مقایسه اقتصاد کشورها همواره یکی از چالشبرانگیزترین مباحث تحلیل اقتصادی بوده است. اما سوال اینجاست که پیشروی اقتصادها در طول زمان چگونه بوده است؟ آمارهای تولید ناخالص داخلی اسمی (GDP)، درآمد سرانه حقیقی و درآمد سرانه بر اساس برابری قدرت خرید(PPP) نشان میدهد که پاسخ به این پرسش، بسته به شاخص انتخابی، میتواند کاملاً متفاوت باشد.

جابهجایی قدرت اقتصادی؛ از غرب صنعتی تا شرق نوظهور
بررسی تولید ناخالص داخلی اسمی کشورها در سالهای ۱۹۷۰ و ۲۰۲۴ تصویری روشن از تحول موازنه قدرت اقتصادی در جهان ارائه میدهد. در سال ۱۹۷۰، اقتصاد جهانی تقریباً بهطور کامل تحت سیطره کشورهای صنعتی غربی بود. ایالات متحده، ژاپن و اقتصادهای بزرگ اروپای غربی ستونهای اصلی اقتصاد جهان را تشکیل میدادند و سهم کشورهای آسیایی و نوظهور بسیار محدود بود. همچنین در این سال اقتصاد ایران با تولیدی بیش از ۱۴۸ میلیارد دلار در بین ۲۰ اقتصاد برتر جهان قرار داشت.
با گذشت بیش از ۵ دهه در سال ۲۰۲۴، ایالات متحده همچنان بزرگترین اقتصاد جهان باقی مانده و جایگاه خود را حفظ کرده است. با این حال، مهمترین تحول این دوره، ظهور چین بهعنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان است؛ کشوری که در این مدت از حاشیه اقتصاد جهانی به یکی از بازیگران اصلی آن تبدیل شده است. رشد چین، همراه با افزایش وزن اقتصادی هند و کره جنوبی، نشان میدهد مرکز ثقل اقتصاد جهانی بهتدریج از غرب به سمت آسیا در حال حرکت است.
باید دقت داشت که کشورهایی مثل کره جنوبی، عربستان و ترکیه در سال ۱۹۷۰ جزو اقتصادهای برتر نبودند اما در آمارهای سال ۲۰۲۴ صعود کردند و جای ایران را گرفتند. همسایگانی که ۵ دهه گذشته قدرت اقتصادی کمتری نسبت به ایران داشتند اکنون به ۲۰ اقتصاد برتر جهان تبدیل شدهاند.
از سوی دیگر اقتصادهای اروپایی اگرچه هنوز در جمع اقتصادهای بزرگ حضور دارند، اما وزن نسبی آنها کاهش یافته و نقش مسلط گذشته را ندارند. این روند نشان میدهد تولید ناخالص داخلی بیش از هر چیز، شاخص قدرت اقتصادی دولتها و نفوذ ژئواکونومیک کشورهاست و لزوما کیفیت زندگی خانوارها را منعکس نمیکند.

درآمد سرانه؛ ثروت زیاد، اما برای چه کسانی؟
درآمد سرانه حقیقی، با تقسیم تولید ناخالص بر جمعیت (با خارج کردن اثر تورم) بدست میآید. این شاخص تلاش میکند تصویر دقیقتری از وضعیت اقتصادی جوامع ارائه دهد. دادههای این شاخص در سالهای ۱۹۷۰ و ۲۰۲۴ نشان میدهد در پنج دهه گذشته کشورهایی با جمعیت کم و درآمدهای متمرکز مانند موناکو، قطر، کویت در صدر درآمد سرانه قرار گرفتهاند.
در سال ۲۰۲۴، درآمد سرانه موناکو به بیش از ۲۴۰ هزار دلار رسیده و کشورهایی مانند برمودا و لوکزامبورگ در جایگاههای بعدی ایستادهاند. نکته قابلتوجه این است که بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان، از جمله چین، در این شاخص جایگاه پایینتری نسبت به اندازه اقتصادشان دارند. این موضوع نشان میدهد بزرگی اقتصاد الزاماً به معنای توزیع گسترده ثروت نیست.
اقتصاد ایالات متحده آمریکا علاوه بر اینکه در سال ۱۹۷۰ بالاترین سطح تولید را تجربه میکرد، جزو ۲۰ کشور برتر از نظر درآمد سرانه نیز بود. در سال ۲۰۲۴ نیز قدرت اقتصادی این کشور حفظ شده و درآمد سرانه آن به طور چشمگیری افزایش پیدا کرده است.

برابری قدرت خرید؛ نزدیکترین تصویر به زندگی واقعی
شاخص درآمد سرانه بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) نشان میدهد شهروندان هر کشور با درآمد خود چه میزان کالا و خدمات میتوانند مصرف کنند و از این رو، تصویر واقعیتری از سطح زندگی ارائه میدهد.
مقایسه دادههای ۱۹۹۰ و ۲۰۲۴ نشان میدهد در سال ۱۹۹۰ میلادی کشورهایی مانند برونئی، امارات و لوکزامبورگ بیشترین میزان این شاخص را به خود اختصاص دادهاند. اما در سال ۲۰۲۴ میلادی کشورهای سنگاپور، لوکزامبورگ، ایرلند و قطر در صدر جدول برابری قدرت خرید قرار گرفتهاند. بهویژه سنگاپور با درآمد سرانه PPP بیش از ۱۳۰ هزار دلار، نمونهای از اقتصادی کوچک اما بسیار کارآمد است که توانسته سطح رفاه بالایی برای شهروندان خود فراهم کند.
این شاخص همچنین نشان میدهد فاصله رفاهی میان اقتصادهای بزرگ و برخی کشورهای در حال توسعه، کمتر از آن چیزی است که درآمد سرانه نشان میدهد. با این حال، شاخص برابری قدرت خرید نیز بینقص نیست؛ کیفیت خدمات عمومی، زیرساختها و نابرابری داخلی همچنان در این شاخص بهطور کامل منعکس نمیشود.
کدام شاخص برای مقایسه «بهتر» است؟
دادههای این گزارش نشان میدهد که هیچ شاخصی بهتنهایی معیار کامل مقایسه اقتصاد کشورها نیست. انتخاب شاخص مناسب به هدف تحلیل بستگی دارد؛ اگر سنجش قدرت اقتصادی، نفوذ بینالمللی و ظرفیت دولتها مدنظر باشد «تولید ناخالص داخلی اسمی» مناسب است. اگر هدف مقایسه سطح درآمد شهروندان باشد، «درآمد سرانه حقیقی» معیار درستی است. در نهایت اگر به دنبال شاخصی برای مقایسه رفاه واقعی و قدرت خرید شهروندان باشیم «درآمد سرانه برابری قدرت خرید» بهترین گزینه است.
تحلیل اقتصاد جهانی مستلزم نگاه همزمان به هر سه شاخص است. کشوری ممکن است در تولید ناخالص داخلی غول اقتصادی باشد، اما در رفاه شهروندان عملکرد متوسطی داشته باشد و در مقابل، اقتصادی کوچک با سیاستگذاری کارآمد، سطح زندگی بسیار بالاتری ایجاد کند.