به گزارش اکوایران، کشتیهای نیروی دریایی آمریکا در حال شلیک موشکهای تاماهاک به سوی ایران هستند تا لانچرهای موشکی و کارخانههای تولید موشک را هدف قرار دهند. این اتفاق بدان معناست که احتمال تأمین موشکهای تاماهاک از سوی آمریکا برای اوکراین، کمتر شده است. جنگ با ایران میتواند از این جهات به نفع روسیه باشد: خالی شدن انبار مهمات موشکی آمریکا، افزایش قیمت جهانی نفت خام و احیای بالقوه بازار برای حاملهای انرژی تحریمشده روسیه.
نفع پوتین از مناقشه طولانیمدت ایران و آمریکا
به نوشته بلومبرگ، مناقشه طولانیمدت با ایران میتواند تواناییهای آمریکا برای جلوگیری از چالشها، از مسکو گرفته تا پکن را به شکل منفی تحت تأثیر قرار دهد و ممکن است به یک آتشبس در اوکراین منجر شود که به نفع روسیه است. کشتیهای نیروی دریایی آمریکا به شلیک موشکهای تاماهاک به سوی ایران اقدام میکنند و تلاش دارند لانچرها و کارخانههای موشکی ایران را هدف بگیرد؛ تجهیزاتی که تهران برای تواناییاش در حمله متقابل، به آنها نیاز دارد. محاسبات ساده است: اینکه نابودی کلاهکهای موشکی روی زمین، بسیار امنتر، ارزانتر و موثرتر از منهدم کردن آنها در هوا است.
این همان محاسبهای است که باعث شد ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهوری اوکراین، از ماهها پیش کمپینی را آغاز کند تا آمریکا موشکهای تاماهاک را در اختیار اوکراین قرار دهد. زلنسکی نیز میخواست از این موشکها علیه لانچرها و کارخانههای موشکی روسیه استفاده کند چراکه موشکهای پاتریوت آمریکایی به دلیل استفاده برای انهدام موشکهای شلیکشده روسیه، در حال کاهش شدید هستند. اما نرخ شلیک موشکهای تاماهاک در خلیج فارس باعث میشود انتقال این تجهیزات به کییف، ساعت به ساعت بعیدتر شود.
مزیت استراتژیک موشکهای تاماهاک
تاماهاکها با بُرد تا 2500 کیلومتر که میتوانند 450 کیلوگرم سر جنگی را به هدف اصابت دهند، همیشه تجهیزاتی بودهاند که مشکل خاص خود را دارند؛ این موضوع به خاطر دلایل فنی و کمیابی مرتبط با این موشکها است. اوکراین دارای نیروی دریایی نیست و آمریکا تنها تعداد محدودی لانچرهای مستر در زمین دارد که اوکراین به آنها برای شلیک تاماهاکها نیاز خواهد داشت. در همین حال، آمریکا نیز به موشکهای تاماهاک نیاز دارد که یک نقش مهم در هر جنگی با چین بر سر تایوان یا دریای جنوبی چین ایفا خواهند کرد.
با این حال، کمرنگ شدن امیدهای اوکراین برای دریافت موشکهای تاماهاک، منعکسکننده یک واقعیت گستردهتر است: روسیه در حال حاضر یک ذینفع واضح از تصمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، برای رفتن به جنگ با ایران است و هر اندازه که جنگ طولانیتر شود، مزیت برای روسیه افزایش پیدا میکند.
امکان تمایل دوباره به انرژی تحریمشده روسیه
عملیات چهار تا پنج هفتهای که رئیسجمهوری آمریکا درباره آن صحبت میکند، احتمال دارد که به شکل قابل توجهی انبار مهمات موشکی آمریکا را خالی کند؛ هم برای حمله و هم برای دفاع. در عین حال، این موضوع باعث افزایش قیمت جهانی نفت خام و گاز طبیعی میشود که روسیه به آنها برای اقتصاد خود و جنگ در اوکراین نیاز دارد. هر گونه بسته شدن طولانیمدت تنگه هرمز یا نابودی توانایی صادراتی نفت و گاز خلیج فارس نیز میتواند تمایل بازار به نفت تحریمشده روسیه را احیا کند. نفتکشهایی که از زمان فشار آمریکا بر هند برای پایان دادن به خریداری حاملهای انرژی روسیه، با ذخایر کامل از نفت فروختهنشده در دریا سرگردان هستند، ممکن است خریدارانی پیدا کنند.
در همین زمان، حفظ یک کمپین شدید هوایی از سوی دو ناوگروه ضربت نیازمند جمعآوری دادههای اطلاعاتی قابل توجه است؛ از شناسایی هوایی گرفته تا آنالیزهای ماهوارهای. آنها نیز جزء منابع محدود آمریکایی است که برای دفاع اوکراین حیاتی هستند؛ قابلیتهایی که در صورت تداوم حملات ایران، احتمالا از جنگ اوکراین منحرف میشوند.
بدترین زمان برای کییف
با همه این موارد، جنگ ایران نمیتوانست در زمانی بهتر برای کرملین یا بدتر برای کییف رخ دهد. این موضوع شاید به شکل فوری آشکار نباشد. روسیه دارای تعداد معدودی متحد مفید است و تهران یکی از آنها بوده است که علت آن به جغرافیا و وسعت و صنعت تسلیحاتی ایران برمیگردد. از نقطه نظر قلمروی روسیه، ایران درست آن سوی کوهای قفقاز و دریای خزر قرار گرفته، در سراسر خاورمیانه نفوذ خود را نشان داده و با افغانستان دارای مرز مشترک است. ایران همچنین یک ارتباط حیاتی در کریدور در حال ظهور ترانزیت بینالمللی شمال-جنوب ایفا میکند که روسیه و هند در حال ساخت آن برای مرتبط کردن بازارهای خود هستند.
از دست رفتن نفوذ در تهران میتواند یک زیان استراتژیک بلندمدت برای کرملین باشد. با این حال، این نگرانی در برابر موفقیت یا شکست پوتین در اوکراین یا در حل نیازهای بودجهای کوتاهمدت، اهمیت خود را از دست میدهد. ناتوانی در برابر حمایت از متحدان، از ایران گرفته تا سوریه و ونزوئلا، تنها نشانهای از ناتوانی برای رقابت در میان قدرتهای بزرگ است که پوتین تلاش دارد با حمله به اوکراین، این مشکل را حل کند.
مشکلات کرملین در میدان نبرد
تلاشهای جنگی روسیه در اوکراین، اخیرا با مشکلات جدی روبهرو شده است. پیشروی مسکو در میدان نبرد با آهستگی مواجه است، حتی با وجود اینکه هزینه پرسنل نظامی افزایش یافته است. درست است که پوتین میتواند نسبت به اوکراین که دارای ارتش بسیار کوچکتر و خستهتری است، تلفات بیشتری در میان سربازان را تحمل کند؛ با این حال، نرخ تلفات روسیه در ازای سرزمینهایی که تصرف میکند، غیرقابل ادامه محسوب میشود.
این پایان مشکلات روسیه نیست؛ از دست رفتن دسترسی غیررسمی روسیه به ارتباطات استارلینک ایلان ماسک باعث شده است یگانهای تهاجمی این کشور نتوانند مانند گذشته از آن برای به دست آوردن پیشرویهای آهسته استفاده کنند. اوکراین قادر بوده است در برخی مناطق جبهه، ورق را برگرداند. در همین زمان، اقتصاد روسیه و بودجه دولتی در حال حاضر تحت فشار فزایندهای از چهار سال وامگیری بیش از اندازه برای ادامه تلاشهای جنگی است. شهروندان معمولی روسیه به تدریج در حال تجربه فشارهای اقتصادی هستند.
افزایش شدید قیمتهای جهانی نفت به نجات روسیه خواهد آمد، همانطور که هرگونه کاهش در دسترس بودن موشکها و رهگیرهای آمریکایی به کمک روسها میآید و حتی بهتر از آن، این درک در کاخ سفید که پس از ایران، آمریکا نیاز دارد در اوکراین آتشبس شود ، آن هم با هر شرایطی. هر فشاری که پوتین ممکن بود برای امتیاز دادن بر سر یک توافق صلح پایدار حس کند، از بین خواهد رفت. دیر یا زود، ترامپ و مشاوران امنیتی او باید ارزیابی مزیتهای جنگ طولانیمدت با ایران را در برابر خالی شدن قابلیتهای آمریکا آغاز کند؛ قابلیتهایی که آمریکا ممکن است برای جلوگیری از چالشهای خطرناکتر بالقوه به آنها نیاز داشته باشد، هم از سوی مسکو و هم از سوی پکن.