اکوایران: علاقه‌مندی پکن به نقش میانجی منطقه‌ای در خاورمیانه که به جای آمریکا ایجاد شده بود، به دلیل تمایل کم آن به قبول مسئولیت سیاسی یا امنیتی پایدار، از رونق افتاده است.

به گزارش اکوایران، با توجه به تحولات اخیر و سیاست های چین در این منطقه، به نظر می‌رسد پکن جایگاهی را که تلاش کرد در نبود آمریکا به دست بیاورد از دست داده است. بلومبرگ در یک گزارش تحلیل به بررسی جایگاه چین و آینده حضور آن در منطقه خاورمیانه می‌پردازد.

لحظه خاورمیانه‌ای چین 

سه سال پیش، تحلیلگران در واشنگتن نگران بودند که چین در حال ظهور به عنوان یک میانجی قدرت در خاورمیانه است، منطقه‌ای که دهه‌ها تحت سلطه آمریکا بود. این بازتنظیم روابط در مارس ۲۰۲۳ اعلام شد، زمانی که ایران و عربستان سعودی توافق کردند روابط دیپلماتیک خود را پس از سال‌ها قطع ارتباط از سر بگیرند آن هم پس از مذاکرات مخفی‌ای بود که نه در آمریکا و نه حتی در خاورمیانه، بلکه دور یک میز مثلثی در پکن برگزار شد. به نظر می‌رسید این یک لحظه تاریخی باشد که سال‌ها نفوذ خزنده چین در منطقه را به اوج رسانده است. با این حال، در ماه‌های اخیر، چین در تمام مسائل سیاسی مهم خاورمیانه عقب‌نشینی کرده و بار دیگر به یک بازیگر حاشیه‌ای در منطقه تبدیل شده است. ناآرامی‌های خشونت‌آمیز اخیر در ایران که مهم‌ترین شریک استراتژیک چین در خاورمیانه است، ضربه دیگری به پکن وارد کرده است.

چین به ویژه پس از حملات حماس در اکتبر ۲۰۲۳ که جنگ اسرائیل در غزه و کمپین گسترده‌تر آن در منطقه، از جمله علیه محور مقاومت، را به دنبال داشت، غایب بوده است. این رویدادها خاورمیانه را شکل جدیدی داده و توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر داده‌اند، در حالی که تبعات انسانی آن باعث اعتراضات جهانی و سال‌ها دیپلماسی فشرده برای محدود کردن تنش‌ها و تضمین توقف‌ها و آزادی‌ها شده است. در هر مرحله، آمریکا نقش محوری داشته است، گاهی به عنوان میانجی و گاهی به عنوان طرف درگیر. در مقابل، با وجود روابط تجاری عمیق چین در خلیج فارس، این کشور اخیراً تمایل کمی برای صرف منابع یا سرمایه سیاسی داشته است، زمانی که بحران‌ها نیازمند دخالت مستمر هستند. برخی ناظران می‌گویند این نشان‌دهنده تفکر بلندمدت چین است و سه سال گذشته را یک وقفه در روندی پایدار به سوی نقش سیاسی بزرگ‌تر در خاورمیانه می‌دانند. اما برخی دیگر از تحلیلگران می‌پرسند آیا پکن دانش دیپلماتیک و سیاسی کافی برای تقویت بیشتر موقعیت خود دارد یا خیر، به‌ویژه زمانی که آمریکا نقش محوری خود در روابط منطقه‌ای را دوباره تأیید می‌کند.

تشنگی برای نفت

علاقه چین به خاورمیانه با تمرکز خاصی آغاز شد: انرژی. در سال ۱۹۹۳، چین به واردکننده خالص نفت تبدیل شد و خلیج فارس برای رشد اقتصادی آن ضروری بود. در دهه‌های بعد، پکن با خرید حجم وسیعی از نفت و سکوت درباره سیاست‌های داخلی و مسائل حقوق بشری در مناطق تولیدکننده نفت، حسن نیت خود را در خلیج فارس جلب کرد. در همین حال، چین تبدیل به یک صادرکننده بزرگ به خاورمیانه نیز شد، ابتدا با الکترونیک و کالاهای مصرفی و اخیراً به عنوان یک بازیگر مهم در حوزه انرژی خورشیدی، مخابرات و خودروهای برقی. بنابراین، زمانی که شی جین‌پینگ در سال ۲۰۱۳ طرح کمربند و جاده را راه‌اندازی کرد، منطقه خاورمیانه به طور طبیعی در دیدگاه او جای گرفت. مصر توسعه‌دهندگان چینی را برای پایتخت جدید خود جذب کرد. شرکت هواوی چین در شبکه‌های مخابراتی خلیج فارس حضور یافت. و تجارت دوطرفه بین چین و اعضای لیگ عرب از ۳۷ میلیارد دلار در ۲۰۰۴ به نزدیک ۴۰۰ میلیارد دلار در ۲۰۲۳ افزایش یافت.

چین عربستان

این رابطه به مسائل امنیتی نیز گسترش یافت، هرچند حضور چین همچنان در مقایسه با ده‌ها هزار نیروی آمریکایی مستقر در منطقه ناچیز بود. با افزایش محموله‌های نفتی، نفتکش‌های چینی مسیرهای دریایی از طریق اقیانوس هند و دریای سرخ را پر کردند. نیروی دریایی چین از سال ۲۰۰۸ در گشت‌های ضد دزدی دریایی در سواحل سومالی مشارکت داشت. در سال ۲۰۱۷، پکن اولین پایگاه نظامی خارج از کشور خود را در جیبوتی افتتاح کرد، در ورودی جنوبی دریای سرخ و نزدیک یمن. چین همچنین به تأمین‌کننده تسلیحات برای قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شد. زمانی که واشینگتن در انتقال موشک و پهپاد تردید داشت، چین وارد عمل شد و موشک‌های بالستیک به عربستان سعودی فروخت و پهپادهای مسلح را به این کشور، امارات و دیگران صادر کرد.

چین روابط اقتصادی خود را با روابط سیاسی تقویت کرد، از جمله امضای توافق همکاری ۲۵ ساله با ایران در ۲۰۲۱ برای همکاری اقتصادی، نظامی و امنیتی، و همچنین جلب توجه عربستان و امارات. سفر شی جین‌پینگ به ریاض در ۲۰۲۲، همراه با اسکورت هواپیمای جنگنده، اهمیت این لحظه را نشان داد، زیرا کشورهای خلیج فارس به گروه‌بندی‌های تحت رهبری چین مانند سازمان همکاری شانگهای نزدیک‌تر شدند، یک نهاد بین‌المللی برای همکاری سیاسی و امنیتی در سراسر اوراسیا. تا سال ۲۰۲۳، عربستان، امارات، ایران و مصر برای پیوستن به نسخه توسعه‌یافته گروه برکس (BRICS) دعوت شدند، گروهی از اقتصادهای نوظهور بزرگ که شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی است.

قابلیت اعتماد آمریکا

فضای سیاسی در واشینگتن این روند را تشدید کرد. یک دهه گفتگو درباره «چرخش آمریکا به آسیا» که از ۲۰۱۱ آغاز شد و خروج بی‌نظم آمریکا از افغانستان در ۲۰۲۱، تردیدها درباره قابلیت اعتماد آمریکا را افزایش داد. در امارات، این نگرانی‌ها پس از حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها به ابوظبی در ژانویه ۲۰۲۲ شدت یافت. شیخ محمد بن زاید که در آن زمان عملاً حاکم کشور بود از عملکرد کند و گیج‌کننده آمریکا خشمگین شد و با کاخ سفید تماس گرفت تا به «برت مک‌گورک»، هماهنگ‌کننده کاخ سفید برای خاورمیانه و شمال آفریقا وصل شود، طبق گفته افرادی که با این موضوع آشنا بودند. او اعتراض کرد که جو بایدن رئیس‌جمهور آمریکا، تماس نگرفته است، با وجود اینکه امارات مستقیماً هدف حمله نظامی قرار گرفته بود، و این باعث شد مقام‌های اماراتی درباره قابلیت اعتماد واشینگتن تردید کنند.

چین امارات بن زاید

در همین حال، چین به تدریج به نقش استراتژیک نزدیک شد. اوایل ۲۰۲۱، مقامات اطلاعاتی آمریکا به مقامات ارشد امنیت ملی هشدار دادند که چین در حال ساخت یک تأسیسات نظامی مشکوک در بندر خلیفه نزدیک ابوظبی است. واشینگتن از امارات خواست تا این پروژه را متوقف کند و بعداً نتیجه گرفت که کار متوقف شده است، حتی اگر مقامات امارات به طور خصوصی هرگز وجود یک پایگاه نظامی چینی را تکذیب کرده باشند. سپس جاسوسان آمریکایی تمرکز خود را در منطقه از ضدتروریسم به رقابت قدرت‌های بزرگ تغییر دادند، که بازتاب نگرانی‌های آن‌ها از اقدامات پکن بود. توافق پکن میان عربستان سعودی و ایران در مارس ۲۰۲۳ به نظر می‌رسید نقطه اوج طبیعی روندی باشد که سال‌ها در حال شکل‌گیری بود. عمان و عراق کارهای مقدماتی لازم برای امکان این توافق را انجام داده بودند، اما بازیگران کلیدی تصمیم گرفتند حضور چین به نهایی شدن توافق کمک می‌کند. در خلیج فارس و غرب، این توافق به عنوان نشانه‌ای از آن دیده شد که سال‌ها سرمایه‌گذاری در خطوط لوله، بنادر، تسلیحات و دیپلماسی، در نهایت به چین نفوذ واقعی داده است.

عقبگرد برای پکن

حملات ۷ اکتبر منطقه را عمیق‌تر از هر رویداد دیگر در نیم قرن گذشته تکان داد و درگیری‌های پس از آن محدودیت‌های نفوذ پکن را آشکار ساخت. مذاکرات آتش‌بس مهم توسط آمریکا، مصر و قطر هدایت شد. چین تقریباً در اتاق‌هایی که تصمیمات کلیدی گرفته می‌شد، غایب بود. تلاش آن برای اعلام حضور، تنها نقش حاشیه‌ای‌اش را برجسته کرد: در ژوئیه ۲۰۲۴، چین میزبان ۱۴ گروه فلسطینی شد و «بیانیه پکن درباره پایان دادن به تفرقه و تقویت وحدت ملی فلسطین» را اعلام کرد، اما مقامات آمریکایی، اسرائیلی و عرب به سرعت آن را نمادین دانستند. در مقابل، دولت بایدن از ابتدا در بحران غزه عمیقاً دخیل بود و بین پایتخت‌های منطقه در رفت و آمد بود تا از تشدید تنش‌ها جلوگیری کرده و توقف‌ها و آزادی گروگان‌ها را مذاکره کند.

چین فلسطین

چین همچنین نقش محدودی در مقابله با حملات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری در دریای سرخ داشت. در حالی که واشینگتن یک ائتلاف دریایی تشکیل داد و حملاتی به اهداف در یمن انجام داد، پکن تنها بر امنیت کشتی‌های مرتبط با چین تمرکز کرد. چالش‌های اقتصادی چین در سال‌های اخیر، از جمله بازار مسکن ضعیف که باعث کاهش درآمدهای دولت‌های محلی شده است، باعث شده پکن نسبت به یک دهه قبل نقدینگی کمتری داشته باشد. تعهدات نظامی به خاورمیانه نیز ممکن است اکنون جذابیت کمتری نسبت به گذشته داشته باشد.  برنامه پکن برای مشارکت در توسعه هوش مصنوعی در خاورمیانه نیز دچار عقب‌نشینی شده است. مقامات امارات زمانی به شرکای چینی برای تحقق اهداف هوش مصنوعی خود چشم داشتند. شرکت اصلی هوش مصنوعی ابوظبی، G42، به شدت به سخت‌افزار چینی و همکاری با شرکت‌هایی مانند هواوی وابسته بود. اما تحت فشار شدید آمریکا، G42  بسیاری از این روابط را قطع کرد و در آوریل ۲۰۲۴ از سرمایه‌گذاری ۱.۵ میلیارد دلاری مایکروسافت خبر داد، و رشد آینده خود را با فناوری آمریکا هماهنگ کرد.

در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، آمریکا نقش خود در منطقه را تقویت کرد. در اکتبر، او مرحله اول آتش‌بس بین اسرائیل و حماس را اعلام کرد تا جنگ غزه پایان یابد و آزادی گروگان‌ها تضمین شود. مقامات خلیج فارس سبک ترامپ را در نهایی کردن توافق و تغییر لحن مذاکرات مؤثر می‌دانند. ترامپ گفتگوهای حقوق بشری را کنار گذاشت و تمرکز خود را بر توافق‌ها گذاشت، پایان‌بخش آنچه یک مقام اماراتی «سال‌ها سخنرانی آمریکا» خوانده بود. جدیدترین اقدام او، پیشنهاد تشکیل «هیئت صلح» برای مدیریت آینده غزه است تا آمریکا نقش مرکزی در این منطقه داشته باشد.

حملات آمریکا

آزمون مهم‌تر در ژوئن رخ داد، زمانی که اسرائیل و آمریکا ایران را با موشک‌های متعدد هدف قرار دادند. چین  مهم‌ترین شریک استراتژیک تهران با صدور بیانیه‌هایی خواستار احترام به حاکمیت ایران شد، اما در سایر موارد تنها نظاره‌گر بود. در حالی که تهران با چالش جدی‌ترین دوره خود در چند دهه اخیر مواجه شد از نظر اقتصادی، پکن هنوز عامل مهمی است. تنها تجارت خلیج فارس و چین در ۲۰۲۴ به ۲۵۷ میلیارد دلار رسید که از مجموع تجارت خلیج با آمریکا، بریتانیا و منطقه یورو فراتر رفت، طبق گزارش اندیشکده بریتانیایی «آسیا هاوس». بخش عمده این رشد به پروژه‌های بزرگ زیرساختی مرتبط است که به پیمانکاران، تجهیزات و تأمین مالی چینی وابسته‌اند.

آمریکا عراق آمریکا خاورمیانه

شرکت‌های چینی همچنین در بخش‌های انرژی تجدیدپذیر، زیرساخت شبکه و حمل‌ونقل در حال گسترش هستند. خودروهای برقی چینی اکنون در خانه‌های امارات رایج شده‌اند و بانک‌های چینی نیز وام‌دهی در منطقه را افزایش داده‌اند. و با وجود عقب‌نشینی‌های کوتاه‌مدت دیپلماتیک و سیاسی، نفوذ پکن احتمالاً همچنان با گسترش روابط شرکت‌های چینی در خاورمیانه افزایش می‌یابد. شی گانگ‌ژنگ، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه تسینگ‌هوا در پکن گفت: از نظر اقتصادی، خلیج فارس به عنوان یک «معدن طلای» برای چین دیده می‌شود، فرصت‌های سودآور ارائه می‌دهد و به عنوان مرکزی برای گسترش شرکت‌های چینی به بازارهای اسلامی و آفریقایی عمل می‌کند.  برخی رهبران خاورمیانه نیز به چین به عنوان یک گزینه جایگزین در برابر یک دولت آمریکا فزاینده ناپایدار نگاه می‌کنند.

با این حال، در حال حاضر نگرانی‌ها درباره ظهور چین به عنوان یک میانجی قدرت بزرگ منطقه‌ای کاهش یافته است. در واشینگتن و بسیاری نقاط خاورمیانه، این تصور وجود دارد که چین تجربه کافی و، مهم‌تر از آن، اراده لازم برای ایفای نقش تضمین‌کننده امنیت در منطقه‌ای ناپایدار را ندارد. در عوض، پکن بیشتر بر مسائل دیپلماتیک نزدیک به خانه، از جمله تایوان و دریای جنوبی چین تمرکز دارد. در این زمینه حداقل، تمرکز مجدد آمریکا بر خاورمیانه و همچنین آمریکای لاتین و حتی گرینلند به نفع چین نیز هست. هنگامی که واشینگتن به دنبال بازسازی تسلط خود در سایر مناطق است، توجه خود را از آسیا و اقیانوس آرام برمی‌گرداند.