به گزارش اکوایران، محمدرضا بیکوردی، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با اکوایران با اشاره به اطلاعیه سازمان بورس درباره نحوه فعالیت بازارها پس از وقفه معاملاتی ایجاد شده در پی شرایط جنگی، اظهار کرد: ارزیابی رفتار بازار سرمایه در زمان بازگشایی تا حد زیادی نیازمند رجوع به تجربههای مشابه گذشته، بهویژه وقایع جنگ دوازدهروزه خردادماه ۱۴۰۴ است.
وی افزود: تجربه آن دوره نشان داد نخستین واکنش بازار نقد سهام معمولاً با افزایش قابل توجه عرضه و شکلگیری صفهای فروش همراه میشود. بخش مهمی از این رفتار ناشی از تلاش سرمایهگذاران برای کاهش ریسک سیستماتیک پرتفوی و افزایش سطح نقدینگی است. در چنین شرایطی انتظار میرود فشار فروش در نمادهای بزرگ و شاخصساز نیز قابل توجه باشد.
به گفته بیکوردی، در مقابل تجربههای پیشین نشان داده است که نهادهای تثبیتی بازار از جمله صندوق تثبیت بازار سرمایه و صندوق توسعه بازار سرمایه با حضور فعال در سمت تقاضا تلاش میکنند از بروز اختلال جدی در فرآیند کشف قیمت و تشدید رفتارهای هیجانی جلوگیری کنند. بنابراین در روزهای ابتدایی بازگشایی، بازار سهام احتمالاً با برهمکنش میان عرضههای هیجانی سرمایهگذاران خرد و تقاضای حمایتی نهادهای حقوقی مواجه خواهد بود.
این کارشناس بازار سرمایه در ادامه با اشاره به وضعیت صندوقهای سرمایهگذاری با درآمد ثابت، بهویژه صندوقهای قابل معامله در بورس (ETF)، گفت: تجربه دورههای مشابه نشان میدهد که بازارگردانها نقش کلیدی در حفظ کارایی بازار و تداوم نقدشوندگی ایفا میکنند. در جریان تنشهای پیشین نیز مشاهده شد که بازارگردانها با حفظ عمق سفارشها در دو سمت بازار توانستند مانع از ایجاد اختلال جدی در معاملات این صندوقها شوند.
وی ادامه داد: بنابراین از منظر نقدشوندگی انتظار نمیرود واحدهای این صندوقها با مشکل خاصی مواجه شوند. با این حال یک نکته فنی قابل توجه در روزهای ابتدایی بازگشایی، نحوه انعکاس بازدهی روزهای توقف معاملات در قیمت تابلو است. با توجه به توقف چندروزه معاملات، ممکن است در روز نخست بازگشایی کل بازدهی انباشته مربوط به روزهای تعطیلی در قیمت واحدها بهطور کامل منعکس نشود.
بیکوردی توضیح داد: در چنین شرایطی بازارگردانها برای مدیریت تعادل قیمتی و جلوگیری از ایجاد فشار عرضه یا تقاضای غیرمتعارف، احتمالاً از طریق تنظیم تدریجی سفارشها در تابلو طی روزهای بعد، بازدهی متناظر با دوره توقف را در قیمت واحدهای صندوق مستهلک و توزیع خواهند کرد.
وی در ادامه به وضعیت بازار مشتقات پرداخت و گفت: در بازار مشتقات، بهویژه قراردادهای اختیار معامله، ساختار تسویه در دورههای توقف معاملاتی اهمیت ویژهای پیدا میکند. مطابق تبصره ۳ ماده ۱۲ دستورالعمل معاملات قراردادهای اختیار معامله، در نخستین روز بازگشایی بازار سهام، تسویه نقدی قراردادهایی انجام میشود که سررسید آنها در طول دوره توقف معاملات قرار گرفته است و روز معاملاتی بعد نیز بهعنوان موعد تسویه فیزیکی در نظر گرفته میشود.
به گفته این کارشناس، این ساختار عملاً یک بازه زمانی کوتاه برای مدیریت موقعیتها در اختیار معاملهگران قرار میدهد؛ به این معنا که سرمایهگذاران میتوانند در این بازه اقدام به آفست کردن موقعیتها، اعمال قراردادها یا مدیریت ریسک پرتفوی خود کنند.
بیکوردی با اشاره به تجربه جنگ دوازدهروزه سال جاری افزود: در شرایطی که بازار نقد با صفهای فروش سنگین مواجه میشود، کارکرد پوشش ریسک قراردادهای اختیار معامله، بهویژه اختیار فروش، بهطور محسوسی پررنگتر میشود. در چنین فضایی بسیاری از سرمایهگذارانی که دارایی پایه را در پرتفوی خود نگهداری میکنند اما به دلیل قفل شدن نمادها در صف فروش امکان نقد کردن دارایی را ندارند، به سمت استفاده از اختیار فروش بهعنوان ابزار بیمه پرتفوی حرکت میکنند.
وی تأکید کرد: این رفتار میتواند منجر به افزایش قابل توجه تقاضا برای قراردادهای اختیار فروش در سررسیدهای نزدیک شود. پیامد مستقیم چنین وضعیتی در بازار آپشن معمولاً افزایش پرمیوم قراردادهای فروش و جهش در نوسان ضمنی است.
به گفته بیکوردی، در چنین مقاطعی مشاهده میشود که قیمت برخی قراردادهای اختیار فروش حتی در سطوحی فراتر از مقادیر برآوردشده توسط مدلهای متعارف ارزشگذاری قرار میگیرد؛ چرا که در شرایط بحران، ارزش بیمه کردن پرتفوی برای سرمایهگذاران از ملاحظات صرفاً تئوریک ارزشگذاری فراتر میرود و معاملهگران حاضر میشوند برای پوشش ریسک نزولی پرمیوم بالاتری پرداخت کنند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: بازار مشتقات در چنین شرایطی نهتنها بازتابدهنده انتظارات نزولی کوتاهمدت سرمایهگذاران است، بلکه بهعنوان یکی از معدود ابزارهای فعال مدیریت ریسک در زمانی که بازار نقد با محدودیت نقدشوندگی مواجه میشود عمل میکند. از این منظر انتظار میرود در روزهای ابتدایی بازگشایی بازار، اختیارهای فروش با افزایش حجم معاملات، رشد پرمیوم و جهش در نوسان ضمنی همراه شوند و بخشی از تقاضای سرمایهگذاران به سمت استفاده از این ابزارها برای پوشش ریسک پرتفوی متمرکز شود.