چرا گروه‌هایی که خود را مدافع عدالت اجتماعی و منافع اقشار کم‌درآمد می‌دانند، در کنار ذی‌نفعان سیاستی رانتی و مفسده آمیز قرار می‌گیرند؟

به گزارش اکوایران، در 625 اُمین شماره هفته‌نامه تجارت فردا، محمد طاهری، سردبیر، نوشت: 

اگرچه حذف ناگهانی ارز ترجیحی از نظر نحوه و زمان اجرا محل اختلاف است، اما از نظر اصولی مورد توافق اکثر اقتصاددانان قرار دارد. با این حال، اقدام اخیر دولت که از روی اجبار هم بود، نه‌تنها با واکنش منفی گروه‌های ذی‌نفع مواجه شد، بلکه اعتراض بخشی از جریان‌های چپ و چپ اسلامی را نیز برانگیخت. چهره‌های شاخص این جریان‌ها در روزهای گذشته با اظهارنظرهای تند رسانه‌ای و برگزاری‌ نشست‌های مختلف، تصمیم غیرارادی و اجباری دولت را زیر سؤال بردند و این اقدام را محرک اصلی اعتراض‌های اجتماعی معرفی کردند.

 این همراهی و هم‌گرایی در نگاه نخست شاید طبیعی به نظر برسد، اما پرسشی جدی مطرح می‌کند؛ این‌که چرا گروه‌هایی که خود را مدافع عدالت اجتماعی و منافع اقشار کم‌درآمد می‌دانند، در کنار ذی‌نفعان سیاستی رانتی و مفسده آمیز قرار می‌گیرند؟

تجارت فردا 625

شماره 625 هفته نامه تجارت فردا

در چارچوب اقتصادسیاسی، دفاع گروه‌های خلافکار و منتفع‌شده از نرخ پایین ارز، از سیاست ارز ترجیحی، امری طبیعی است. چون سود اصلی این سیاست نصیب آنها می‌شود. اما نکته عجیب این است که روشنفکرانی که خود نیز همانند عموم مردم از پیامدهای این سیاست‌ها متضرر می‌شوند، به دفاع از تداوم بدکار کردن اقتصاد برخاسته‌اند. 

به نظر می‌رسد در سال‌های گذشته، گروه‌های چپ‌گرا که خود را دیده‌بان عدالت اجتماعی می‌دانند، خواسته یا ناخواسته در معرض نفوذ و بهره‌برداری گروه‌های ذی‌نفع قرار گرفته‌اند. نفوذی که الزاماً از مسیر فساد مستقیم نمی‌گذرد، بلکه اغلب از راه بهره‌کشی از حساسیت‌های عدالت‌خواهانه و آرمان‌گرایانه صورت می‌گیرد. کانال‌های این سوءاستفاده کم‌وبیش شناخته‌شده‌اند. تحریک احساسات عدالت‌خواهانه، پناه گرفتن پشت شعار حمایت از تولید داخلی و ضدیت با کالاهای خارجی، ترویج بدبینی نسبت به علم اقتصاد، هیولاسازی از اقتصاددانان و معرفی آنها به‌عنوان مدافعان نابرابری، مخالفت با اصلاحات اقتصادی و دفاع ایدئولوژیک از خودکفایی، مسیرهایی هستند که گروه‌های ذی‌نفع از آنها به سود خود بهره‌بردای می‌کنند. این مسیرها در عمل به تثبیت وضع بد اقتصاد و تداوم رانت‌جویی توسط گروه‌های منتفع از این وضعیت منجر می‌شود.

به عقیده اقتصاددانان، اندیشه‌های چپ، از حیث تاکید بر عدالت اجتماعی، برابری انسان‌ها و دفاع از کرامت فرودستان، قابل‌احترام‌اند. مسئله اما در راه‌حل‌هایی است که برای تحقق این آرمان‌ها پیشنهاد می‌شود. تجربه تاریخی نشان می‌دهد این راه‌حل‌ها، در بسیاری موارد، اقتصاد را ناکارآمد، غیرشفاف و مستعد فساد می‌کنند. در چنین فضایی، قاچاقچیان، پولشویان و گروه‌های مافیایی بیشترین نفع را می‌برند و مردم به بازندگان اصلی‌ این وضعیت تبدیل می‌شوند.

اقتصاددانان واکنش منفی روشنفکران را ناشی از درک نادرست آنها از علم اقتصاد، تعصب ایدئولوژیک و احتمالاً منافع همراهی با گروه‌های ذی‌نفع ارزیابی می‌کنند. به عقیده آنها، وضعیت امروز اقتصاد ایران، بیش از آنکه حاصل بی‌توجهی به توصیه‌های علم اقتصاد باشد، نتیجه سال‌ها عمل به نسخه‌هایی است که روشنفکران و سیاست‌گذاران متاثر از اندیشه‌های چپ تجویز کرده‌اند. سیاست‌هایی که در عمل، نه به سود مردم، بلکه به نفع گروه‌های ذی‌نفع، رانت‌جویان و شبکه‌های زیرزمینی تمام شده است.

مرور تاریخ معاصر ایران نیز این الگو را تایید می‌کند. از دهه ۱۳۳۰ به بعد، روشنفکرانی چون احمد فردید، جلال آل‌احمد و خلیل ملکی، و سپس روشنفکران مذهبی متاثر از اندیشه‌های افرادی چون لنین، والرشتاین و گوندر فرانک، ضدیت با غرب و اقتصاد جهانی را در فضای فکری ایران نهادینه کردند. میراثی که امروز در قالب انزوای بین‌المللی و تحریم‌ها خود را نشان می‌دهد. حتی در دوره‌هایی که اقتصاد ایران در مسیر رونق حرکت می‌کرد، بخش‌هایی از جریان روشنفکری با القای تصویر فقر فراگیر، روایت‌هایی ساختند که با واقعیت‌های اقتصادی همخوانی نداشت. اکنون نیز همان الگو تکرار می‌شود. روشنفکران چپ‌گرا، هم‌صدا با گروه‌های ذی‌نفع، در برابر اصلاحات اقتصادی می‌ایستند و اجازه نمی‌دهند اقتصادی که سال‌ها از سیاست‌های غلط آسیب دیده، به مسیر عقلانی و پایدار بازگردد. این همپوشانی، بیش از هر چیز، به سود منتفعان وضع بد تمام می‌شود. نه به سود مردمی که قرار بود موضوع اصلی دغدغه عدالت‌خواهانه باشند.

طاهری

محمد طاهری، سردبیر هفته‌نامه تجارت فردا