اکو ایران: یک کارشناس ارشد مسائل اسرائیل به خبرآنلاین گفت: «اگر ایران طرح صلح عربی را بپذیرد، در روند مذاکرات میان ایران و آمریکا تاثیر مثبتی خواهد داشت.»

به گزارش اکو ایران به نقل از خبر آنلاین، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، روز سه شنبه به آمریکا رفت و امروز با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درباره مذکرات ایران و آمریکا دیدار خواهد کرد. رسانه‌های اسرائیل گفته‌اند که او می‌خواهد دو پیام را به ترامپ منتقل کند. اول اینکه مذاکرات محدود به هسته‌ای نشود یعنی شامل موشک‌های بالستیک ایران، نیروهای نیابتی تهران در منطقه، برد موشک‌ها و همچنین به رسمیت شناختن اسرائیل و تغیر نظام هم شامل این مذاکرات شود. اما نکته دوم این است که اسرائیل نهایتا برای موشک های بالستیک ایران به تنهایی وارد جنگ با ایران خواهد شد. 

ناظران درباره سفر او به واشنگتن که پس از سفر ۳ ژانویه ۲۰۲۶ دومین سفر در ماه فوریه در سال جدید به حساب می آید و آخرین سفر او درباره مذاکرات ۳۰ دسامبر سال گذشته بود می گویند که اینبار نیز اقداماتی علیه ایران مطرح است و ممکن است حملات یا اتفاقاتی در ایران رخ دهد. ناظران همچنین می گویند نتانیاهو این توان و قدرت را دارد که ذهن ترامپ را نسبت به جنگ آینده با ایران مدیریت کند و به خواسته خود برسد. 

سیدهادی برهانی استاد مطالعات اسرائیل در دانشگاه تهران در خصوص خواسته اسرائیل از ترامپ می گوید: اگر ایران طرح صلح عربی را بپذیرد مسیر مذاکرات در جای درست قرار می گیرد. ایران می بایست در این مورد تغییر موضع دهد و با پذیرفتن طرح صلح عربی تشکیل کشور فلسطین را بپذیرد و اینگونه بهانه حمله اسرائیل به ایران گرفته شود. چرا که این طرح را همه جهان قبول دارندو پذیرفته اند به غیر از ایران و اسرائیل.

مشروح مصاحبه با سیدهادی برهانی، کارشناس ارشد مطالعات اسرائیل را در ادامه می‌خوانیم:

6222932

این سفر را باید جدی گرفت

*** سفر نخست وزیر اسرائیل به آمریکا قرار بود در اواخر فوریه انجام شود اما حالا در این فاصله که دو طرف ایرانی و آمریکایی آماده دور بعدی مذاکرات هستند او به آمریکا می رود. نفس سفر نتانیاهو به واشنگتن را چه طور تفسیر می کنید و فکر می‌کنید چرا این سفر با این میزان عجله انجام شد؟ 
فکر می کنم این سفر بسیار مهم است و مشخصا به مذاکرات جاری ایران و آمریکا ارتباط دارد. قرار بود این سفر در زمانی دیرتر انجام شود اما اسرائیل روز جمعه، هم زمان با مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط، تصمیم گرفت این سفر را جلو بیاندازد.

عجله در انجام سفر نشانه ای مشخص از نگرانی اسرائیل از پیشرفت مذاکرات است. اظهارات اخیر دونالد ترامپ که مذاکره و توافق بر مسئله هسته ای (بدون بحث و مذاکره در موضوعات دیگر) را ممکن دانسته بود، کاملا با مواضع اسرائیل در این باره تفاوت دارد.

اسرائیل اصرار دارد در این مذاکرات علاوه بر مسئله هسته ای، موشکهای بالستیک و همچنین حمایت ایران از سازمانهای مسلح در منطقه تعیین تکلیف شوند. همچنین در مورد مسئله هسته ای، اسرائیل خواهان برچیدن کامل برنامه هسته ای ایران و خروج مواد غنی شده از ایران است.

به نظر می رسد مهمترین هدف سفر نتانیاهو جلوگیری از پیشرفت مذاکرات ایران و آمریکا و تخریب چارچوب ایجاد شده برای توافق است. بنابراین این سفر را باید جدی گرفت. این سفر تلاشی مشخص و هدفمند برای نابودی مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا است.

متاسفانه دست اسرائیل پر است

*** آیا اسرائیل در این هدف خود، نابودی مذاکرات، شانسی برای موفقیت دارد؟ چقدر احتمال دارد نتانیاهو در این هدف موفق شود؟

متاسفانه دست اسرائیل پر است. اسرائیل بخش بزرگی از اسناد سری هسته ای را از ایران ربوده است. این رژیم همچنین اشراف اطلاعاتی نگران کننده ای بر فعالیتهای ایران دارد. اینها به اسرائیل اجازه می دهد برای اهداف و ادعاهای خود سند و مدرک بسازد. اضافه بر اینها موضع یکجانبه و منزوی ایران در قبال اسرائیل دست اسرائیل را برای کارشکنی و تخریب هرگونه تعامل با غرب باز کرده است.

تاریخ مذاکرات ایران و غرب نشان می دهد اسرائیل در کارشکنی تبحر دارد. اسرائیل تاکنون توانسته است از نزدیکی غرب و ایران جلوگیری نماید و همه ابتکارات مطروحه برای حل و فصل اختلافات طرفین را به شکست بکشاند.

مهمترین نمونه این اقدامات مبارزه با برجام و خارج کردن آمریکا از آن است. اسرائیل را باید مهمترین عامل شکست تلاشهای دو سه دهه اخیر ایران و غرب برای حل و فصل اختلافات و مشکلات فیمابین قلمداد کرد. علاوه بر آن شخص نتانیاهو سیاستمدار کارکشته و باسابقه ای است و واقعا از نظر فنی و توانایی بر بسیاری از همتاهای خود در غرب از جمله بر ترامپ برتری دارد. او توانائیهای جدی برای تاثیرگذاری بر سران کشورهای غربی و فریب دادن آنها دارد.

لابی اسرائیل در آمریکا نیز سرمایه بزرگی برای اسرائیل است. این ظرفیت نیز با تمام توان برای تخریب مذاکرات به کار خواهد افتاد. علاوه بر اینها متاسفانه دست اسرائیل پر است. اسرائیل بخش بزرگی از اسناد سری هسته ای را از ایران ربوده است.

این رژیم همچنین اشراف اطلاعاتی نگران کننده ای بر فعالیتهای ایران دارد. اینها به اسرائیل اجازه می دهد برای اهداف و ادعاهای خود سند و مدرک بسازد. اضافه بر اینها موضع یکجانبه و منزوی ایران در قبال اسرائیل دست اسرائیل را برای کارشکنی و تخریب هرگونه تعامل با غرب باز کرده است.

موضع ایران درقبال اسرائیل باعث شده است که آن‌ها به خود مجوز هر اقدامی را علیه ایران به خود بدهند

اسرائیل مدعی است موجودیت آن توسط ایران تهدید می شود. می گوید ایران خواهان نابودی اسرائیل است و آن را بارها علنا اعلام کرده است. علنا به سازمانهای مسلح سلاح می دهد تا اسرائیل را نابود کنند.

اسرائیل این نابودی را هولوکاست دیگری برای یهودیان جهان معرفی می کند. از نظر اسرائیل این موضع ایران به اسرائیل اجازه می دهد برای دفاع از خود و حفظ موجودیت خود و حفظ یهودیان جهان از خطر یک هولوکاست دیگر هر چه می تواند انجام دهد؛ تاسیسات اتمی و نظامی ایران را بمباران کند. فرماندهان نظامی و حتی دانشمندان هسته ای و فیزیک ایران را بکشد و منابع مالی ایران را نابود کند.

از نظر اسرائیل، دسترسی ایران به منابع مالی مساوی با ساخت موشک و بمب اتمی برای نابود کردن اسرائیل است. اسرائیل با همین استدلال از کشورهای غربی و آمریکا توقع دارد زمینه پیشرفت ایران در این برنامه «ضدیهودی» و «ضداسرائیلی» را فراهم نکنند. آنها با دسترسی خوبی که به لابی اسرائیل در غرب و رسانه های گروهی بین المللی دارند برداشتن فشار از ایران (در قالب هر توافقی) را خیانت به اسرائیل و یهودیان جهان و همکاری با یک هولوکاست دیگر تبلیغ می کنند.

کشورهای اروپایی (که عموما با هولوکاست همکاری کرده اند) در برابر این موضع و تبلیغات پرسرو صدای صهیونیسم آسیب پذیر و منفعل هستند و عموما از مخالفت با این مواضع اجتناب می کنند حتی اگر منافع آنها در گرو نزدیکی به ایران باشد. این امر خطری جدی برای هر توافقی میان ایران و کشورهای غربی ایجاد کرده است.

به نظر می رسد اظهارات رسمی در مورد نابودی اسرائیل متوقف شده است

*** ایران چه شانسی برای خنثی کردن این سیاست اسرائیلی و نجات مذاکرات هسته ای از خرابکاری رژیم صهیونیستی دارد؟

ایران از سالها قبل به امکان سوءاستفاده اسرائیل از مواضع یکجانبه اش در مورد مسئله فلسطین/اسرائیل پی برده و برای خنثی کردن این سیاست اسرائیلی راه حل صلح آمیزی برای حل مسئله فلسطین پیشنهاد کرده است که با نرمهای بین المللی مطابقت داشته باشد.

این راه حل برگزاری رفراندوم با حضور همه مردم فلسطین اعم از یهودی، مسلمان و مسیحی است. قرار بود این پیشنهاد ایران را از موضع اتهام دور نماید و نشان دهد ایران موافق طرحهای مسالمت آمیز برای حل و فصل مسئله فلسطین است. اما در کنار این موضع گیری، مواضع سابق ایران در مورد نابودی اسرائیل و حمایت از مبارزه مسلحانه با هدف نابودی این رژیم متوقف نشد.

البته الان و پس از حمله ۱۲ روزه اسرائیل به نظر می رسد اظهارات رسمی در مورد نابودی اسرائیل متوقف شده است. اما این کافی به نظر نمی رسد و نمی تواند ماشین تبلیغاتی اسرائیل علیه ایران وسیاست اسرائیلی آن را متوقف کند.

اسرائیل همچنان استدلال می کند نادیده گرفتن موشکهای دوربرد ایران که قادر است نابودی بزرگی در اسرائیل ایجاد کند خطری جدی برای امنیت یهودیان و موجودیت اسرائیل است. همچنین فعالیت مسلحانه سازمانهای مورد حمایت ایران مانند حماس و حزب الله برای اسرائیل خطرناک است. با این توجیه، اسرائیل اصرار دارد بدون حذف موشکهای دوربرد ایران و بدون پایان گرفتن حمایت ایران از مبارزه مسلحانه امنیت اسرائیل و موجودیت آن در خطر است و این موضع اسرائیل می تواند طرفهای غربی را تحت فشار قرار دهد.

ایران با حمایت از طرح صلح عربی جلوی «ننه من غریبم بازی» اسرائیل را می‌گیرد

*** ایران در این شرایط چه می تواند بکند؟ آیا برای خروج از این بن بست باید دست از سیاست فلسطینی خود بردارد و اسرائیل را به رسمیت بشناسد؟

در این شرایط تاکید مجدد بر پیشنهاد برگزاری رفراندوم یا حتی سکوت رسمی در مورد نابودی اسرائیل نمی تواند فضای فعلی را که محل سوء استفاده اسرائیل است تغییر دهد. این مهم در گرو یک اصلاح اساسی و تغییری چشمگیر است.

حمایت رسمی ایران از طرح صلح عربی احتمالا بهترین وموثرترین گزینه برای دستیابی به این مهم است. چنین اقدامی، که مورد استقبال کشورهای منطقه و جهان قرار خواهد گرفت این ظرفیت را دارد که فضا را تغییر دهد و فرصت اسرائیل برای خرابکاری در تعامل ایران وغرب را به حداقل برساند.

این تغییر حتما مورد استقبال کشورهای عربی، اسلامی و غربی قرار خواهد گرفت. آنها حاضرند تعامل مثبتی با این تغییر و تحول داشته باشند. مهمتر از این، دیگر اسرائیل نمی تواند به شیوه سابق به کشورهای غربی فشار بیاورد و با تکرار «داستان تلاش ایران برای نابودی اسرائیل» ننه من غریبم راه بیاندازد و افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهد.

*** آیا پذیرش طرح صلح عربی عقب نشینی از مواضع سابق ایران به حساب نمی آید؟ آیا این طرح همه حقوق فلسطینی ها را به آنها بازمی گرداند؟ آیا این طرح عادلانه است؟

طرح صلح عربی، که براساس پیشنهاد ملک عبدالله پادشاه فقید عربستان طراحی و تنظیم شده است، در خصوص تشکیل کشور فلسطینی در بخشی از سرزمین تاریخی فلسطین (کرانه باختری و نوار غزه) است. به موجب این طرح همه سرزمین فلسطین به فلسطینی ها برنمی گردد. همچنین براساس این طرح قرار است آوارگان فلسطینی به خانه های خود بازگردند یا با آنها تعامل عادلانه ای صورت گیرد. از این نظر ظاهرا این طرح عدالت را در فلسطین اجرا نمی کند و همه حقوق فلسطینی ها را به آنها باز نمی گرداند.

حمایت از تشکیل کشور فلسطینی راه نابودی اسرائیل است

*** پس به لحاظ اخلاقی چگونه می توان از چنین طرحی حمایت کرد؟

از نظر اخلاقی تمام فلسطین به فلسطینی ها تعلق دارد و صهیونیسم در یک وجب از خاک فلسطین حقی ندارد. صهیونیستها مهاجرانی از کشورهای دیگر مانند روسیه و لهستان و ... هستند که به زور به فلسطین آمده و خانه مردم فلسطین را غصب کرده اند.

علاوه بر این، صهیونیسم نیز در تاریخ صدساله خود نشان داده است بزرگترین خطر برای منطقه و جهان اسلام است. از چشم اندازی واقع بینانه، تا صهیونیسم در منطقه حضور و قدرت دارد منطقه روی آرامش نخواهد دید. بنابراین ریشه کن کردن صهیونیسم و اسرائیل یک هدف ایده آل برای فلسطین و برای همه منطقه است.

می توان حدس زد قاطبه دولتهای عربی و اسلامی آرزوی ریشه کن شدن اسرائیل و صهیونیسم را دارند.  اما سوال مهم این است که این مهم چگونه محقق می شود و راه آن چیست. آیا راه حل رفراندوم می تواند در عمل به اشغالگری اسرائیل در منطقه پایان دهد. آیا طرح علنی و رسمی نابودی اسرائیل می تواند نابودی این رژیم را میسر سازد. آیا مبارزه مسلحانه با اسرائیل در حالیکه اسرائیل از نظر تسلیحاتی و امنیتی دست برتر را دارد و در طول تاریخ تقریبا همه جنگها را برده است، راه درستی است؟

در این شرایط به نظر می رسد حمایت از تشکیل کشور فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه راه موثرتری برای مقاومت در برابر اسرائیل و همچنین نابودی آن در اختیار می گذارد.

برای اسرائیل فرار از طرح تشکیل کشور فلسطینی در کرانه باختری کار سخت و پرهزینه ای است

*** چگونه چنین چیزی میسر است؟ چگونه حمایت از تاسیس کشور فلسطین در ۲۰ درصد از سرزمین تاریخی فلسطین می تواند به اسرائیل فشار بیاورد و حتی آن را نابود کند؟

تشکیل کشور فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه مورد تایید جهان و سازمان ملل است و از این جهت وزن و اعتبار بالایی دارد. در مقابل تنها ایران از راه حل رفراندوم حمایت می کند و هیچ کشور دیگری چنین موضعی ندارد. برای اسرائیل فرار از طرح تشکیل کشور فلسطینی در کرانه باختری کار سخت و پرهزینه ای است.

ثانیا کرانه باختری از چنان اهمیتی برای اسرائیل برخوردار است که اسرائیل هیچگاه داوطلبانه آن را ترک نخواهد کرد و به یک کشور مستقل فلسطینی نخواهد سپرد. کرانه باختری منطقه ای مرتفع و مشرف به اراضی پست اسرائیل است. بدون کرانه باختری عرض اسرائیل به ۱۵ کیلومتر می رسد. این امر نقشه اسرائیل را بسیار شکننده و آسیب پذیر می کند. مقدس ترین و مهم ترین امکان یهودی مانند اورشلیم، هیکل سلیمان، دیوار ندبه و حرم حضرت ابراهیم در کرانه باختری قرار دارد.در این تغییر موضع هم ایران، هم فلسطین، هم کشورهای عربی و هم کشورهای غربی برنده می شوند و تنها بازنده این تحول اسرائیل است. با این تحول بهانه خرابکاری از دست اسرائیل گرفته می شود. به این ترتیب می توان امیدوار بود مذاکرات ایران و غرب برای حل و فصل اختلافات در مسیر روشنتری قرار گیرد و از خرابکاری اسرائیل در امان باشد. در واقع ظاهرا تغییر موضع ایران یک عقب نشینی است اما در عمل این عقب نشینی تاکتیکی فشار بر اسرائیل را افزایش داده، هزینه های مخالفت آن با تشکیل کشور فلسطینی را بالا برده و آن را در حوزه نابود کردن توافق ایران و کشورهای غربی خلع سلاح خواهد کرد.

به دلیل اهمیت و جایگاه مهم کرانه باختری در نقشه اسرائیل، دو احتمال جدی (و نه بیشتر) وجود دارد: اسرائیل هیچ گاه و یا تا جایی می تواند از این کرانه عقب نشینی نخواهد کرد. و در احتمال دوم اگر عقب نشینی کند در معرض ضعف و اضمحلال قرار خواهد گرفت. علاوه بر موقعیت ژئوپولیتیکی و مهم کرانه باختری، بازگشت آوارگان فلسطینی به خانه های خود ترکیب جمعیتی اسرائیل را به نفع اعراب به هم خواهد زد و این عملا ادامه حیات اسرائیل به عنوان یک کشور یهودی را غیرممکن می سازد.

ایران می تواند در قبال پذیرش طرح صلح عربی از طرف عربی امتیاز بگیرد

*** آیا عقب نشینی ایران از ایده نابودی اسرائیل و حمایت از طرح صلح عربی فضای منطقه را به نفع اسرائیل تغییر نخواهد داد؟

اسرائیل تلاش خواهد کرد از چنین تحولی به نفع خود استفاده کند و آن را عقب نشینی ایران از مواضع اسرائیلی خود قلمداد نماید. اما شکل تغییر موضع ایران بسیار مهم است. ایران می تواند این تغییر موضع را از طریق تعامل با کشورهای عربی و در هماهنگی با آنها انجام دهد. در فرآیند این تعامل طرفین ایرانی و عربی می توانند مواضع خود در زمینه فلسطین را تعدیل نموده و به هم نزدیک نمایند. یعنی از یک سو ایران به طرح صلح عربی نزدیک شود و از سوی دیگر کشورهای عربی به مواضع ایران در مسئله فلسطین نزدیک شوند. ایران می تواند در قبال پذیرش طرح صلح عربی از طرف عربی بخواهد مواضع خود در خصوص تشکیل کشور فلسطینی را مستحکم کنند.

مثلا بدون تشکیل یک کشور فلسطینی کامل و بازگشت همه آوارگان فلسطینی به خانه هایشان (و نه فقط کرانه باختری) کشورهای عربی از به رسمیت شناختن اسرائیل خودداری نمایند. به نظر می رسد پس از هفت اکتبر و تجاوزات و گردن کشی های اسرائیل در منطقه اکنون کشورهای عربی آمادگی دارند موضع خود را در برابر اسرائیل تقویت کنند و پذیرش طرح صلح عربی از سوی ایران می تواند توجیه خوبی برای تغییر موضع این کشورها باشد. ایران می تواند از طریق گفتگو، مشورت و دیپلماسی با کشورهای عربی به توافق مناسبی برسد. در این توافق، ایران موضع فعلی (که محل سوءاستفاده اسرائیل است) را ترک می کند و به جمع کشورهای عربی و اسلامی می پیوندد.

ایران و اسرائیل تنها کشورهایی در جهان هستند که این طرح صلح را قبول ندارند

شایان ذکر است همه کشورهای اسلامی در جهان (به جز ایران) از طرح صلح عربی حمایت می کنند. ایران و اسرائیل تنها کشورهایی در جهان هستند که این طرح صلح را قبول ندارند. در این تغییر و تحول نیازی نیست ایران اسرائیل را به رسمیت بشناسد و در واقع به دلیل اینکه اسرائیل هیچ وقت از کرانه باختری عقب نشینی نمی ند و به تشکیل یک کشور فلسطینی در این کرانه رضایت نمی دهد می شود مطمئن بود هیچ گاه شرط طرح صلح عربی برای به رسمیت شناختن اسرائیل (که تشکیل کشور فلسطین در کرانه باختری و قدس است) برآورده نخواهد شد.

اما در سایه این تحول زمینه حضور ایران در سیاستهای فلسطینی منطقه و جهان اسلام فراهم می گردد. وزن کشورهای اسلامی در برابر اسرائیل افزایش پیدا می کند و زمینه هم افزایی ایران و کشورهای اسلامی مهیا می شود. در شرایط فعلی نیروی ضداسرائیلی ایران و کشورهای عربی در مسیرهای جداگانه ای قرار دارند و عملا هم افزایی چندانی صورت نمی گیرد. براین اساس اعتقاد دارد این تغییر موضع هم به نفع ایران و هم به نفع فلسطین است. در این تغییر موضع هم ایران، هم فلسطین، هم کشورهای عربی و هم کشورهای غربی برنده می شوند و تنها بازنده این تحول اسرائیل است.

با این تحول بهانه خرابکاری از دست اسرائیل گرفته می شود. به این ترتیب می توان امیدوار بود مذاکرات ایران و غرب برای حل و فصل اختلافات در مسیر روشنتری قرار گیرد و از خرابکاری اسرائیل در امان باشد. در واقع ظاهرا تغییر موضع ایران یک عقب نشینی است اما در عمل این عقب نشینی تاکتیکی فشار بر اسرائیل را افزایش داده، هزینه های مخالفت آن با تشکیل کشور فلسطینی را بالا برده و آن را در حوزه نابود کردن توافق ایران و کشورهای غربی خلع سلاح خواهد کرد.