به گفته دبیرکل ناتو، هشت کشور در مجاورت قطب شمال قرار دارند که تنها یکی از آنها خارج از ناتو است و آن کشور روسیه است. او همچنین چین را «کشور نهم» توصیف کرد که اگرچه جغرافیای قطبی ندارد، اما حضور و فعالیت آن در منطقه قطب شمال رو به افزایش است. روته در جمعبندی این مواضع تصریح کرد: «در این چارچوب، ترامپ و دیگر رهبران در ارزیابی اهمیت گرینلند درست میگویند.»
همزمان، جزئیات اولیهای از توافق احتمالی میان دولت ترامپ و گرینلند منتشر شده که نشان میدهد این توافق صرفاً یک موضوع سیاسی یا نمادین نیست، بلکه بستهای چندلایه با ابعاد امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیک را در بر میگیرد. بر اساس اطلاعات منتشرشده، این توافق شامل واگذاری «بخشهای محدودی از اراضی» گرینلند به ایالات متحده خواهد بود و آمریکا در بهرهبرداری از حقوق معدنی این منطقه نقش مستقیم خواهد داشت.
نکته قابلتوجه دیگر، زمانبندی این توافق است که بهصورت «نامحدود» تعریف شده و نشان میدهد واشنگتن بهدنبال یک حضور بلندمدت در این منطقه راهبردی است. هدف اصلی این چارچوب، مهار نفوذ روسیه در گرینلند عنوان شده، اما در عمل میتواند دامنه نفوذ چین را نیز محدود کند؛ کشوری که در سالهای اخیر سرمایهگذاری و فعالیتهای زیرساختی خود در مناطق قطبی را افزایش داده است.
در بعد نظامی، گزارشها حاکی از آن است که سامانه دفاعی «گنبد طلایی» آمریکا (Golden Dome) نیز بخشی از این توافق خواهد بود؛ موضوعی که گرینلند را به یکی از نقاط کلیدی در معماری دفاعی آمریکا در نیمکره شمالی تبدیل میکند. همچنین این توافق مسیر را برای سرمایهگذاریهای زیرساختی با حمایت آمریکا در گرینلند هموار خواهد کرد.
در مجموع، به نظر میرسد ترامپ در تلاش است تا در قالب یک توافق واحد، سه هدف کلیدی را محقق کند: تثبیت موقعیت دفاعی آمریکا در قطب شمال، دسترسی به منابع معدنی استراتژیک، و مهار نفوذ ژئوپلیتیک روسیه و چین در یکی از حساسترین مناطق رقابت قدرتهای بزرگ. این رویکرد، گرینلند را از یک جزیره دورافتاده به یکی از کانونهای اصلی معادلات امنیتی و اقتصادی دهه پیشرو تبدیل میکند.