یادداشتی از سورنا جلیلی، مدیر ارشد شرکت‌های بین‌المللی و بنیان‌گذار موسسه Juris Trade Hub

رپرتاژ آگهی: در هفته‌هایی که فضای سیاسی منطقه ملتهب می‌شود و رسانه‌ها از احتمال تشدید تنش میان ایران و برخی کشورها سخن می‌گویند، الگوی آشنایی در رفتار اقتصادی مردم شکل می‌گیرد: هجوم به صرافی‌ها، خرید و فروش شتاب‌زده طلا و نگرانی از سقوط قریب‌الوقوع قیمت‌ها. پرسش تکراری این است: آیا باید پیش از آنکه دیر شود، طلا و ارز خود را بفروشیم؟

بر اساس سال‌ها فعالیت در حوزه حقوق تجارت بین‌الملل، سیاست‌گذاری اقتصادی و آموزش تصمیم‌گیری مالی، و تجربه مشاوره به مدیران و خانواده‌ها در Juris Trade Hub، معتقدم در اغلب موارد فروش هیجانی دارایی‌ها در شرایط پرنوسان نه‌تنها حرفه‌ای نیست، بلکه می‌تواند امنیت مالی بلندمدت افراد را تضعیف کند.

اقتصاد فقط عدد نیست

بازارهای مالی صرفاً تابع داده‌های اقتصادی نیستند؛ انتظارات و احساسات نیز نقش تعیین‌کننده دارند. در شرایط نااطمینانی ژئوپلیتیک، «ترس از زیان»، «سوگیری در دسترس بودن» و «رفتار گروهی» هم‌زمان فعال می‌شوند. پژوهش‌های اقتصاد رفتاری نشان داده‌اند که در دوره‌های شوک، تصمیم‌های هیجانی بازدهی پایین‌تری نسبت به تصمیم‌های مبتنی بر برنامه دارند. در تجربه حرفه‌ای خود نیز بارها دیده‌ام کسانی که در اوج نگرانی دارایی خود را فروخته‌اند، چند ماه بعد با حسرت بازگشت بازار مواجه شده‌اند.

آیا تنش سیاسی به معنای سقوط قیمت است؟

پاسخ کوتاه: نه لزوماً. در سطح جهانی، طلا اغلب به‌عنوان دارایی امن شناخته می‌شود و در بسیاری از بحران‌ها با افزایش تقاضا روبه‌رو شده است. در اقتصاد ایران نیز قیمت طلا و ارز علاوه بر متغیرهای سیاسی، تحت تأثیر تورم ساختاری، سیاست‌های پولی، انتظارات عمومی و محدودیت‌های تجاری قرار دارد. پیش‌بینی «سقوط قطعی قیمت» بر اساس یک خبر کوتاه‌مدت، ساده‌سازی واقعیت پیچیده اقتصاد است.

در اقتصادی با تورم بالا، ارز خارجی برای بسیاری از خانوارها نقش پوشش ریسک را ایفا می‌کند. ممکن است نوسان کوتاه‌مدت رخ دهد، اما تصمیم‌گیری صرفاً بر پایه سناریوی بدبینانه، بدون تحلیل ساختاری، می‌تواند زیان‌آور باشد.

خطر فروش در اوج ترس

یکی از خطاهای کلاسیک بازار «فروش در کف» است؛ خروج زمانی که ترس در بالاترین سطح قرار دارد. تجربه بحران‌های منطقه‌ای و جهانی نشان می‌دهد بازارها پس از شوک‌ها معمولاً بخشی از افت را جبران می‌کنند. فروش در لحظه اضطراب، علاوه بر هزینه‌های معاملاتی، می‌تواند به معنای از دست دادن فرصت بازگشت باشد.

در آموزش‌های Juris Trade Hub همواره تأکید می‌کنیم که میان «مدیریت ریسک» و «واکنش احساسی» تفاوت بنیادین وجود دارد. مدیریت ریسک یعنی داشتن استراتژی از پیش تعیین‌شده؛ واکنش احساسی یعنی تصمیم‌گیری تحت تأثیر خبر.

سرمایه‌گذاری یعنی انضباط

در مدیریت مالی شخصی، هر دارایی باید با افق زمانی مشخص تعریف شود. اگر طلا یا ارز با هدف پوشش تورم چندساله خریداری شده، تصمیم‌گیری بر اساس نوسان چندروزه با هدف اولیه ناسازگار است. سرمایه‌گذاری موفق به افق زمانی روشن، تنوع‌بخشی و انضباط رفتاری نیاز دارد.

تمرکز کل پس‌انداز در یک دارایی، ریسک را افزایش می‌دهد. ترکیب متعادل دارایی‌های نقدی و سرمایه‌ای، همراه با صندوق اضطراری، تاب‌آوری مالی را تقویت می‌کند. در تجربه سال‌های فعالیت حرفه‌ای‌ام دیده‌ام کسانی که پیش از بحران برای سناریوهای مختلف برنامه دارند، آرام‌تر و منطقی‌تر تصمیم می‌گیرند.

سرمایه‌گذار یا فرد هیجانی؟

سرمایه‌گذار می‌پرسد: هدف من چیست؟
فرد هیجانی می‌پرسد: فردا چه می‌شود؟

اولی بر ساختار تمرکز دارد، دومی بر شایعه. در فضای پرالتهاب ژئوپلیتیک، معامله کوتاه‌مدت بر اساس اخبار برای افراد عادی بیش از آنکه مهارت باشد، پذیرش ریسکی سنگین است.

آرامش، بخشی از سرمایه است

تنش‌های سیاسی واقعیت اقتصاد امروز است، اما واکنش ما تعیین‌کننده‌تر از خود بحران است. فروش هیجانی طلا یا ارز اغلب نتیجه ترس است، نه تحلیل.

به باور من، مهم‌ترین سرمایه افراد دانش تصمیم‌گیری اقتصادی است. آموزش مالی، درک ریسک و داشتن استراتژی شخصی می‌تواند ما را از دام تصمیم‌های شتاب‌زده دور نگه دارد. بحران‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما آثار تصمیم‌های هیجانی ممکن است سال‌ها باقی بماند.