به گزارش اکوایران، همزمان با شروع دور جدید مذاکرات میان ایران و آمریکا دو کشور در حال تقویت توان نظامی خود برای درگیری های احتمالی هستند. در این میان به نظر می رسد آمریکا سه سناریو اساسی پیش رو دارد در حالی که ایران نیز در حال تقویت نقاط ضعف خود در جنگ 12 روزه است.
قدرت نظامی ایران
به نوشته العربی الجدید، با توجه به اینکه ایالات متحده بزرگترین و قدرتمندترین آرایش نظامی خود در خاورمیانه از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ را مستقر کرده، احتمال درگیری با ایران بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است. آمریکا پیشتر در ماه ژوئن و در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل، تأسیسات هستهای ایران را بمباران کرد. اگر دور تازهای از درگیری آغاز شود و هفتهها ادامه یابد، میتواند بسیار خطرناکتر از قبل باشد. با وجود آنکه ایران در حملات ژوئن متحمل ضربات سنگینی شد، همچنان توانمندیهای قابل توجهی در اختیار دارد.
در آغاز جنگ سال گذشته، اسرائیل با حملات غافلگیرکننده فرماندهان نظامی ایران را هدف قرار داد و چندین سکوی پرتاب موشک بالستیک را منهدم کرد. با این حال، ایران توانست حدود ۵۰۰ موشک بالستیک به سوی اسرائیل شلیک کند که دستکم ۲۸ کشته برجای گذاشت و سامانههای پدافندی اسرائیل را تحت فشار قرار داد.
قدرتی برای چانهزنی بیشتر
در ۲۲ ژوئن، آمریکا با استفاده از بمبافکنهای رادارگریز B-2 تأسیسات اصلی هستهای ایران را با بمبهای سنگرشکن هدف قرار داد. ایران نیز در پاسخ، حملهای موشکی علیه یک پایگاه آمریکایی در قطر انجام داد. اندکی بعد آتشبس برقرار شد. برخی تحلیلگران هشدار میدهند که نباید توان و آمادگی فعلی ایران را دستکم گرفت. آرش عزیزی، پژوهشگر مهمان دانشگاه بوستون، معتقد است ایران اکنون نسبت به زمان جنگ ۱۲ روزه آمادگی بیشتری دارد. او میگوید در ساختار نظامی ایران افرادی هستند که درگیری را اجتنابناپذیر میدانند و حتی آن را فرصتی برای بهبود موقعیت چانهزنی ایران تلقی میکنند.
جیمز دیواین، استاد روابط بینالملل دانشگاه مونت آلیسون نیز میگوید ایران از جنگ گذشته درسهای مهمی گرفته است. از جمله اینکه دیگر کمتر از سیلوهای ثابت موشکی استفاده میکند و به سمت پرتابگرهای متحرک رفته است. همچنین دریافته که نفوذ اطلاعاتی اسرائیل در ساختار سیاسی و نظامی ایران بسیار عمیق بوده و تلاش کرده آسیبپذیریهای امنیتی را کاهش دهد. به گفته او در صورت وقوع جنگ جدید، حملات تاثیرگذار علیه فرماندهان ایرانی به آسانی گذشته نخواهد بود.
موشکها و پهپادها؛ ستون اصلی قدرت ایران
برای دههها، سپاه پاسداران تمرکز خود را بر توسعه موشکهای بالستیک و پهپادهای نظامی گذاشته است، در حالی که بخش زیادی از تجهیزات ارتش کلاسیک ایران، بهویژه نیروی هوایی، همچنان متکی به تسلیحات پیش از انقلاب ۱۹۷۹ است که اکنون قدیمی محسوب میشوند. دکترین سپاه بر اشباع سامانههای دفاعی دشمن با موجهای گسترده موشک و پهپاد استوار است. نیروی دریایی سپاه نیز بر تاکتیکهای نامتقارن، از جمله استفاده از قایقهای تندرو کوچک و حملات ازدحامی، تکیه دارد.
به گفته فرزین ندیمی، تحلیلگر امنیتی، موشکهای کروز ایران بهویژه با قابلیت ضدکشتی یکی از نگرانیهای اصلی محسوب میشوند. او معتقد است در صورت وقوع جنگ، خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان نخستین صحنههای درگیری خواهند بود، زیرا ایران با راهبرد ممانعت از دسترسی منطقه محروم میتواند آزادی کشتیرانی را به چالش بکشد. ندیمی پیشبینی میکند ایران در صورت احساس تهدید وجودی، موجهای ویرانگر موشکی و پهپادی شلیک خواهد کرد. در غیر این صورت، ممکن است حملات محدودتر و هدفمندتری انجام دهد تا سامانههای دفاعی را مشغول کرده و با پهپاد یا موشک کروز به اهداف اصلی ضربه بزند. او همچنین به احتمال استفاده از «پهپادهای انفجاری دریایی» مشابه آنچه اوکراین علیه نیروی دریایی روسیه به کار برد، اشاره میکند. اژدرهای فوقسریع با فناوری «سوپرکاویتاسیون» و مینهای ضدبالگرد نیز از دیگر گزینههای احتمالیاند.
نبرد دریایی و چالش ناوهای هواپیمابر
به باور دیواین زرادخانه موشکی ایران در صدر نگرانیهای آمریکا قرار دارد. ایران ممکن است علاوه بر هدف قرار دادن اسرائیل، نیروهای آمریکایی مستقر در خلیج فارس را نیز هدف بگیرد. ایران ناوگانی متنوع در اختیار دارد؛ از قایقهای تندرو مسلح به موشکهای کوتاهبرد ضدکشتی گرفته تا زیردریاییهایی با توان شلیک موشک کروز. پایگاههای دریایی ایران در اطراف تنگه هرمز نیز موقعیت راهبردی مهمی دارند. موشکهای ضدکشتی بالستیک و کروز ایران مانند «ابومهدی» از نظر تئوریک میتوانند گروههای ناو هواپیمابر آمریکا را در نزدیکی سواحل عمان تهدید کنند. با این حال، این ناوها توسط ناوشکنهای مجهز به سامانههای دفاع موشکی پیشرفته محافظت میشوند و هدف قرار دادن آنها نیازمند غلبه بر لایههای متعدد دفاعی است.
معضل پدافند هوایی
کارشناسان معتقدند یکی از بزرگترین نقاط ضعف ایران، پدافند هوایی آن است. در جنگ ۱۲ روزه، سامانههای دفاعی ایران کارایی چندانی نداشتند و اسرائیل در حملات متعدد (از جمله در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ و سپس ژوئن ۲۰۲۵) آنها را تضعیف کرده است. ندیمی میگوید ایران باید بپذیرد که در هر جنگی، دشمن کنترل کامل آسمان را در اختیار خواهد داشت. به همین دلیل، تهران تلاش میکند با استتار بهتر پایگاههای موشکی، افزایش تحرکپذیری پرتابگرها و بهبود بقاپذیری سامانهها، توان ادامه عملیات طولانیمدت را حفظ کند. با این حال، اگر اسرائیل بار دیگر وارد درگیری شود و مأموریت تضعیف توان موشکی ایران را بر عهده بگیرد، موازنه ممکن است دوباره تغییر کند.
در مجموع، تحلیلگران بر این باورند که ایران نسبت به گذشته آمادگی بیشتری دارد و از تجربیات اخیر درس گرفته است؛ اما همچنان با ضعفهای جدی، بهویژه در حوزه پدافند هوایی و مقابله با برتری هوایی آمریکا و اسرائیل، مواجه است. در صورت وقوع جنگی گسترده، خسارات سنگینی به هر دو طرف وارد خواهد شد و نتیجه آن به نحوه آغاز، گستره عملیات و میزان مشارکت اسرائیل بستگی خواهد داشت
سه گزینه پیش روی آمریکا برای حمله
به نوشته بلومبرگ، کارشناسان ادعا میکنند، پنتاگون مقدمات حملات گسترده علیه ایران را فراهم کرده است. در حالی که مقامهای آمریکایی و ایرانی در ژنو در حال مذاکرهاند، دونالد رئیسجمهور آمریکا، تهدید کرده برای وادار کردن تهران به پذیرش توقف کامل برنامه هستهایاش، حملات سنگینی انجام خواهد داد. پرسش این است که چه گزینههایی در اختیار رئیسجمهور آمریکا قرار دارد و کدامیک بیشترین فشار را بر تهران وارد میکند؟ با توجه به آرایش نیروهای آمریکا در خاورمیانه، دولت ایالات متحده سه «سبد» از توانمندیها برای تهدید جمهوری اسلامی در اختیار دارد.
سبد اول: جنگ غیرجنبشی بدون انفجار مستقیم
نخستین گزینه، جنگ غیرجنبشی است؛ یعنی اقداماتی که در آنها چیزی بهطور مستقیم منفجر نمیشود. این اقدامات شامل حملات سایبری برای از کار انداختن اهداف نظامی و غیرنظامی و کاهش توان دفاعی و واکنش ایران است. همچنین جنگ اطلاعاتی نیز در این چارچوب قرار میگیرد: افزایش تبلیغات، بهبود جریان انتقال اطلاعات به مردم ایران و قاچاق تجهیزات بیشتر اینترنت ماهوارهای مانند استارلینک برای کمک به شهروندان جهت دور زدن محدودیتهای اینترنتی حکومت. گزینه غیرجنبشی دیگر میتواند استفاده از ابزارهای مبتنی بر امواج رادیویی برای مختل کردن ریزتراشهها در سامانههای کلیدی باشد؛ سلاحی که ترامپ پس از عملیات بازداشت نیکولاس مادورو، از آن با عنوان «مختلکننده» یاد کرده بود.
سبد دوم: حملات «محدود»
سبد دوم شامل حملات محدود است؛ گزینهای که به نظر میرسد ترامپ در اظهارات عمومی خود بیشتر به آن تمایل نشان داده است. این راهبرد میتواند شامل یک یا دو روز حملات راهبردی علیه اهداف نظامی باشد؛ از جمله سامانههای موشکهای بالستیک و تأسیسات تولید آنها، مراکز فرماندهی و کنترل بهویژه مربوط به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
در چنین سناریویی از موشکهای تاماهاک که از ناوشکنهای کلاس آرلی برک شلیک میشوند، پهپادها و هواپیماهای جنگ الکترونیک سرنشیندار، و جنگندههای رادارگریز اف-۳۵ لایتنینگ مستقر در پایگاههای زمینی و ناوهای هواپیمابر استفاده خواهد شد. همچنین پیش از آغاز درگیری گسترده، نیروی هوایی ایران احتمالاً در همان روی زمین هدف قرار میگیرد تا از چرخه عملیات خارج شود.
سبد سوم: ابزارهای بزرگ و گسترده
سبد سوم شامل گزینههای بسیار گسترده و سنگین است. این سناریو میتواند چندین هفته حملات را در بر گیرد؛ از جمله هدف قرار دادن سطوح مختلف مقامات، نابودی باقیمانده برنامه هستهای ایران، تخریب شبکه برق، حمله به تأسیسات تولید و پالایش نفت و حملات به پایگاههای دریایی و تأسیسات پشتیبانی ایران در اقیانوس هند و خلیج فارس.
در چنین کارزاری احتمالاً از «ضربه نهایی» بمبافکنهای راهبردی احتمالاً همان بی-۲هایی که تابستان گذشته تأسیسات هستهای ایران را بمباران کردند، همراه با شمار بیشتری از اف-۳۵های مستقر در پایگاههای زمینی و همچنین جنگندههای اف-۱۸ هورنت مستقر در دریا استفاده خواهد شد.
دیپلماسی مبتنی بر اجبار اغلب شکست میخورد. طرف مقابل ممکن است باور نکند فشارها افزایش خواهد یافت، یا تصور کند میتواند بیش از طرف حملهکننده تاب بیاورد. همچنین گاهی کشورها امید دارند دیگران به کمکشان بیایند (در این مورد، روسیه و چین). ایران نیز ممکن است مقاومت کند و روی این حساب کند که دولت ترامپ بعید است به گام بعدی، یعنی اعزام نیروی زمینی، متوسل شود. باید بُعد روانی دیپلماسی و جنگ را نیز در نظر گرفت. ایرانیان تاریخ ژئوپولیتیکی پرافتخاری دارند و خود را وارث امپراتوری پارس میدانند، نه قدرتی درجهدو که بتوان بهسادگی تحت فشار قرار داد.
ترامپ در میانه مذاکره و جنگ
سی ان ان نیز در گزارشی به شکل مجزا از سه گزینه ای که ترامپ در حال واکاوی آنها است سخن می گوید. بر اساس این گزارش، این روزها تیم ترامپ و مشاوران کلان آمریکا در حال بررسی گزینه های نظامی و مذاکراتی متعددی هستند که ایران با آنها روبه رو است.
گزینه اول: بگذارید دیپلماسی مسیر خود را طی کند؛ مقامهای ارشد کاخ سفید همچنان تأکید میکنند که ترجیح دونالد ترامپ دستیابی به توافقی با ایران است که از هرگونه رویارویی نظامی جلوگیری کند. هر دو طرف خطوط قرمزی ترسیم کردهاند و برخی از این خطوط مستقیماً با یکدیگر در تضاد است. ترامپ میگوید ایران نباید اجازه هیچگونه غنیسازی اورانیوم را داشته باشد. ایران میگوید این حق اوست و تأکید دارد برنامه هستهایاش صرفاً اهداف صلحآمیز دارد.به گفته منبعی آگاه، ایرانیها همچنان در حال کار بر روی پیشنهادی هستند که بتواند این شکاف را پر کند و انتظار دارند پیش از مذاکرات حساس روز پنجشنبه، آن را با میانجیگران عمانی در میان بگذارند.
گزینه دوم: حمله محدود برای وادار کردن به توافق؛ ترامپ ممکن است دستور حملهای هدفمند به برخی سایتهای نظامی در داخل ایران را صادر کند تا مقامات این کشور را برای پذیرش توافقی قابل قبول تحت فشار بگذارد و نشان دهد تهدیدهای آمریکا واقعی است. اهداف احتمالی میتواند شامل پایگاههای موشکهای بالستیک، تأسیسات مرتبط با برنامه هستهای ایران یا ساختمانهای مورد استفاده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باشد. ترامپ روز جمعه تأیید کرد که حمله محدود یکی از گزینههایی است که در حال بررسی آن است. او در کاخ سفید گفت: «فکر میکنم میتوانم بگویم که در حال بررسی آن هستم.»
گزینه سوم: حمله گستردهتر؛ اگر دیپلماسی شکست بخورد، ترامپ ممکن است عملیاتی بسیار گستردهتر را آغاز کند. به گفته یک منبع آگاه، هماکنون توان آتش کافی در اطراف ایران مستقر شده تا حتی افراطیترین گزینههای در دسترس رئیسجمهور نیز قابل اجرا باشد.این عملیات میتواند شامل مجموعهای از حملات همزمان به اهداف مختلف یا چندین موج حمله باشد. این اهداف ممکن است ترکیبی از نیروهای نظامی و تأسیسات آنان از جمله سامانههای پدافند هوایی، سایتهای تولید موشک و تأسیسات هستهای را در بر گیرد.