بیاعتنایی نسبی بازار طلا به شوک ژئوپولیتیکی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران پس از چند روز را میتوان در چارچوب بازتنظیم تدریجی انتظارات ریسک توضیح داد، نه بهمعنای کماهمیت تلقی شدن رویداد. بازارهای مالی در مواجهه با شوکهای ژئوپولیتیکی شدید، ابتدا سناریوهای بدبینانهتری را در قیمتها منعکس میکنند، اما با گذشت زمان و روشنتر شدن ابعاد عملیاتی، دامنه و تداوم تنش، تلاش میکنند میان «ریسک بالفعل» و «ریسک بالقوه» تمایز قائل شوند. در صورتی که طی چند روز نخست نشانههایی از گسترش فوری درگیری، اختلال قابلتوجه در بازارهای انرژی یا تغییر معنادار در رفتار سیاستگذاران پولی مشاهده نشود، بخش هیجانی صرف (پرمیوم) ریسک ژئوپولیتیکی بهتدریج تخلیه میشود و وزن متغیرهای بنیادینتر مانند نرخهای بهره واقعی، قدرت دلار و انتظارات تورمی دوباره در قیمتگذاری طلا غالب میشود.
از منظر رفتاری، این پدیده بهخوبی با مفاهیمی مانند «عادتپذیری به ریسک» (Risk Habituation) و فروکش کردن واکنشهای هیجانی توضیح داده میشود. معاملهگران در روزهای ابتدایی شوک، تحت تأثیر «سوگیری دسترسی» (Availability Bias) و ترس از سناریوهای حاد، به خرید شتابزدهی داراییهای امن و رفتارهای گلهای روی میآورند. اما با ورود اطلاعات جدید و نبود تأیید تجربی برای بدترین سناریوها، بازار مجدداً به سرعت احتمال وقوع آنها را مورد برآورد قرار میدهد. در این مرحله، بازیگران حرفهایتر به ویژه صندوقهای پوشش ریسک و معاملهگران الگوریتمی، با شناسایی اشباع خرید و افت نوسان انتظاری، اقدام به بستن موقعیتهای پوششی یا سیو سود میکنند. حاصل این فرآیند، فروکش کردن هیجان اولیه و بازگشت قیمتها به محدودههای پیشین است؛ بازگشتی که بیش از آنکه نشانهی بیتفاوتی باشد، بازتاب عقلانیتر شدن ارزیابی ریسک در بازار است.