اکوایران: دو خیابان ایرانشهر و سنایی در مرکز شهر تهران در یک سال اخیر پاتوق بسیاری از شهروندان شدند. برخی این فضاها را همانند ری اولدنبرگ، جامعهشناس مکان سوم میدانند. فضاهایی که براساس تعریف، محلی برای جاری شدن حیات غیررسمی در مقابل حیات رسمی هستند و فراتر از مکان زیست و کار به حساب میآیند و امکان پویایی، سرزندگی را میدهند و بستر تعاملات اجتماعی پایدار، حضورپذیری فعال شهروندان و شکلگیری حیات اجتماعی هستند. با این حال در چند ماه اخیر سیاستگذاران تلاش کردند تا کاربری این فضاها را تغییر دهند. ابتدا برخوردهایی با کافهداران صورت گرفت و برخی از آنها مدتی پلمب شدند، هفته گذشته به گواه برخی رسانهها با شهروندانی که تلاش میکردند تا شب هالوین را جشن بگیرند، برخود شد و حالا در تازهترین اتفاق هم اخر هفته تصاویری از نصب موکبهایی در این محدوده و ویدئوهایی از پرچم گردانی منتشر شد. دو جامعهشناس شهری در گفتوگو با اکوایران تلاش میکنند تا رویکرد تازه سیاستگذار در خیابان را تفسیر کنند.
تغییر سبک زندگی مدتهاست که رخ داده
بنیانهای زندگی در ایران تغییر کرده است و حالا تنوع و تکثر در میان جوانان بیشتر مشاهده میشود. این عصاره توضیحاتی است که حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس شهری و استاد دانشگاه به اکوایران میگوید. او تاکید دارد که اجرای برخی سیاستها در پایتخت در راستای گسترش همین فرهنگی بود که امروز در خیابانهای ایرانشهر و سنایی میبینیم: «در سالهای گذشته تلاش شده بود تصویری از شهر ارائه شود که با قرائت رسمی از ارزشها و افرادی که در فضاهای شهری حضور دارند همخوانی داشته باشد. اما اتفاقاتی که در سالهای اخیر رخ داده این تصویر را تا حد زیادی تغییر داده است. بنابراین ممکن است دوباره تلاش شود آن تصویر بازسازی شود. تصویری از جامعهای یکدست که در آن تنوعی وجود ندارد. با این حال مسئله این است که بنیادهای زندگی شهری در ایران تغییر کردهاند و حتی دستگاههای رسمی نیز به بخشی از این تغییرات دامن زدهاند. برای مثال احداث مگامالها را در نظر بگیرید. مدرنیسم در تهران پس از انقلاب نیز تداوم پیدا کرده و یکی از مشخصههای آن شکلگیری فضاهای مدرن خرید است. نمیشود بخشی از حکومت تغییراتی در راستای گسترش فرهنگ مصرف و حضور شهروندان در این فضاها ایجاد کند و بخش دیگری بخواهد جلوی آن را بگیرد. این دو رویکرد با یکدیگر تناقض دارند. من شکلگیری کافهها و افزایش حضور شهروندان در خیابانها را در تداوم همان مدرنیسم شهری و تجاری شدن فضا میبینم. اینها پیامد سیاستهایی است که دستگاههای ادارهکننده شهر در پیش گرفتهاند. از اواخر دهه ۸۰ تجاریسازی فضاهای شهری آغاز شد و آنچه امروز شاهد آن هستیم ادامه همان روند است.»
این استاد دانشگاه تاکید میکند: «در واقع تغییر سبک زندگی در بستر همین سیاستها شکل گرفته است اما اکنون به نظر میرسد بخشی از ساختار رسمی این تغییرات را نمیپذیرد. مسئله این است که زمینه این تحولات از سالها قبل فراهم شده و دیگر نمیتوان در برابر پیامدهای آن ایستاد. البته عوامل دیگری مانند جهانی شدن و گسترش ارتباطات نیز در این تحولات نقش دارند. کاهش اندازه خانوار و محدود شدن روابط مبتنی بر شبکه خویشاوندی و در مقابل اهمیت پیدا کردن روابط دوستانه و فردگرایی نیز از عوامل موثر هستند. مجموعه این عوامل در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و به افزایش تنوع در زندگی شهری دامن زدهاند.»
او در ادامه از دیدگاه حق بر شهر به موضوع نگاه میکند. حق بر شهر، مفهومی در حوزه شهری است که تلاش میکند بگوید فضای شهری باید در اختیار همه شهروندان باشد. جاجرمی ادامه میدهد: «از منظر حق به شهر و کیفیت زندگی نیز این تحولات لزوماً منفی نیستند. باید پذیرفت که در کلانشهری با حدود ۱۵ میلیون نفر جمعیت نمیتوان انتظار داشت همه شهروندان شبیه یکدیگر باشند. اساساً این خواسته نادرستی است که بخواهیم چنین جمعیت متنوعی را یکدست کنیم.»
این جامعهشناس معتقد است که پدیدههای اجتماعی منطق درونی خود را دارند. اگر این پدیدهها بهدرستی شناخته نشوند و بدون شناخت کافی در آنها دستکاری شود ممکن است از چارچوبی که اکنون در آن قرار دارند خارج شوند. این پدیدهها در وضعیت فعلی همچنان برخی ملاحظات را رعایت میکنند اما مداخله نادرست ممکن است باعث شود همین چارچوب نیز از میان برود.
تبعات دستکاری سیاستگذار در محیط شهری
نفیسه آزاد جامعهشناس شهری خوانش دیگری از این ماجرا دارد. او معتقد است که پایتخت این روزها محل زندگی گروههای مختلفی شده اما سیاستگذار واکنش دیگری به این موضوع نشان میدهد. او میگوید: «خیابان سنایی و خیابان ایرانشهر به محل پرسهزنی شهری برخی از گروههای اجتماعی تبدیل شدهاند. به نظر میرسد تهران در خیابانهای خود آغوشش را به روی گروههای مختلف اجتماعی گشوده است. در کنار جوانانی که در عرصه عمومی حضور دارند گروههای دیگری نیز هستند که پرچمگردانی میکنند و تصور میکنند وظیفه دارند از کشور دفاع کنند. من این وضعیت را به معنای زندگی گروههای مختلف در کنار یکدیگر در تهران میبینم. مسئله این است که تهران شهر همه این افراد است.»
آزاد ادامه میدهد: «اما سیاستگذار ما مدیریت تنوع اجتماعی را بلد نیست و اساساً بیشتر بر تولید تنش در فضای عمومی تمرکز دارد تا ایجاد همزیستی. این در حالی است که همزیستی میتواند دستاوردهای بیشتری برای سیاستگذار داشته باشد تا تولید تنش. به نظر میرسد سیاستگذار از تنوع اجتماعی و همزیستی گروههای متفاوت با یکدیگر هراس دارد. در حالی که شهر آغوش خود را به روی هر دو گروه گشوده و آنها در کنار یکدیگر زندگی میکنند.»
این جامعهشناس ادامه میدهد: «وقتی از خیابان سنایی خارج میشوید و به خیابان کریمخان و میدان هفتتیر میروید با حضور گروههای مختلف مواجه میشوید. همه این افراد متعلق به تهران و جامعه ایران هستند. واقعیت جامعه همین تنوع است. با این حال سیاست فرهنگی ما بر تولید تنش و تعارض متمرکز شده است و تلاش میکند گروههای اجتماعی را در مقابل یکدیگر قرار دهد. گویی اگر یک گروه در فضای عمومی حضور داشته باشد گروه دیگر نباید حضور پیدا کند. در چنین نگاهی حضور یکی به معنای نفی دیگری تلقی میشود. در واقع سیاستگذاری به شکلی پیش رفته که گویی مشاهده همزیستی گروههای متفاوت در فضای عمومی به مسئلهای نگرانکننده تبدیل شده است. در حالی که حضور هیچکدام از این گروهها به معنای نفی دیگری نیست.»