرد و شرکت‌های نفتی را واداشت سوخت را به تأسیسات ذخیره‌سازی محدود منتقل کنند. برخی شرکت‌ها شروع به بستن چاه‌ها کردند و صنعت نفت کشور در آستانه فروپاشی قرار گرفت. به گفته افرادی که در دسامبر با او صحبت کرده بودند، مادورو در جلسات رسمی و گفت‌وگوهای شخصی آرام باقی مانده و همچنان معتقد بود توافق با آمریکا ممکن است.

تصمیم آمریکا برای معرفی مادورو به‌عنوان «نارکوتروریست» و رهبر دو کارتل مواد مخدر، او را سردرگم کرده بود. به گفته برخی منابع، مادورو این توصیف که او شخصاً اعزام مجرمان و مواد مخدر به آمریکا برای کشتن آمریکایی‌ها را هدایت می‌کند اغراق‌آمیز می‌دانست و تصور می‌کرد پشت آن خواسته‌ای عملگرایانه پنهان است. تا آخرین لحظه، مادورو نپذیرفت که ترامپ شخص او را مشکل اصلی بداند. او فکر می‌کرد فقط باید امتیاز اقتصادی‌ای پیدا کند که ترامپ واقعاً خواهان آن است. اما تا اواسط دسامبر، وضعیت اقتصادی ونزوئلا چنان شکننده شده بود که مادورو به فکر خروج احتمالی خود افتاد. به یک نفر گفته بود ممکن است انتخابات زودهنگام، حتی در سال ۲۰۲۶، برگزار کند و به نفع نامزد دیگری از حزب حاکم کنار برود.

دیکتاتورها آدم های احمقی هستند!

در ۲۳ دسامبر، کاخ سفید آخرین پیشنهاد خود را ارائه کرد. به درخواست واشنگتن، دولت ترکیه به مادورو پیام داد اگر به تبعید برود، آمریکا او را تعقیب نخواهد کرد و ثروتش را هدف قرار نخواهد داد.  به گفته یک مقام آمریکایی، مادورو این پیشنهاد را رد کرد و مقدمات نهایی حمله آغاز شد. عملیات ابتدا برای آخرین آخر هفته دسامبر برنامه‌ریزی شده بود اما به دلایل مختلف، از جمله بارندگی شدید غیرمعمول در کاراکاس، به تعویق افتاد.

ونزوئلا

در ۳۰ دسامبر، رودریگز با مادورو دیدار کرد تا ابعاد فروپاشی اقتصادی قریب‌الوقوع ناشی از محاصره آمریکا را توضیح دهد. به گفته سه منبع آگاه، مادورو نگرانی‌های او را کم‌اهمیت دانست. در آن زمان، دولت ترامپ رودریگز را فردی می‌دانست که شاید بتوان با او همکاری کرد، اما هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که او از طرح نظامی پنتاگون اطلاع داشته باشد. مادورو مصمم بود فشار آمریکا را دفع کند. به گفته یکی از این منابع، او حتی تصور می‌کرد در صورت لزوم به مبارزه‌ای مردمی متوسل شود، تولید نفت را کنار بگذارد و تمام مواد غذایی را در داخل تولید کند.

پایان خوش توهم؟

اما بامداد سوم ژانویه، هواپیماهای نظامی آمریکا از مرزهای ونزوئلا عبور کردند، به چهار پایگاه نظامی حمله کردند، محافظان مادورو را از پا درآوردند و او و همسرش، سیلیا فلورس، را دستگیر کردند؛ در این عملیات بیش از ۱۰۰ کوبایی و ونزوئلایی کشته شدند. در زمان حمله آمریکا، رودریگز مانند بسیاری دیگر از مقام‌های ارشد در جزیره توریستی مارگاریتا با سواحل کارائیبی، رستوران‌ها و ویلاهای مجلل نخبگان ونزوئلا در حال استراحت بود. دقایقی پس از دستگیری مادورو، تماسی تلفنی دریافت کرد.

مقام‌های آمریکایی به او اطلاع دادند اگر همکاری نکند، پنتاگون فوراً مجموعه گسترده‌تری از حملات را آغاز خواهد کرد. رودریگز پس از درخواست و دریافت مدرکی مبنی بر زنده بودن مادورو، موافقت کرد. او با جت خصوصی به کاراکاس پرواز کرد و آنچه «نقش موقت رئیس‌جمهور انتقالی» خواند را بر عهده گرفت. دو روز بعد، مادورو در جلسه تفهیم اتهام خود در دادگاهی در نیویورک در برابر قاضی آمریکایی حاضر شد. او گفت: «من رئیس‌جمهور ونزوئلا هستم و خود را اسیر جنگی می‌دانم».