اکوایران: احمدی‌نژاد بیش از دو دهه است که یکی از جنجالی‌ترین چهره‌های سیاست ایران به شمار می‌رود؛ سیاستمداری که روزگاری از سوی حامیانش «معجزه هزاره سوم» نامیده می‌شد اما در سال‌های بعد به چهره‌ای تبدیل شد که نه تنها از بسیاری از متحدان سابق خود فاصله گرفت، بلکه مواضعش به یکی از معماهای سیاست ایران بدل شد. اکنون و پس از انتشار گزارش نیویورک‌تایمز درباره نقش احتمالی او در برخی سناریوهای خارجی، بار دیگر نام او در کانون توجه قرار گرفته است.

به گزارش اکوایران، محمود احمدی‌نژاد در چهار دهه گذشته یکی از پیچیده‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین چهره‌های سیاست ایران بود؛ سیاستمداری که مسیر او از یک فعال انقلابی و جریان اصولگرایی آغاز شد و به تدریج به نقطه‌ای رسید که امروز در تحلیل‌های سیاسی، جایگاه او میان «درون ساختار» و «حاشیه ساختار» همچنان محل بحث است. همین ابهام، زمینه‌ساز شکل‌گیری طیفی گسترده از روایت‌ها، شایعات و حتی گمانه‌زنی‌های امنیتی درباره او شده است.

در روزهای اخیر، نام احمدی‌نژاد بارها به صدر اخبار سیاسی کشور کشیده شده است. گزارش روز‌ 29 اردیبهشت نیویورک‌تایمز تمام نگاه‌ها را معطوف رئیس‌جمهوری پیشین جمهوری اسلامی ایران کرد. گزارشی که مدعی بود در سناریوهایی از سوی آمریکا و اسرائیل، او می‌تواند به‌عنوان یکی از گزینه‌های جایگزینی در ساختار قدرت ایران مورد توجه قرار گیرد. هرچند این ادعا از سوی برخی از چهره‌های سیاسی داخلی رد شد، اما شخص احمدی‌نژاد تاکنون به سکوت طولانی مدت خودش ادامه داده است و واکنشی نسبت به گزارش نیویورک‌تایمز از خود نشان نداد.

2309563_807

سکوتی که در فضای سیاسی امروز ایران به‌سادگی قابل عبور نیست و خود به موضوعی برای تفسیرهای متفاوت تبدیل شد. این سکوت در امتداد رفتار سیاسی سال‌های اخیر او قرار می‌گیرد؛ دورانی که احمدی‌نژاد در بحران‌های مهم، از جمله جنگ ۱۲ روزه، جنگ 40 روزه، شهادت رهبری انقلاب اسلامی و  جمعی از چهره‌های ارشد نظامی و سیاسی کشور، عملاً موضع‌گیری علنی نداشت؛ موضوعی که حتی در میان برخی جریان‌های اپوزیسیون نیز مورد توجه قرار گرفت.

در این گزارش نگاهی انداخته‌ایم به مسیری که ششمین رئیس‌جمهوری ایران طی کرده است: از معجزه هزاره سوم، انکار هولوکاست تا جریان انحرافی و تبدیل شدن به گزینه غربی‌ها برای رهبری کشور.

سکانس اول: انسجام اصولگرایان و حمایت حداکثری

 محمود احمدی‌نژاد، که بین سال‌های ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۶ استاندار اردبیل و پس از آن نیز در سال‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ شهردار تهران بود، به اولین رئیس جمهوری بدل شد که از شهرداری به ریاست جمهوری رسید.

او با شعار «بوی رجایی آمد» و با استایل و کاپشن منحصر‌به‌فردش در انتخابات 1384، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس‌ دولت‌های سازندگی را در دور دوم شکست داد. دوره‌ای که با حمایت حداکثری جریان راست اصولگرا همراه بود؛ دوره‌ای که از آن به‌عنوان یکی از مقاطع «یکدست شدن قدرت سیاسی» یاد می‌شود. در این دوره، اصولگرایان در قوه مجریه، مقننه و مدیریت شهری حضور غالب داشتند و احمدی‌نژاد به‌عنوان نماد «رئیس‌جمهور انقلابی» مورد حمایت گسترده قرار گرفت؛ از حمایت قاطع مصباح یزدی گرفته تا کتاب معجزه هزاره سوم.

محمود احمدی‌نژاد

آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی، نماینده چهار دوره خبرگان رهبری و از اعضای جامعه مدرسان حوزه علمیه قم در در جمع گروهی از هنرمندان بسیجی در موسسه آموزشی امام خمینی(ره) در مرداد 1388 اطاعت از احمدی‌نژاد را اطاعت از خدا دانست.

مصباح یزدی در آن جلسه با اشاره به اینکه ولی فقیه جانشین امام زمان(عج) بوده ولی رئیس‌جمهوری را مردم انتخاب می‌کنند، یادآور شد: «وقتی رئیس‌جمهوری از جانب رهبری نصب و تایید می‌شود به عامل او تبدیل شده و از این پرتو نور بر او نیز تابیده می‌شود. وقتی ریاست‌جمهوری حکم ولی فقیه را دریافت کرد، اطاعت از او نیز چون اطاعت از خداست.»

1220652_987

فاطمه رجبی، همسر غلامحسین الهام، رئیس‌ دفتر رئیس‌جمهوری در دولت نهم و سخنگوی دولت دهم در نخستین دوره ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، کتابی تحت عنوان «معجزه هزاره سوم» منتشر کرد.

کتابی که در مدح محمود احمدی‌نژاد نوشته شد. رجبی در این کتاب در سیاست‌ها و تفکرات احمدی‌نژاد ذوب شده بود. هجمه و انتقاد به محمدباقر قالیباف، شهید علی لاریجانی و حتی غلامعلی حداد عادل نشان می‌داد، او همه طیف‌ها را سیبل قلم تند خود قرار می‌داد و تنها استثنا هم احمدی‌نژاد بود.

سکانس دوم: «جریان انحرافی»

پس از این موج حمایت، او در سال ۱۳۸۸ در پرحاشیه‌ترین انتخابات کشور در این مقام ابقا شد. پس از شروع به کار دولت دهم، مشکلات احمدی‌نژاد با جناح راست به مرور آغاز شد. از جنجال با برادران لاریجانی گرفته تا موضع‌گیری‌های تند و صدور قطعنامه‌های شورای امنیت علیه کشور.

این تنش تا جایی پیش رفت که حلقه یاران اصلی او را «جریان انحرافی» نامیدند و پس از پایان ریاست جمهوری‌اش دو یار اصلی‌اش، اسفندیار رحیم‌مشایی و حمید بقایی، محاکمه و راهی زندان شدند.

پس از پایان دوران ریاست‌جمهوری، احمدی‌نژاد به تدریج وارد مرحله‌ای شد که در آن مواضعش رادیکال‌تر و فاصله‌اش با ساختار رسمی سیاست جمهوری اسلامی ایران و مواضع رهبری شهید انقلاب بیشتر شد.

سکانس سوم: هشدار رهبری نسبت به پیامد‌های سیاسی حضور احمدی‌نژاد

احمدی‌نژاد پس از فاصله گرفتن از حلقه قدرت، در ایام نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ به فکر بازگشت به عرصه سیاست افتاد. اخباری شنیده می‌شد که رهبر شهید انقلاب به احمدی نژاد توصیه کرده‌اند که در این انتخابات نامزد نشود. البته تیم حامی احمدی نژاد زیر بار نمی‌رفت و این خبرها را غیرموثق می‌دانست تا اینکه مقام معظم رهبری در بیانات ابتدای درس خارج فقه در ۵ مهر ۱۳۹۵ فرمودند: «یک نفری، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما که شما شرکت کنید. ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو.»

اما احمدی‌نژاد در انتخابات نام‌نویسی کرد و ردصلاحیت شد. بعدتر نیز در انتخابات سال ۱۴۰۰ و 1403 نیز این اتفاق تکرار شد.

محمود احمدی‌نژاد

در این ایام، مواضع احمدی‌نژاد نسبت به ساختار سیاسی کشور تندتر شد و فاصله او با جریان رسمی قدرت افزایش یافت؛ در حالی که برخی از نزدیکانش نیز با پرونده‌های قضایی مواجه شدند.

سکانس چهارم: سیاست‌مداری مرموز با پرسش‌های بی‌پاسخ

شاید بتوان محمود احمدی‌نژاد را یکی از ناشناخته‌ترین و مرموزترین چهره‌های سیاسی کشور دانست. یکی از تناقض‌های برجسته در کارنامه سیاسی احمدی‌نژاد، تغییر رفتار او در قبال مسائل بین‌المللی، به‌ویژه موضوع اسرائیل و آمریکا است. او در دوران ریاست‌جمهوری مواضع تندی علیه اسرائیل اتخاذ کرد و حتی در سفر به آمریکا سخنانی در انکار هولوکاست بیان کرد؛ مواضعی که با واکنش‌های گسترده جهانی روبه‌رو شد.

با این حال، در سال‌های اخیر و به‌ویژه در جریان بحران‌های نظامی اخیر، سکوت او در برابر تحولات منطقه‌ای و جنگ‌های کوتاه‌مدت اخیر، مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است. این سکوت، در کنار تغییر تدریجی لحن او نسبت به گذشته، باعث شده بخشی از ناظران سیاسی از «ابهام در جهت‌گیری سیاسی احمدی‌نژاد» سخن بگویند.

در این میان، گزارش نیویورک‌تایمز درباره نقش احتمالی احمدی‌نژاد در برخی سناریوهای سیاسی مرتبط با آمریکا و اسرائیل، فضای جدیدی در تحلیل‌های سیاسی ایجاد کرد.

در این گزارش ادعا شده بود که برخی محافل خارجی در مقاطعی به دنبال استفاده از ظرفیت احمدی‌نژاد در ساختار سیاسی ایران بوده‌اند.

در ادامه نیز تامیر هیمن، رئیس سابق دستگاه اطلاعات داخلی اسرائیل در مصاحبه با شبکه پی‌بی‌اس آمریکا تاکید کرد، یک زنجیره‌ای امنیتی برای ایران از سوی اسرائیل طراحی شده بوده که با کردها شروع می‌شده و پروژه احمدی نژاد یکی از حلقه‌های این زنجیره بوده است. این مقام اطلاعاتی رژیم اسرائیل علت عدم اجرای این پروژه را توقف در حلقه اول یعنی کردها با فشار رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه به ترامپ عنوان کرد.

ادعاهایی که هیچ‌گاه به‌صورت رسمی تأیید نشد و با واکنش منفی طیف گسترده‌ای از سیاستمداران ایرانی مواجه شد.

محمود احمدی‌نژاد

غلامعلی جعفرزاده‌ ایمن‌آبادی، نماینده ادوار مجلس -که یکی از منتقدان جدی احمدی‌نژاد است- ‌در گفت‌وگو با اکوایران، گزارش نیویورک‌تایمز را پروژه اسرائیل برای ایجاد اختلاف دانست و گفت: پروژه تخریب بعد از روحانی حالا به احمدی‌نژاد رسیده است.

محمدرضا باهنر، عضو تشخیص مصلت نظام نیز در گفت‌وگو با برنامه «کافه خبر» خبرآنلاین گفت: اگر بگوییم یکی جاسوس و یکی خائن است، این پنجاه سال مملکت چطور اداره شده است؟ اگر دولتی و رئیس‌جمهوری جاسوس بوده است، در همان دوره هشت‌ساله‌اش می‌توانست مملکت را به خاک سیاه بنشاند. این‌ها همه ترفندهای دشمن است که القا می‌کند.

عبدالرضا داوری، مشاور پیشین محمود احمدی‌نژاد نیز واکنش متفاوتی نشان داد: به نظرم نیویورک‌تایمز بد نوشته است و احمدی‌نژاد در حصر نبود بلکه منظور آن، تور حفاظت بوده است و وقتی سپاه برای شخصیت‌ها تیم حفاظت می‌گذارد طبیعتاً، اطلاعات ترددها و ارتباطات آن‌ها را دارد.

مجموعه این تحولات باعث شد موقعیت محمود احمدی‌نژاد در سیاست ایران همچنان مبهم و چندلایه باقی بماند. از یک سو، او رئیس‌جمهوری سابق کشور است و از سوی دیگر، در سال‌های اخیر فاصله محسوسی با ساختار رسمی قدرت پیدا کرده است.

این وضعیت، در کنار سکوت‌های معنادار او در بزنگاه‌های مهم سیاسی و بین‌المللی، پرسش‌هایی را در فضای عمومی و رسانه‌ای ایجاد کرده است؛ پرسش‌هایی درباره جهت‌گیری سیاسی او، نسبتش با ساختار قدرت و جایگاهش در معادلات آینده.

در نهایت، آنچه امروز درباره محمود احمدی‌نژاد بیش از هر چیز برجسته است، نه یک پاسخ قطعی، بلکه مجموعه‌ای از پرسش‌های باز است که همچنان بدون پاسخ روشن باقی مانده‌اند.