ری دالیو، کار آفرین و سرمایه‌گذار شناخته شده آمریکایی در مقاله‌ای تحلیل کرد که اگر ایران کنترل تنگه را همچنان داشته باشد یا بتواند بر سر آن قدرت مذاکره کند، آمریکا بازنده و ایران برنده‌ی جنگ تلقی می‌شود؛ شرایطی که اعتماد سرمایه‌گذاران به دارایی‌های آمریکایی را تضعیف می‌کند.

به گزارش اکوایران، ری دالیو، سرمایه‌گذار معروف آمریکایی در مقاله‌ای تحلیل کرد که سرنوشت جنگ ایران و آمریکا را نهایتا کنترل تنگه هرمز تعیین خواهد کرد.

به گفته‌ی دالیو، اگر ایران کنترل تنگه را همچنان داشته باشد یا بتواند بر سر آن قدرت مذاکره داشته باشد، آمریکا بازنده و ایران برنده‌ی جنگ تلقی می‌شود. به این خاطر که کنترل تنگه هرمز توسط ایران، به عنوان سلاحی شناخته خواهد شد که به وضوح اثبات می‌کند آمریکا قدرت تغییر شرایط را ندارد.

براساس تحلیل دالیو، اگر دونالد ترامپ و ایالات متحده پیروز نشوند موجب ایجاد شرایط فاجعه‌باری می‌شوندکه نمی‌توانند آن را سامان دهند. دلیل شکست ایالات متحده هرچه که باشد، فرقی نمی‌کند؛ چه به دلیل سیاست‌های ضدجنگ و ترس او از تهدیدی که در آستانه‌ی انتخابات میان‌دوره برای کنترل سیاسیِ ترامپ ایجاد می‌کند، یا بخاطر عدم رغبت او برای هزینه کردن پول و جان انسان‌ها برای بردن جنگ، یا ناتوانی نظامی آمریکا در به‌دست آوردن و حفظ قدرت، و یا به علت آنکه ترامپ نتواند دیگر کشورها را در یک کنسرسیوم دور هم آورد تا تنگه را باز نگه دارد.

از منظر این سرمایه‌گذار معروف، اگر ایالات متحده چنین شکستی را متحمل شود، این خطر وجود دارد که از دست دادن کنترل تنگه هرمز برای آمریکا، همان‌گونه باشد که بحران کانال سوئز (در سال ۱۹۵۶) برای بریتانیای کبیر بود، و شکست‌های مشابه آن برای امپراتوری هلند در قرن هجدهم و امپراتوری اسپانیا در قرن هفدهم. الگوی رویدادهایی که به فروپاشی امپراتوری‌ها می‌انجامد، تقریبا همیشه یکسان است. موارد بی‌شماری وجود دارد که در آن یک قدرتِ کمترِ برترِ تلقی‌شده، بر سر کنترل یک مسیر تجاری حیاتی، با قدرت پیشرو جهان وارد چالش می‌شود. در این موارد، قدرت مسلط، قدرت کوچکتر را برای باز کردن مسیر تهدید می‌کند و همه افراد رویکردهای خود نسبت به این کشورها و مقصد سرمایه‌هایشان را بر اساس آنچه رخ می‌دهد، تغییر می‌دهند. جریان مردم و سرمایه‌ها به سرعت و به طور طبیعی از سمت بازندگان فرار می‌کنند. و این تغییرات بر بازارها، به ویژه بازار بدهی، ارز و طلا، و قدرت ژئوپلیتیک تأثیر می‌گذارند.

به گفته دالیو، از آنجا که مردم، کشورها و جریان‌های مالی به سرعت و به‌طور طبیعی به سمت برنده گرایش می‌یابند، اگر ایالات متحده و ترامپ بر جریان تردد از طریق تنگه هرمز مسلط نشوند، این امر قدرت آمریکا در جهان و نظم جهانی موجود را تهدید خواهد کرد. زمانی که قدرت مسلط جهان، قدرت نظامی و مالی خود را به نمایش می‌گذارد، این امر اعتماد به آن کشور و تمایل به نگه‌داری بدهی و ارز آن را تقویت می‌کند. زمانی که ریگان بلافاصله پس از انتخاب شدن، آزادی گروگان‌ها در ایران را به‌دست آورد و سپس، زمانی که ایران در جنگ ایران و عراق به کشتیرانی خلیج فارس حمله کرد، رئیس‌جمهور ریگان دستور اسکورت نفت‌کش‌ها توسط نیروی دریایی آمریکا را صادر کرد، او قدرت خود و ایالات متحده را بر ایران به نمایش گذاشت. اگر ترامپ قدرت خود و آمریکا را برای انجام آنچه گفته است، یعنی پیروزی در این جنگ از طریق تردد آزاد از تنگه هرمز به نمایش بگذارد، این امر اعتماد به قدرت او و ایالات متحده را به‌شدت تقویت خواهد کرد.

 اما از سوی دیگر، اگر تنگه هرمز در دست ایران باقی بماند، دونالد ترامپ به عنوان کسی که وارد جنگ شده و باخته است، تلقی خواهد شد. او متحدان آمریکا در منطقه را با مشکلی عظیم رها کرده و اعتبار خود را از دست خواهد داد. ترامپ اکنون از سایر کشورها می‌خواهد به آمریکا در تضمین تردد آزاد از تنگه بپیوندند؛ توانایی او برای متقاعد کردن آنها به انجام این کار، نشان‌دهنده توانایی او در شکل‌دهی اتحادها و بسیج قدرت خواهد بود.

براساس تحلیل دالیو، تضمین اینکه کشتی‌ها به سلامت عبور کنند برای آمریکا و اسرائیل به تنهایی بسیار سخت خواهد بود، مگر اینکه تنگه هرمز را از کنترل ایران خارج کنند و انجام این کار  احتمالا به یک نبرد بزرگ نیاز دارد. از نظر دالیو، طرح ایران این است که جنگ را طولانی کند و به تدریج آن را تشدید کند، زیرا روشن است که افکار عمومی آمریکا، و در نتیجه رهبران آمریکایی، ظرفیت بسیار محدودی برای تحمل درد و جنگ‌های طولانی‌مدت دارند. بنابراین، اگر این جنگ به اندازه کافی دردناک و طولانی شود، آمریکایی‌ها جنگ را رها خواهند کرد و متحدان خلیج فارس و سایر «متحدان» در سراسر جهان خواهند دید که ایالات متحده برای محافظت از آنها حضور نخواهد داشت. این امر روابط با کشورهای همسو در موقعیت‌های مشابه را تضعیف خواهد کرد.

ظرفیت‌های مالی و نظامی یک کشور برای جنگیدن تحت تأثیر تعداد و شدت جنگ‌هایی که در آن می‌جنگد، سیاست داخلی آن، و روابطش با کشورهایی است که منافع مشترک دارند (مانند روابط بین ایران، روسیه، چین و کره شمالی). ایالات متحده ظرفیت جنگیدن در چندین جنگ همزمان را ندارد (هیچ کشوری این ظرفیت را ندارد)، و در جهانی که تا این حد متصل است، جنگ‌ها به روش‌های غیرقابل تصور به سرعت گسترش می‌یابند. از طرفی، در داخل کشورها، به ویژه در دموکراسی‌هایی که اختلافات ثروت و ارزش‌های زیادی دارند، همیشه درگیری بر سر این که چه باید کرد و چه کسی چقدر و به چه شکلی باید بپردازد، وجود دارد.

مهم‌ترین و برجسته‌ترین نکته که در مقاله‌ی ری دالیو باید مورد توجه قرار گیرد، اهمیت به‌دست آوردن اعتماد برای ایالات متحده آمریکاست. این بزرگ‌ترین دستاوردی است که در صورت برنده شدن «نبرد نهایی» در انتظار آمریکا خواهد بود. در عصری که اعتماد به دولت‌ها هرروز کم و کمتر می‌شود و این امر را در بازار به شکل کاهش رغبت دیگر دولت‌ها و سرمایه‌گذاران در حفظ بدهی کشورها می‌توان مشاهده کرد، این دستاورد برای آمریکا از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. با ذکر مثال ریگان، می‌توان برداشت کرد که ترامپ با سلب کنترل ایران از تنگه هرمز و برطرف کردن این تهدید برای خود و کشورهای هم‌پیمانش، قصد دارد که اعتماد به ایالات متحده را بازگرداند، میل دولت‌ها و سرمایه‌گذاران به نگه‌داری دارایی‌های آمریکایی را تقویت کند و سلطه‌ی دلار را نگه دارد.