به گزارش اکوایران- این اهمیت راهبردی LNG در شرایط بحرانهای ژئوپلیتیکی بیش از گذشته آشکار شده است. جنگها و تنشهای منطقهای نشان دادهاند که زنجیره تأمین انرژی تا چه اندازه به مسیرهای انتقال و زیرساختهای محدود وابسته است. در جریان بحرانهای اخیر، تنگه هرمز بهعنوان یکی از گلوگاههای اصلی انرژی جهان، به یکی از نقاط حساس بازار LNG تبدیل شد؛ مسیری که بخش قابل توجهی از صادرات گاز مایع خاورمیانه از جمله محمولههای قطر و امارات از آن عبور میکند.
قطر بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان، نمونهای از وابستگی بازار جهانی به امنیت مسیرهای انرژی است. این کشور که با توسعه میدان گازی شمال (North Field) در حال افزایش ظرفیت صادرات خود بود، در پی تشدید تنشهای منطقهای با چالشهایی در حوزه حملونقل، امنیت زیرساختها و استمرار صادرات مواجه شد. آسیب به برخی تأسیسات LNG قطر و اختلال در مسیرهای دریایی، نگرانیهایی را درباره ظرفیت عرضه جهانی این محصول ایجاد کرد و بار دیگر نشان داد که LNG تنها یک کالای اقتصادی نیست، بلکه بخشی از معادلات امنیت انرژی کشورهاست.
تجربه قطر نشان داد حتی بزرگترین بازیگران بازار LNG نیز در برابر ریسکهای ژئوپلیتیکی مصون نیستند. وابستگی صادرات این کشور به مسیر دریایی تنگه هرمز، اهمیت تنوعبخشی به منابع و مسیرهای تأمین انرژی را برای مصرفکنندگان جهانی افزایش داده است. آژانس بینالمللی انرژی نیز تأکید کرده است که اختلال در عبور LNG از این مسیر میتواند بخش قابل توجهی از عرضه جهانی گاز مایع را تحت تأثیر قرار دهد، زیرا برای صادرات LNG قطر و امارات مسیر جایگزین مستقیمی وجود ندارد.
در چنین شرایطی، توسعه ظرفیت LNG برای کشورهایی مانند ایران تنها یک پروژه صنعتی یا صادراتی محسوب نمیشود؛ بلکه میتواند ابزاری برای حضور در یکی از مهمترین بازارهای انرژی جهان باشد. کشوری که دارای ذخایر عظیم گاز طبیعی است، در صورت تکمیل زیرساختهای مایعسازی و دسترسی به بازارهای جهانی، میتواند بخشی از جایگاه خود را در معادلات جدید انرژی بازتعریف کند.
در چنین شرایطی، ایران با وجود در اختیار داشتن یکی از بزرگترین ذخایر گازی جهان، همچنان سهم محدودی از بازار جهانی LNG دارد، موضوعی که باعث شده توسعه ظرفیتهای مایعسازی گاز طبیعی به یکی از چالشهای مهم صنعت انرژی کشور تبدیل شود.
شرکت مایعسازی گاز طبیعی ایران که ۲۰ سال قبل با هدف ورود کشور به صنعت LNG شکل گرفت، اکنون در شرایطی وارد مرحله جدیدی شده که قرار است پس از سالها توقف و چالش، مسیر عملیاتی شدن این پروژه دوباره آغاز شود.
امین نوروزیمصیر، مدیرعامل شرکت مایعسازی گاز طبیعی ایران، با اشاره به جایگاه LNG در آینده انرژی جهان، تأکید کرد که تحولات صنعت انرژی نشان میدهد LNG و هلیوم به دو حوزه مهم در سیاستگذاریهای جدید انرژی تبدیل شدهاند؛ حوزههایی که در ایران طی سالهای گذشته کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
به گفته نوروزیمصیر، امروز تصمیمات کلان انرژی در بسیاری از کشورها تحت تأثیر بازار LNG قرار دارد و روند عرضه و تقاضا نشان میدهد این صنعت جایگاه ویژهای در آینده تجارت انرژی خواهد داشت. از نگاه او، LNG برای ایران همزمان میتواند یک تهدید و یک فرصت باشد؛ تهدید از این منظر که تأخیر در ورود به این بازار، فرصتهای اقتصادی را کاهش میدهد و فرصت از این جهت که منابع عظیم گازی کشور میتواند به یک مزیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی تبدیل شود.
چرا ایران از بازار LNG عقب ماند؟
با وجود برخورداری ایران از دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان، این کشور طی دو دهه گذشته نتوانست جایگاه قابل توجهی در بازار جهانی LNG به دست آورد؛ بازاری که در این مدت با سرعت زیادی توسعه یافت و کشورهایی مانند قطر، استرالیا و آمریکا سهم خود را از تجارت جهانی گاز مایع افزایش دادند.
به گفته امین نوروزیمصیر، مدیرعامل شرکت مایعسازی گاز طبیعی ایران، تأخیر در ورود ایران به این صنعت و اجرای پروژه هایی مثل ایران LNG تنها ناشی از مسائل فنی نبوده است. وی معتقد است بخش مهمی از موانع به حوزه تصمیمگیری، تأمین مالی و نبود نگاه راهبردی به جایگاه LNG در آینده انرژی بازمیگردد.
نوروزیمصیر با اشاره به اینکه پروژه از نظر فنی با چالش جدی مواجه نیست، تأکید کرده است که یکی از مشکلات اصلی در سالهای گذشته، عدم درک جایگاه LNG بهعنوان یکی از محورهای اصلی تحول در صنعت انرژی جهان بوده است. در شرایطی که بسیاری از کشورها LNG را بهعنوان ابزاری برای افزایش امنیت انرژی و حضور در بازارهای جدید توسعه دادند، ایران نتوانست متناسب با ظرفیتهای گازی خود وارد این رقابت شود.
پروژه ۱۰.۵ میلیون تنی که با ظرفیت نصف آغاز میشود
پروژه LNG ایران در طراحی اولیه با هدف تولید سالانه ۱۰.۵ میلیون تن تعریف شده بود، اما برنامه فعلی آغاز فعالیت با ظرفیت ۵.۲ میلیون تن است.
البته بخشی از این زیرساختها طی سالهای گذشته ایجاد شده و اکنون مسئله اصلی، تکمیل فرآیند اجرایی و بازگرداندن پروژه به مسیر عملیاتی است.
مدیرعامل شرکت مایعسازی گاز طبیعی ایران این طرح را یک مگاپروژه عنوان کرده و معتقد است اثرگذاری آن محدود به تولید یک محصول صنعتی نخواهد بود؛ چراکه LNG میتواند بر جایگاه ایران در زنجیره تجارت انرژی و امکان دسترسی به بازارهای صادراتی جدید اثرگذار باشد.
تأمین مالی؛ یکی از گرههای اصلی پروژه
تأمین منابع مالی یکی از مهمترین چالشهای پروژههای بزرگ انرژی در ایران بوده است. بر اساس اعلام نوروزیمصیر، برای تکمیل این پروژه حدود ۱.۵ میلیارد یورو منابع مالی مورد نیاز پیشبینی شده که در حال حاضر تامین شده است.
او همچنین اعلام کرده تاکنون حدود ۲.۲ میلیارد یورو در این پروژه هزینه شده و در کنار تأمین مالی، موضوع تأمین خوراک گاز نیز مورد پیگیری قرار گرفته است.
حفظ تجهیزات؛ جلوگیری از فرسایش سرمایهگذاری
توقف طولانی پروژههای انرژی به طور معمول با ریسک فرسودگی تجهیزات و کاهش ارزش سرمایهگذاریهای اولیه همراه است. به گفته مدیرعامل شرکت مایعسازی گاز طبیعی ایران، تجهیزات این پروژه که حدود ۱۵ سال در سایت قرار داشتند، طی این دوره حفظ و نگهداری شدهاند تا امکان استفاده از آنها در ادامه مسیر وجود داشته باشد.
با این حال، ورود ایران به بازار LNG تنها به راهاندازی یک پروژه وابسته نیست. استمرار تولید، دسترسی به فناوری، تأمین پایدار خوراک، مدیریت صادرات و توانایی رقابت در بازار جهانی از جمله عواملی هستند که تعیین میکنند ایران تا چه اندازه میتواند از ظرفیتهای گازی خود در تجارت جهانی انرژی استفاده کند.
در نهایت، پروژه LNG ایران پس از دو دهه تأخیر، در شرایطی وارد مرحله جدیدی میشود که بازار جهانی انرژی نسبت به گذشته تغییر کرده است. اکنون مسئله اصلی تنها تولید LNG نیست، بلکه توانایی حضور پایدار در بازاری است که طی سالهای گذشته بازیگران اصلی خود را پیدا کرده است.