به گزارش اکو ایران به نقل از ایسنا، در نشست «چشماندازهای خاورمیانه ۲۰۲۶» که ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶ در مؤسسه روابط بینالملل فرانسه برگزار شد، برتران بدی، نظریهپرداز حوزه روابط بینالملل، با انتقاد از آنچه «نمایشیشدن سیاست بینالملل» خواند، تأکید کرد که غرب آسیا امروز بیش از آنکه با سیاستگذاری مؤثر اداره شود، گرفتار کنشهای نمادین، ژستهای قدرت و نوعی حکمرانی از طریق آشوب است.
این نظریهپرداز در ابتدای سخنان خود گفت: در سالهای اخیر، بهویژه پس از جنگ غزه، استفاده از قدرت نظامی بهجای آنکه به هدف سیاسی مشخص منجر شود، به تخریب گسترده انسانی و نهادی انجامیده است. او با اشاره به وضعیت غزه تأکید کرد آنچه در این منطقه رخ داده، صرفاً یک درگیری نظامی نیست، بلکه نمونهای از جنگی «بدون هدف سیاسی» است که به فروپاشی ساختارهای اجتماعی و اقتصادی منجر شده و نمیتوان آن را روندی عادی در تاریخ دانست.
این استاد بازنشسته دانشگاه سیانس پو، افزود در حالی که توافقها و ابتکارهای سیاسی متعددی در سطح بینالمللی مطرح میشوند، بسیاری از آنها بیش از آنکه کارکرد واقعی داشته باشند، جنبهای نمایشی پیدا کردهاند.
به گفته او، دیپلماسی امروز در بسیاری از پروندهها به «دیپلماسی عدم تصمیم» و «زبان اشاره» تقلیل یافته؛ وضعیتی که در آن، بحرانها نه حل میشوند و نه پایان مییابند، بلکه صرفاً بهصورت نمادین مدیریت میشوند.
بدی سپس به پیامدهای این رویکرد پرداخت و گفت نتیجه چنین وضعیتی، تشدید «بحران مشروعیت دولتها» و افزایش «ناامنی انسانی» است؛ ناامنیای که به شکل کمبود غذا، بحران سلامت، فروپاشی اقتصادی و بیثباتی اجتماعی بروز میکند. از نظر او، غزه یکی از آشکارترین نمونههای این منطق ویرانگر است که نشان میدهد قدرت نظامی بدون هدف سیاسی روشن، نه امنیت میآورد و نه ثبات.
برتران بدی تأکید کرد که مساله ایران را باید در همین چارچوب وسیعتر فهمید. او گفت ایران نمونهای از کشوری است که آنچه در آن جریان دارد، بیش از هر چیز بیانگر «انرژی اجتماعی» است. به گفته بدی، این انرژی اجتماعی نه قابل مهندسی است و نه قابل ابزارسازی در خدمت راهبردهای خارجی.
وی صراحتاً هشدار داد تلاش برای استفاده از اعتراضات اجتماعی ایران بهعنوان اهرم فشار یا توجیه اقدام نظامی، خطایی جدی و پرهزینه است.
بدی با لحنی انتقادی گفت نمیتوان «از پشت میزها و از روی مبل، برای مردمی که در میدان زندگی میکنند تصمیم گرفت و آنها را به سمت مرگ فرستاد».
او تأکید کرد چنین رویکردی نه اخلاقی است و نه از نظر سیاسی و راهبردی قابل دفاع.
این استاد روابط بینالملل تأکید کرد تغییر پایدار در ایران نه از مسیر زور خارجی، بلکه صرفاً از مسیر سیاست و دیپلماسی ممکن است.
به گفته او، راهحل ایران مذاکره است. مذاکرهای که باید هم پرونده هستهای و هم مسائل ثبات منطقهای را در بر گیرد، اما در عین حال متغیر اجتماعی داخل ایران و شکاف میان دولت و جامعه را نیز به رسمیت بشناسد.
نظریهپرداز فرانسوی حوزه روابط بینالملل هشدار داد توافقهایی که بدون توجه به این بُعد اجتماعی بسته شوند، فاقد پایداری خواهند بود و تنها به بازتولید بحران میانجامند.