موشکهای ایرانی اگرچه لزوماً تمام و کمال- از طراحی تا ساخت- دستپرورده مهندسان و متخصصان ایرانی نیست، اما اکنون زنجیره تولید آن تا حد مطلوبی به صورت بومی درآمده و از این جهت نابودی آن دشوار است. اما از منظر اقتصاد کلان، این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان این پیشرفت را به بخش مدنی (Civil) سرریز کرد تا بتواند به رشد اقتصادی کشور کمک کرد.
خودروسازی، حلقه نامناسب
در سالهای گذشته مباحثی پیرامون کمک نیروی هوافضا به بخش خودروسازی مطرح شد و حتی وعدههایی پیرامون اعطای هرگونه کمک، خاصه در زمینه مباحث آیرودینامیک، مطرح شده بود. با این حال، میتوان این ادعا را مطرح کرد که سرریز فناوری موشکی به حوزه خودروسازی، انتخابی نادرست و نامتناسب است.
نخستین مسئله، پیچیدگی بیشتر حوزه صنعت خودروسازی در قیاس با صنعت موشکی است. به دیگر سخن، بخشهای صنعتی متعددی از الکترونیک و برق تا آیرودینامیک و آلیاژ درگیر هستند اما این میزان پیچیدگی در بخش موشکی وجود ندارد. افزون بر این، تولید در مقیاس بالا، صرفه مقیاس و سودآوری در کنار بازاریابی مسائلی است که در بحث صنعت موشکی مطرح نیست. در صنایع نظامی میتوان چندین سال بدون انتظار سودآوری، روی بدنه، موتور و کلاهک جنگی به تحقیق و توسعه مشغول بود اما در صنایع خودروسازی چنین امری کمتر ممکن و در دسترس خواهد بود.
گذشته از موارد فوق، نوع ارتباط بین صنایع حساس دفاعی و صنایع مدنی و غیرنظامی نیز مطرح است. به واقع، بایستی مرزهای این نوع همکاری و سرریز فناورانه مشخص شود. به دیگر سخن، انتقال فناوری میبایست به نحوی و در محیطی منتقل شود که احتمال افشای اطلاعات حساس و طبقهبندی شده وجود نداشته باشد. افزون بر این، بتواند بخش خصوصی را هم به سرمایهگذاری تحریک و هم شرایط تضمین حقوق مالکیت را فراهم آورد. با توجه به این محدودیتهاست که میتوان همکاری محدود میان بخش خودروسازی و صنایع موشکی را درک و تبیین کرد.
بخش کشاورزی، مورد مناسب
بخش کشاورزی یکی از بخشهای مهم اقتصاد ایران است که مطابق دادههای مرکز آمار ایران، مابین سالهای 1390 تا 1403، با 27 درصد رشد، از دیگر بخشهای مهم اقتصاد ایران نظیر صنعت، معدن، نفت و ساختمان رشد بیشتری داشته است. با این حال، این رشد، همانطور که پیشتر بدان پرداخته شد، به شدت آببر و کاربر محسوب میشود و در بهار و تابستان 1404 نیز، رشدهای منفی 2.7 و 3.2 را به ثبت رسانده است.
برای رفع مشکل آببری و کاربری میتوان از برخی فناوریهای نظامی با کاربرد دوگانه بهره گرفت. برای نمونه، میتوان بهجای بهرهگیری از شیوههای سنتی سمپاشی، از پهپاد برای سمپاشی بهره گرفت. افزون بر این، میتوان با بهرهگیری از تجهیزات راداری میزان رطوبت خاک را سنجید تا در آبیاری محصولات و کاهش مصرف آب، کشاورزی در ایران بهرهورتر شود. نکته دیگر، بهرهگیری از بازوهای خودکاری است که در صنایع موشکی جهت تولید بدنه بهره گرفته میشود؛ این بازوها میتوانند به کمک نشای محصول، وجین یا چیدن میوههای حساس بیاید. همچنین میتوان از فناوریهای هدایت از راه دور برای حرکت تجهیزات کشاورزی، نظیر تراکتور و کمباین، در زمین کشاورزی برای بهرهوری بالاتر بهره گرفت.
مواردی شبیه به این همچنان قابل طراحی است و نیازمند نوعی همکاری مشخص میان صنایع نظامی و مدنی است؛ امری که بایستی با مداخله مؤثر دولت همراه باشد که در قالب همکاری بخش عمومی و خصوصی (PPP) ممکن خواهد شد.