نظمهای اقتصادی غیرسرمایهداری چه جایگزینی برای مالکیت خصوصی، بازار و سودجویی پیشنهاد میدهند و چگونه از کارایی و حقبنیادی پیشنهاد خود دفاع میکنند؟
اینکه نظم برنامهریزی مرکزی به میانجی دولتمرد میتواند جایگزین بازار شود بر پیشفرض دانایی و خیرخواهی سیاستگذار ساخته شده که با واقعیت سازگاری ندارد!