صباح زنگنه، تحلیل‌گر سیاست خارجی و دیپلمات پیشین معتقد است که حضور ناوگان آمریکا در منطقه نه‌ تنها بازدارنده نیست، بلکه می‌تواند به افزایش آسیب‌پذیری نیروهای آمریکایی و گسترش بحران در کل منطقه منجر شود؛ بحرانی که به گفته او نه ایران، نه همسایگانش و نه حتی خود آمریکا از تبعات آن مصون نخواهند ماند.

 به گزارش اکوایران به نقل از اقتصادنیوز، همزمان با استقرار ناو آبراهیم لینکلن در منطقه و تداوم فضای تهدیدآمیز میان تهران و واشنگتن، تلاش‌‌های دیپلماتیک و میانجی‌گری کشورهای منطقه برای مهار تنش‌‌ها شدت گرفته است. این در حالی است که روز گذشته ایران نیز اعلام کرده است که به زودی در تنگه هرمز رزمایشی برگزار می‌کند.  

 در همین رابطه، صباح زنگنه تحلیگر مسائل سیاست خارجی و دیپلمات پیشین کشورمان در گفتگو با اقتصادنیوز بر این باور است که «صرفِ آوردن ناوگان، سیاست‌های آمریکا نتیجه مثبتی برایش نخواهد داشت، چرا که سوابق این کار را منطقه و جهان پیش از این دیده است. حضور این ناوگان‌ها در دوره‌های مختلف در کنار کوبا، یمن، ژاپن و مصر، عملاً منجر به خسارت دیدن این ناوها شده و به اعتبار آمریکا صدمه‌ زده است.»

مشروح گفتگوی اقتصادنیوز را با صباح زنگنه در ادامه می‌خوانید. 

 *آقای زنگنه! با توجه به استقرار ناوگان دریایی ایالات متحده در منطقه و تداوم تهدیدها و همچنین تأکید ایران بر عدم امکان مذاکره خارج از چارچوب شروط قبلی، ارزیابی شما از فضای سیاسی و نظامی فعلی چیست؟

با حضور ناو یا ناوگان دریایی آمریکا در منطقه، ممکن است این ناوگان اقدامات نظامی و حمله را آغاز کند که در این صورت با توجه به نزدیک بودن به سرزمین و فضای ایران، پاسخ‌های شدیدتری دریافت خواهد کرد و عملاً خود را در معرض تهدید جدی‌تری قرار داده و آسیب‌پذیرتر می‌شود. بنابراین، صرفِ آوردن ناوگان، سیاست‌های آمریکا نتیجه مثبتی برایش نخواهد داشت، چرا که سوابق این کار را منطقه و جهان پیش از این دیده است.

دقیقاً زمانی که ایران حاضر به مذاکره می‌شود، عملیات نظامی اجرا می‌گردد

حضور این ناوگان‌ها در دوره‌های مختلف در کنار کوبا، یمن، ژاپن و مصر، عملاً منجر به خسارت دیدن این ناوها شده و و به اعتبار آمریکا صدمه‌ زده است. استفاده از روش اعمال زور و تهدید، عملاً نتیجه‌ای نگرفته و نخواهد گرفت. حتی در حملاتی که آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران انجام داده است، شاهد آسیب دیدن پایگاه اصلی آمریکا یعنی سنتکام در منطقه بودیم.

بنابراین این یک تجربه شکست‌خورده است و به نظر می‌رسد منطقه تحمل درگیری و جنگ دیگری ندارد. در صورت وقوع درگیری، ایران ممکن است ایستادگی کند، اما کل منطقه آسیب خواهد دید و نیروهای آمریکایی نیز قطعاً متضرر می‌شوند. عقلانیت باید از سوی آمریکا آغاز شود و به جای تهدید، به روش‌های صحیح‌تر برای حل مشکل سوق داده شود.

راه‌حل نیز روشن است؛ ایران ۴۰ سال تحت تحریم و محاصره بوده و همچنان پابرجا مانده است، بنابراین مشکل تحریم‌ها باید حل شود. همواره در رسانه‌ها گفته می‌شود ایران حاضر به مذاکره نیست، اما نکته اینجاست که دقیقاً زمانی که ایران حاضر به مذاکره می‌شود، عملیات نظامی اجرا می‌گردد.

این، روشی شکست‌خورده است. اگر مسئله اصلی، تحریم‌هاست و نه لزوماً موضوع هسته‌ای. اگر مسئله تحریم‌ها از سوی آمریکا با روشی منطقی روی میز مذاکره گذاشته شود، شاهد پاسخ‌های مثبت و روشن‌تری خواهیم بود. بنابراین، این مطالبه ایران است که باید مورد بحث قرار گیرد، نه صرفاً مطالبات آمریکا.

معلوم نیست سخن اردوغان چقدر به گوش ترامپ خوش می‌آید

*با توجه به سفر اخیر وزیر امور خارجه ایران به ترکیه و تماس‌های اردوغان با پزشکیان، فکر می‌کنید میانجی‌گری ترکیه تا چه حد در کاهش سطح تنش‌های نظامی مؤثر باشد؟

همه کشورهای منطقه از هرگونه عملیات نظامی آسیب خواهند دید و ترکیه نیز به عنوان همسایه ایران از این قاعده مستثنی نیست؛ بنابراین ترکیه برای دفع آسیب‌های احتمالی تلاش می‌کند. اما اینکه سخن آقای اردوغان چقدر به گوش آقای ترامپ خوش بیاید، به روحیه نوسانی ترامپ بستگی دارد.

با این حال، کشورهای دیگری نظیر عربستان، روسیه، امارات، عمان، قطر و عراق نیز همگی به کاهش تنش دعوت کرده‌اند. همه همسایگان ایران با هر نوع عملیات نظامی از سوی آمریکا با هر نسبتی از دلیل و درجه، مخالف هستند چرا که آمریکا در یک فضای ذهنی و به دور از واقعیت سخن می‌گوید. 

بهتر است واقعیت‌های صحنه را بارها مطالعه و بررسی کند، دست از تهدید بردارد و حقانیت این راه و مطالبات ایران را درک کند. نباید در دو طرف معادله همواره سخن از مطالبات آمریکا باشد، بلکه باید راه‌حل عملی و ملموسی برای مطالبات ایران ارائه دهند. 

 خواسته روانی ترامپ، مذاکره مستیم با ایران است 

*پیشنهاد آقای اردوغان برای برگزاری دیدار بین رؤسای جمهور ایران، ترکیه و آمریکا را چقدر جدی می‌بینید؟

اگر به عنوان یک فضای روانی به این پیشنهاد نگاه کنیم، به نظر می‌رسد ترامپ به شدت نیازمند چنین ملاقاتی است. او بارها این موضوع را اعلام کرده و حتی دو بار سراغ رهبر کره شمالی رفت تا عکسی با او بگیرد و نشان دهد با شدیدترین مخالفانش هم مذاکره کرده است، هرچند نتیجه‌ای نگرفت. این در حالی است که کره شمالی تاکنون تهدیدهای بسیار جدی را مطرح کرده است. بنابراین خواسته روانی ترامپ، نشستن مستقیم با مقامات ایران است تا در تاریخ ثبت کند و بگوید بالاخره این مذاکره با ایران انجام شد. اما اینکه آیا نتیجه خواهد گرفت یا از تهدیدهایش دست می‌کشد، جای تردید دارد.

در این میان، باید شرایط داخل آمریکا را هم سنجید؛ بر اساس نظرسنجی‌ها بیش از نیمی از مردم آمریکا، نخبگان، اعضای سنا و شاید نیمی از کارکنان کاخ سفید با این یکه‌تازی‌ها و توسعه جنگ علیه ایران که آثار اقتصادی فلج‌کننده‌ای دارد، مخالف هستند. اگر اردوغان زمینه‌ای می‌بیند که چنین نشستی نتیجه مثبتی برای ایران داشته باشد، می‌تواند پیشنهادش را ادامه دهد چرا که ترکیه و منطقه به شدت مخالف توسعه بحران در منطقه هستند. 

حضور نیروهای آمریکایی در منطقه برای روسیه هم یک تهدید است

*آقای زنگنه! آیا سفر اخیر علی لاریجانی به روسیه را که به یک باره رسانه‌ای شد، در چارچوپ شرایط فعلی و کمک گرفتن از روسیه تحلیل می‌کنید یا دلایل دیگری دارد؟

تهدیدهای ترامپ به حمله و جمع کردن این همه نیرو، شبیه رفتارهای دوران کودکی است که کسی برای دعوا پدر یا فامیلش را می‌آورد. اما ایجاد فضای تهاجمی و ناامنی در منطقه برای روسیه نیز ضررآفرین است. روسیه به عنوان همسایه بزرگ ایران حتما فشارها را ارزیابی می‌کند، چرا که وقوع تنش در ایران، روسیه را که درگیر جنگ اوکراین است، تحت فشار بیشتری قرار می‌دهد.

رایزنی با روس‌ها طبیعی است تا مطلع باشند و ابعاد قضیه را بسنجند. البته انتظار نمی‌رود روسیه مانند دوران جنگ سرد و موضوع کوبا به مقابله نظامی مستقیم برخیزد. اما حضور این حجم از نیروهای آمریکایی در منطقه برای روسیه هم یک تهدید و فشار جدی محسوب می‌شود و آن‌ها نقش خود را ایفا خواهند کرد. روسیه باید محاسبات خود را داشته باشد. وظیفه ایران این است که وضعیت و پیامدها را برای همسایگان از جمله روسیه، ترکیه، عربستان، امارات، آذربایجان و عراق تبیین کند. 

آمریکا هر جا بوی نفت احساس کند خود را می‌رساند 

* تلاش‌های دیپلماتیک برخی کشورهای عربی منطقه چقدر می‌تواند در کاهش تنش‌ها اثرگذار باشند؟ 

قطعاً همه این کشورها مؤثرند. یکی از تلاش‌های اصلی آمریکا تسلط بر منابع نفتی جهان است. آمریکا بر هر منطقه‌ای که بوی نفت بدهد، از خلیج فارس تا ونزوئلا حساس است و روی استخراج، فروش، فرآوری و نوع ارزی که نفت را با آن معامله می‌کند، حساسیت دارد. 

هرگاه کشورهای نفت‌خیز در بازار جهانی نفت، از ارزی غیر از دلار استفاده کردند، مورد تعرض، فشار، یا حتی کودتا و ترور (مثل ملک فیصل) آمریکا قرار گرفتند. اکنون که ارزش دلار در برابر طلا، نقره و ارزهای دیجیتال افت کرده، آیا آمریکا به خاطر این موضوع می‌خواهد دنیا را به آتش بکشد؟ آیا کشورهای منطقه خلیج فارس که عمده زندگی‌شان با نفت است از طریق مذاکره می‌خواهند مشکل آمریکا را مورد توجه قرار دهند یا می‌خواهند منافع خود را در اولویت قرار دهند؟

بنابراین، هرگونه افزایش یا کاهش تولید در اقتصاد آمریکا، بر اقتصاد روسیه و تأمین منابع چین نیز تأثیرگذار است و همه این کشورها باید نحوه عکس‌العمل خود را برنامه‌ریزی کنند. 

آمریکا ناگزیر است از ابزار هوایی یا دریایی استفاده کند

*فکر می‌کنید اگر آمریکا به ایران حمله کند، ایران چه واکنشی نشان خواهد داد؟ آیا ممکن است درگیری منطقه‌ای شکل بگیرد و مثلاً کشورهای دیگر هم وارد عمل شوند یا ما با آن‌ها درگیر شویم؟

آمریکا ناگزیر است از ابزار هوایی یا دریایی استفاده کند، زیرا ورود به صحنه زمینی به معنای تلفات سنگین برای آن‌هاست و احتمال آن بسیار کم است. در مورد حمله هوایی، عبور از فضای کشورهای همسایه به معنی مشارکت آن‌ها در عملیات تلقی شده و ایران به آن‌ها هشدار داده که با واکنش مواجه خواهند شد.

در حوزه دریایی نیز همه نیروهای آمریکا توسط ایران و دوستان ایران محاصره خواهند شد و آسیب جدی خواهند دید. این نبرد با حاصل‌جمع صفر برای آن‌ها پایان می‌یابد. بنابراین همه این احتمالات است و ایران و دوستانش در منطقه تصمیم خود را در این زمینه گرفته‌اند. 

 *برخی تحلیل‌ها از جنگی بسیار شدیدتر و کوبنده‌تر از سوی هر دو طرف حکایت دارند. آیا این تحلیل را تأیید می‌کنید؟

آمریکا در تبلیغات خود سعی می‌کند احتمال انجام عملیات را محدود نشان دهد تا با عکس‌العمل شدید ایران مواجه نشود. اما ایران اعلام کرده است که عملیات محدود معنایی ندارد. حمله به ایران، حمله است؛ چه اندک باشد و چه موضعی و مقطعی. بحث اعتبار و حیثیت ایران در میان است و حمله کوچک و بزرگ با یک نسبت دیده می شود و عکس العمل در برابرش اتخاذ می شود.

ایران حاضر نیست وارد بازی یا نمایش مسخره‌ای شود که در آن، آمریکا خبر دهد نقطه‌ای را بزند و ایران هم می‌تواند متقابلاً پاسخ محدودی به منزله انتقام بدهد. اگر قبلاً چنین بوده، از این به بعد دیگر تکرار نخواهد شد.

با توجه به اینکه آمریکا و نماینده‌اش اسرائیل در منطقه به ایران حمله کرد، این موضوع در تاریخ ثبت می‌شود و ایران حاضر نیست این بار نمایش یک حمله محدود را بپذیرد و خودش هم پاسخ محدود بدهد. ظاهرا تصمیم ایران این است که حمله چه کوچک باشد و چه بزرگ، پاسخ قطعی و بزرگی به آن داده شود.