در اپیزود پنجم «اکونومی پلیطیک»، به بررسی اثرات جنگ هرمز بر اقتصاد سیاسی جهان پرداختیم؛ از شوک انرژی و واکنش بازارهای مالی گرفته تا آینده جهانیسازی و رقابت قدرتهای بزرگ.
در ابتدای بحث، به این پرسش پرداختیم که چرا با وجود یکی از بزرگترین شوکهای عرضه نفت در تاریخ، چشمانداز اقتصاد جهانی تا این لحظه با سناریوهای آخرالزمانی فاصله دارد. صندوق بینالمللی پول همچنان رشد اقتصادی حدود ۳ درصدی را برای اقتصاد جهان پیشبینی میکند؛ هرچند اقتصاد کشورهایی که مستقیماً از جنگ و اختلال در عرضه انرژی آسیب دیدهاند، با کاهش رشد یا حتی انقباض اقتصادی مواجه میشوند.
در این میان، رفتار بازارهای مالی نیز نکته قابلتوجهی داشت. در چهار هفته نخست جنگ، عبور نکردن قیمت نفت از محدوده ۱۲۰ دلار، به کاهش بخشی از نگرانی سرمایهگذاران درباره تداوم اختلال در تنگه هرمز کمک کرد. با فروکش کردن بخشی از این نگرانیها، بازارهای مالی بار دیگر به سمت ریسکپذیری حرکت کردند. این واکنش نشان داد که اثر یک شوک ژئوپلیتیک بر بازارها، صرفاً به بزرگی شوک اولیه وابسته نیست؛ بلکه انتظارات درباره مدت و شدت تداوم آن نیز نقشی تعیینکننده دارد.
یکی دیگر از محورهای بحث، نقش هوش مصنوعی در اقتصاد جهانی بود. در شرایطی که افزایش قیمت انرژی میتوانست بر رشد اقتصادی و بازارهای مالی فشار وارد کند، رونق سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و انتظارات ناشی از آن، به یکی از نیروهای جبرانکننده این فشارها تبدیل شد. به این ترتیب، اقتصاد جهان همزمان با یک شوک منفی از سمت انرژی، از یک نیروی محرک جدید در حوزه فناوری برخوردار بود.
اما اهمیت جنگ هرمز فقط به پیامدهای کوتاهمدت آن محدود نمیشود. امیرحسین خالقی در این برنامه به موضوعی بنیادیتر پرداخت: اگر جنگ اوکراین و جنگ هرمز را در چارچوب رقابت قدرتهای بزرگ و بازتعریف روابط اقتصادی و ژئوپلیتیک ببینیم، آیا جهان در حال فاصله گرفتن از الگوی جهانیسازی و حرکت به سمت اقتصاد بلوکبندیشده است؟
آیا امنیت انرژی، زنجیرههای تأمین و کنترل گلوگاههای استراتژیک در حال تبدیل شدن به عوامل تعیینکنندهتری در تصمیمات اقتصادی دولتها هستند؟ و اگر چنین روندی ادامه پیدا کند، چه پیامدهایی برای تجارت جهانی، سرمایهگذاری، بازارهای مالی و نظم اقتصادی آینده خواهد داشت؟