به گزارش اکوایران، هر بار موشکها بر فراز خاورمیانه به پرواز درمیآیند، تنگه هرمز و امنیت جریان انرژی در کانون توجه فعالان بازارهای جهانی قرار میگیرد. این بار نیز با تشدید درگیریها، نفت سریعترین واکنش را نشان داد. اما در سایه این هیاهو، یک کالای استراتژیک دیگر هم مسیر صعودی خود را طی میکند: سنگآهن؛ ماده اولیهای که فولاد به عنوان مادر صنایع، وامدار آن است.
در شرایطی که معادن نیمکره جنوبی فصل پربار تولید را تجربه میکنند، بازارهای آسیایی پس از دو هفته تعطیلات سال نوی چینی جان گرفتهاند. کارخانههای فولادسازی با انبارهای خالی، آماده جبران عقبماندگی هستند. اما این تقاضای طبیعی، تنها عامل رشد نیست. آنچه به این صعود فصلی شتاب بخشیده، بازتاب همان ناامنی خاورمیانه است؛ ناامنیای که مسیرهای کشتیرانی را تحت تأثیر قرار داده، هزینه حمل و بیمه را افزایش داده و فضای روانی بازار را به
بیداری اژدها؛ پنجره ۱۳ روزه ای که بازار نادیده گرفت
تعطیلات سال نوی چینی هر ساله فرصتی برای استراحت کارخانهها و توقف نسبی معاملات است. اما پشت این سکوت ظاهری، همیشه یک واقعیت انکارناپذیر نهفته است: انبارها خالی میشوند. با پایان یافتن تعطیلات و بازگشت کارخانههای فولادسازی به چرخه تولید، اولین دستور کار، جبران موجودیهای مصرف شده در روزهای پایانی سال قبل است.
امسال اما یک ویژگی خاص وجود داشت. بین پایان تعطیلات سال نو چین و آغاز تنشهای نظامی در خاورمیانه، یک بازه زمانی تقریباً ۱۳ روزه شکل گرفت. در این ۱۳ روز، بازار سنگآهن در حالتی بین انتظار و حرکت آرام به سر میبرد. شرکتهای چینی که به تدریج سفارشهای خود را برای پر کردن انبارها آغاز کرده بودند، توانستند قیمتها را از کف چند هفتهای خود کمی بالاتر بکشند. معاملات جان گرفته بود، خریداران در حال چک کردن موجودی فروشندگان بودند و نشانههای یک روند صعودی تدریجی در حال شکلگیری بود. اما این رشد آرام و بنیادی، چندان دوام نیاورد.

درست در لحظهای که انتظار میرفت قیمت سنگآهن مسیر طبیعی خود را بر اساس عرضه و تقاضا طی کند، خاورمیانه منفجر شد. ناگهان تمام نگاهها از انبارهای فولاد تانگشان به سمت تنگه هرمز چرخید. بازارهای جهانی مبهوت قیمت نفت شدند، تحلیلگران ژئوپلیتیک روی خطر مختل شدن انرژی متمرکز شدند و در این میان، سنگآهن در سکوت خبری بزرگترین شوک هفته را تجربه کرد.
آنچه در ادامه رخ داد، یک صعود دو مرحلهای بود: مرحله اول که آرام و بنیادی بود و مرحله دوم که شتابان و هیجانی. اما نکته مهم اینجاست که وقتی جنگ آغاز شد، همه چنان درگیر بازار انرژی بودند که متوجه نشدند موتور رشد سنگآهن نیز روشن شده است؛ موتوری که حالا دو سوخت داشت.
نقطه عطف بازار سنگ آهن
برای درک آنچه این روزها بر بازار سنگآهن گذشته، باید کمی به عقب برگردیم و ماجرا را از جایی روایت کنیم که هنوز کسی فکرش را نمیکرد قیمت این ماده خام چنین جهشی داشته باشد. قصه این روزهای سنگآهن، قصه برخورد دو موج خروشان است؛ موجی که از دل صنعت چین برخاست و موجی که آتش آن در خاورمیانه شعله ور شد.
از خواب زمستانی تا بیداری بهاری
بیایید از اواخر فوریه شروع کنیم. چین تازه از تعطیلات طولانی سال نو خارج شده بود. کارخانههای فولادسازی یکی یکی چراغهایشان را روشن میکردند و نفسهای نخستین تولید را میکشیدند. آن روزها، دقیقاً در حوالی ۱۷ و ۱۸ فوریه، کمکم نشانههای بازگشت تقاضا در معاملات دیده میشد. خریداران سراغ فروشندگان میرفتند، استعلام قیمتها بیشتر شده بود و انبارهایی که در طول تعطیلات خالی مانده بودند، حالا منتظر موج اول تأمین بودند.
اما واقعیت این است که چین برای یک شروع پرقدرت، تا اوایل مارچ صبر کرد. تا آن زمان، انبارها تقریباً خالی بودند، سفارشهای جدید روی میز قرار گرفته بودند و همه چیز برای یک موج خرید سنگین آماده میشد. در شرایط عادی، این تقاضای فصلی میتوانست قیمت سنگآهن را آرام آرام و طی چند هفته، شاید چند سنتی بالا ببرد. یک روند طبیعی، قابل پیشبینی و بدون هیجان. اما تقدیر، نقشه دیگری برای بازار کشیده بود.
شعلهای که مسیر کشتیها را عوض کرد
درست در همان لحظهای که چین نفس عمیقی برای خرید میکشید، آتش در خاورمیانه زبانه کشید. اینبار اما ماجرا فقط یک تنش زودگذر نبود. ناگهان، همه آنچه خریداران درباره آن فکر میکردند قیمت، مقدار، زمان تحویل کمرنگ شد و یک دغدغه جدید در مرکز توجه قرار گرفت: امنیت.
ناگهان بحث از تقاضا و انبار به کشتیها و بیمهنامهها کشیده شد. شرکتهای بیمه که با دیدن شعلههای جنگ در منطقه، ریسکهای خود را دوباره محاسبه کرده بودند، حق بیمه کشتیهای تجاری را به شدت بالا بردند. هزینه حمل و نقل که تا همین دیروز یک عدد عادی در صورتحسابها بود، حالا به یک بحران تبدیل شده بود. کشتیداران مردد بودند، صاحبان کالا نگران و خریداران چینی با یک سوال بزرگ مواجه: "اگر محموله من به مقصد نرسد، چه؟"
فرو ریختن امنیت معادلات را برهم زد
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که ماجرا شکل تازهای به خود گرفت. خریدار چینی را تصور کنید که از یک سو انبارهای کارخانهاش خالی است و خط تولید منتظر مواد اولیه، از سوی دیگر میبیند مسیری که سنگآهن باید از آن عبور کند، ناامن شده و هر روز ممکن است خبری بد برسد.
در چنین شرایطی، او دست به اقدامی میزند که در ادبیات بازار به آن "خرید تثبیتی" میگویند.
یعنی چه؟ یعنی دیگر فقط به فکر پر کردن انبار نیست. او حالا میخواهد خودش را بیمه کند. میداند اگر جنگ گستردهتر شود، اگر ناامنی در مسیرهای کشتیرانی ادامه پیدا کند یا شدیدتر شود، هفته بعد باید سنگآهن را با قیمتی خیلی بالاتر بخرد. پس عقل سلیم میگوید: هرچه سریعتر، هرچه بیشتر.
و این شد که هجوم خریداران به بازار، شعلهای شد که آتش قیمتها را بلندتر کرد. تقاضایی که میتوانست در یک بازه زمانی دو، سه هفتهای به تدریج تخلیه شود، حالا در چند روز فشرده به بازار هجوم آورد.

رشد 4 دلاری سنگ آهن تنها در یک هفته
اگر این روزها به صفحه قیمتها نگاه کنیم، نتیجه این طوفان دوگانه را میتوانیم واضح ببینیم. درست در ابتدای مارچ، قیمت سنگآهن روی رقم ۹۹.۰۵ سنت ایستاده بود. خبری نبود، هیجانی در کار نبود، فقط همان روند آرام فصلی. اما کمتر از دو هفته بعد، ماجرا کاملاً تغییر کرد.
تنها ۸ روز بعد، قیمت به ۱۰۲.۹۰ سنت رسید. یک رشد حدوداً ۴ دلاری در مدت زمانی کمتر از ۱۰ روز. این دیگر آن روند آرام و تدریجی نبود که تحلیلگران پیشبینی میکردند. این یک جهش بود؛ جهشی که به بازار فهماند دیگر در شرایط عادی به سر نمیبرد. سنگآهن حالا در چنگال یک "طوفان کامل" گرفتار شده بود؛ طوفانی که یک بال آن تقاضای فروخورده چین بود و بال دیگرش، ترس از فردایی نامعلوم در مسیرهای دریایی.